برگردان به زبان ساده
کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
دلی که غمگین باشد هرگز نمیتواند شعر تازه و شاداب بسراید . این موضوع ابعاد متعددی دارد که من یکی از آن ابعاد را گفتم .
از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار
صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
ای خدا، ای کاش بوسه ای به نگین انگشترم می زدی تا از خاتم سلیمان هم قدرتش بیشتر می شد و فرمانروایی دنیا به دست من می افتاد (اگر امان و اختیار ویژه ای از طرف خدا برای شاعر ایجاد می شد، این نظام جبری دنیا را به هم می زد و خیلی از سرنوشت های ناخوشایند مردم را تغییر می داد). لعل: لب یار که مانند نگینی از گوهر لعل سرخ و فریبنده است و اگر انگشتری را ببوسد، نگین آن انگشتر هم لعل می شود.
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هوش مصنوعی: دل عزیز، نباید از بدگوییهای حسودان ناراحت شوی، زیرا ممکن است که در این کار خیری برای تو نهفته باشد که خود را نبیند.
هر کهاو نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیالانگیز
نقشش به حرام اَر خود صورتگر چین باشد
از نظر شاعر، مهمترین عامل زندگی، شانس، تقدیر و سرنوشت است که از پیش نوشته شده و این اصل چنان مسلم است که اگر کسی آن درک نکرده باشد، هیچ چیز از دنیا نفهمیده و زندگی اش پوچ و بی ثمر است، حتی اگر خیلی هم ادعا داشته باشد.کلک خیال انگیز: قلم سرنوشت و تقدیر الهی است که چنان نقاشی پیچیده و وهم انگیزی را می نگارد که بعضی را به قضاوت های خیالی و توهمی راجع به دنیا و خدا می کشاند.صورتگر چین: نقاش زبردستنقشش به حرام: یعنی نقاشی بی معنا و مفهوم که جز تلف کردن رنگ و وقت و ... ثمری ندارد.
جامِ میْ و خونِ دل هر یک به کسی دادند
در دایرهٔ قسمت اوضاع چنین باشد
شاعر چگونگی تقسیم سرنوشت را این طور تصویر کرده: ما در یک میهمانی ای نشسته بودیم که نامش دایره قسمت بوده است و در آن میهمانی افراد می نشسته اند و سرنوشتشان را به شکل یک شراب سرخ در پیاله هایشان می ریخته اند. ولی برای بعضی، به صورت کاملاً اتفاقی شراب سرخوش کننده ریخته نمی شود، بلکه خون دل در پیاله هایشان ریخته می شود و آن ها مجبورند آن را در طول زندگی سر بکشند.
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کهاین شاهدِ بازاری وآن پردهنشین باشد
در نظر شاعر، قسمت و تقدیر است که سرنوشت آدم ها را مشخص می کند، تا زیبا روئی مجبور به زیبایی فروشی همگانی باشد و زیبا رویی دیگر در اندرونی، مستور و به دور از فشارهای زندگی، به او رسیدگی شده و با آسایش زندگی کند. (گلاب در واقع همان گل است که تحت فشارهای زندگی او را فشرده اند و پخته اند و از او عرق گرفته اند و در سر هر بازاری فروخته اند.)
آن نیست که حافظ را رِندی بِشُد از خاطر
کهاین سابقهٔ پیشین تا روزِ پَسین باشد
ین نکته دانی و صداقت جسارت آمیز حافظ هم یکی از نعمت های ازلی است که در سرنوشت او نوشته شده و این ویژگی در روز اول خلقت به او اعطا شده و تا قیامت هم باقی خواهد ماند. رندی: آزادگی، صداقت، جسارت، هوش و نکته بینی عارف،سابقه پیشین: مربوط به روز اول خلقت،روز پسین: روز قیامت