برگردان به زبان ساده
راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد
شعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زد
نغمهای بخوان که با ساز و آواز آن بتوان از درد آه کشید و احساسات را بیان کرد ، شعری را بخوان که بتوان همراه آن جام پر از شراب را نوشید
بر آستانِ جانان گر سر توان نهادن
گلبانگِ سربلندی بر آسمان توان زد
اگر بتوان به درگاه معشوق و محبوب جهت بندگی رسید باید از شادی و سربلندی فریاد کشید
قَدِّ خمیدهٔ ما سهلت نماید اما
بر چشمِ دشمنان تیر، از این کمان توان زد
ظاهراً ما متواضع، نرم، یا ضعیف به نظر میرسیم (قد خمیده، خمیده بودن)، یعنی ظاهر ما کسی را گول میزند که فکر کند ما قدرتی نداریم. اما واقعیت این است که همین ظاهر ضعیف و متواضع، میتواند برای دشمن خطرناک باشد؛ یعنی از همین "کمان خمیده" میتوان تیرهای کشنده پرتاب کرد و دشمن را هدف گرفت.
در خانقه نگنجد اسرارِ عشقبازی
جامِ میِ مُغانه هم با مُغان توان زد
در خانقاه و محل عبادت عشقبازی مجاز نیست و حتی نمیتوان در کنار عارفان، جام می را به دست گرفت و برای این کار باید به سرای مغان رفت
درویش را نباشد برگِ سرایِ سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
هوش مصنوعی: درویش به درباریان و اهل سلطنت نیازی ندارد و خود را در اوج سادگی و تهیدستی میبیند. او با توجه به زندگی سادهاش، نگهداری از لباس کهنهاش را هم کمال میداند و در مورد آتش زدن، از آن به عنوان نمادی از تغییر و تحول یاد میکند.
اهلِ نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داوِ اول بر نقدِ جان توان زد
عاشقانی که به عمق مسائل فکر میکنند، با یک نگاه میتوانند به بینهایت چیزها پی ببرند. عشق بمانند یک صحنه قمار است که در آن دست اول بازی را بر سر جان باید بازی کرد!
گر دولتِ وصالت خواهد دری گشودن
سرها بدین تَخَیُّل بر آستان توان زد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خوشبختی و دوستی تو برسد، باید با اعتماد و خیال خوب، به دروازه عشق مراجعه کند.
عشق و شباب و رندی مجموعهٔ مراد است
چون جمع شد معانی گویِ بیان توان زد
عشق، جوانی و رندی، همه خواستههای ما هستند. 1-همه شرایط که فراهم باشد، میتوان ابراز خوشنودی کرد. 2-دانش واژگانشناسی که باشد، میتوان به سخنوری پرداخت. [مصرع دوم معنی دوگانه دارد]
شد رهزنِ سلامت زلفِ تو وین عجب نیست
گر راهزن تو باشی صد کاروان توان زد
زلف تو (که به نوعی نماد زیبایی و فریبندگی است) از فرط دلربایی سلامت و راحتی من را ربوده است. و این جای تعجبی ندارد، که حتی اگر راهزن کاروان ها تو باشی به اندازهای تاثیرگذار هستی که میتوانی صد ها کاروان را متوقف کنی.
حافظ به حَقِّ قرآن کز شِید و زرق بازآی
باشد که گویِ عیشی در این جهان توان زد
حافظ به حقانیت قرآن قسم که باید از فریب و مکر دور شد تا بتوان در این جهان به زندگی پرداخت