برگردان به زبان ساده
غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند
خرابِ بادهٔ لعلِ تو هوشیارانند
شاهانِ تاجدار با همه بزرگی به غلامیِ چشم مست و زیبای تو مشغول اند و آنان که که از باده وجود تو نوشیده اند از مستی هوشیاری یافته اند
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
هوش مصنوعی: تو نسیم وصالی و من هم در حال گریه و اندوه، تو به من اشاره میکنی و اگر نه، عاشق و معشوق هر دو رازدار هستند.
ز زیرِ زلفِ دوتا چون گذر کُنی بِنْگر
که از یَمین و یَسارت چه سوگوارانند
هوش مصنوعی: هرگاه از زیر دو زلف بگذری، نگاه کن که از سمت راست و چپ تو چه افرادی با دلسوزی و غم به تو چشم دوختهاند.
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تَطاوُلِ زلفت چه بیقرارانند
هوش مصنوعی: با نرمی و لطافت مانند نسیم از کنار گل بنفشه عبور کن و تماشا کن که چقدر بیتابی و اضطراب به خاطر زیبایی و گیسوانت در دلها ایجاد شده است.
نصیبِ ماست بهشت ای خداشناس برو
که مُستَحَقِّ کرامت گناهکارانند
هوش مصنوعی: ای خداشناس، بهشت نصیب ماست، زیرا ما هم گناهکارانی هستیم که سزاوار بخشش و کرامت تو هستیم.
نه من بر آن گُلِ عارض غزل سُرایم و بس
که عَندَلیبِ تو از هر طرف هزارانند
هوش مصنوعی: من فقط برای زیبایی چهرهات شعر میگویم، چرا که پرندگان عاشق تو از هر سو بسیارند.
تو دستگیر شو ای خضرِ پی خجسته که من
پیاده میروم و هَمرَهان سوارانند
هوش مصنوعی: ای خضرِ خوشقدم، تو به من کمک کن، چرا که من پیاده میروم و همراهانم سوار بر اسبها هستند.
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کآنجا سیاه کارانند
هوش مصنوعی: بیایید به میکده برویم و از زیبایی لذت ببریم، زیرا در صومعه تنها افرادی هستند که پیوندی با سیاهی و بدی دارند.
خلاصِ حافظ از آن زلفِ تابدار مباد
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند
هوش مصنوعی: حافظ از دست زلفهای پیچیده و جذاب تو رهایی نمیخواهد، زیرا آن افرادی که در دام تو افتادهاند، افراد نیکوکار و رستگار هستند.