برگردان به زبان ساده
چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
هوش مصنوعی: مانند باد، به سوی خانه معشوق میروم و با بویی خوش که مانند مشکی خوشعطر است، نفس میکشم.
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هوش مصنوعی: به هرز و بدون هدف، در حالی که نه بادهای دارم و نه محبوبی، عمرم میگذرد. امروز تصمیم گرفتم که دیگر بیکاری نکنم و به کار مشغول شوم.
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
هوش مصنوعی: هر احترامی که از علم و دین به دست آوردهام، تقدیم خاک راه آن معشوق خواهم کرد.
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
هوش مصنوعی: به مانند شمعی که با نور صبح روشن میشود، عشق او باعث روشنی و شادیام شده است، و من تصمیم دارم که تمام عمرم را صرف این عشق و تلاش برای آن کنم.
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
هوش مصنوعی: برای یادآوری چشمهای تو، خود را به نابودی میکشانم و عزمم بر این است که پیمان قدیم را به خوبی حفظ کنم.
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
هوش مصنوعی: باد صبا کجاست؟ که من این جان آزردهام را چون گلی فدای عطر موهای یار کنم.
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
هوش مصنوعی: حافظ میگوید که هیچوقت در پی پنهانکاری و دوگانهگی نخواهد بود و نمیخواهد دلش را با نفاق آلوده کند. او تمام تلاشش را میکند تا راه رندی و عشق را در پیش بگيرد و به زندگیاش زيبایی ببخشد.