برگردان به زبان ساده
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
هر کس که چهره ی خود را برافروخته و گلگون سازد شیوه ی دلربایی و دلبری را بلد نیست و هرکه آینه بسازد اسکندر نیست و شیوهٔ او (پادشاهی عالمگستر) را بلد نیست! / اشاره به ، آینهٔ سترگ مشهوری دارد که اسکندر ساخت و بخشی از ساختمان «فانوس دریایی» معروف اوست
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هر کسی که کلاهش را به شکل پادشاهان بر روی سرش بگذارد و تندی کرده و دیگران را امر و نهی کند، لزوماً نمیتواند از عهده مسئولیتها و ویژگیهای رهبری و بزرگمنشی برآید.
تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن
که دوست، خود روشِ بندهپروری داند
همچون مزدوران و به خاطر مزد و پاداش عمل نکن، زیرا دوست (خدا) خود روش و شیوه ی جبران تلاش شما را با محبت و رحمت نسبت به بندگانش می داند. و حواسش به همه چیز هست.
غلامِ همّتِ آن رندِ عافیتسوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
من بندهی همت و تلاش آن زیرکی هستم که در حالتی ظاهری شبیه به فقر و ناداری، توانایی تبدیل اوضاع را به بهترین شکل دارد.
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند
اگر وفاداری و عمل به عهد را یاد بگیری، نیکو و پسندیده هست؛ وگرنه هر کسی را که ببینی، راه و رسم ظلم و ستمگری را میشناسد.
بباختم دلِ دیوانه و ندانستم
که آدمیبچهای، شیوهٔ پری داند
دل سرگشته ی خود را باختم و نمی دانستم که کسی چگونه میتواند به شیوهای چنین جذاب و فریبنده رفتار کنند.
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
در زندگی و ظرایف و نکات بسیاری وجود دارد که تنها عده کمی از آنها آگاهند. و هر کسی با تظاهر به دانایی توان فهم آن نکات موضوعات را ندارند
مدارِ نقطهٔ بینش ز خالِ توست مرا
که قدرِ گوهرِ یکدانه جوهری داند
توان دید و درک من به خاطر عنایت وجود توست، چرا که فقط یک گوهرشناس میتواند ارزش گوهر را بشناسد. و به لطف تو می توان به اسرار و بینش صحیح پی برد.
به قَدّ و چهره هر آن کس که شاهِ خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
اگر کسی شرایط آن را داشت که به مقامی برسد تنها به شرط آنکه فهم و درک صحیح و رفتار درستی داشته باشد می تواند رشد کند به پادشاهی برسد
ز شعرِ دلکَشِ حافظ کسی بُوَد آگاه
که لطفِ طبع و سخن گفتنِ دَری داند
تنها کسی میتواند از لطف و ظرافت های شعرهای حافظ آگاه شود که که توانایی درک لطافت و زبان پارسی دری را داشته باشد و بداند.