برگردان به زبان ساده
دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
هوش مصنوعی: دل مرا تارت کرده و رویش را از من پنهان کرده است. خدایا، با که میتوان این بازی را تحمل کرد؟
شب تنهاییَم در قصدِ جان بود
خیالش لطفهایِ بیکران کرد
هوش مصنوعی: در شب تنهاییام، در حالی که قصد داشتم جان خود را از دست بدهم، یاد او به من آرامش و احترام بیپایانی بخشید.
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟
که با ما نرگسِ او سر گران کرد
هوش مصنوعی: چرا باید مانند لالهای با دل شکسته نباشم؟ وقتی که نرگس زیبایش سرش را به خاطر ما بالا کرده است.
که را گویم که با این دردِ جانسوز
طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد؟
هوش مصنوعی: به چه کسی بگویم که این درد عمیق و سوزناک را تجربه میکنم؟ پزشک قصد دارد جانم را بگیرد.
بدانسان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بَربَط فغان کرد
هوش مصنوعی: من مانند شمعی میسوزم، در حالی که بر من شرابی ریخته شده و موسیقی غمگینی نواخته میشود.
صبا گر چاره داری وقتِ وقت است
که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد
هوش مصنوعی: ای باد صبا، اگر راه حلی داری، وقت آن است که اشتیاق و درد من به جانم رسیده است.
میان مهربانان کی توان گفت؟
که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد
هوش مصنوعی: در جمع افراد مهربان، چه کسی میتواند بگوید که دوست ما چگونه سخن گفته و چه کارهایی انجام داده است؟
عدو با جانِ حافظ آن نکردی
که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد
هوش مصنوعی: دشمن با جان حافظ چنین عملی نکرد که تیر چشمان آن معشوق کمحرفی کرد.