برگردان به زبان ساده
صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّهباز کَرْد
حُقه: یعنی کیسه. در اینجا کیسه شعبدهبازان منظور است.
بازیِّ چَرْخ بِشْکَنَدَش بِیْضِه دَر کُلاه
زیرا که عَرْضِ شُعْبَدِه با اَهْلِ راز کَرْد
«بیضه و تخمپرنده، در کلاه شکستن» منظور لو رفتن و بیاثر شدن کلکها و حیلههای یک شعبدهباز است.
ساقی! بیا! که شاهِدِ رَعْنایِ صوفیان
دیگَر به جِلْوِه آمد و آغازِ ناز کَرْد
دیگر: باز هم.
این مُطْرِب اَز کُجاست که سازِ عِراق ساخت؟
وآهَنْگِ بازْگَشْت به راهِ حِجاز کَرْد؟
عراق و حجاز علاوه بر نام مکان، نامهای مایههای موسیقایی هستند.
ای دِل! بیا! که ما بِه پَناهِ خُدا رَویم
زآنْچ آسْتینِ کوتَه و دَسْتِ دِراز کَرْد
آستین کوته: کنایه است از کسی که دست از دنیا کوتاه کرده ویا ادعای این عمل را دارد. دستِ دراز: کنایه است از حرص، دست ظلم.
صَنْعَت مَکُن که هَرکِه مُحَبَّت، نَه راسْت باخْت
عِشْقَش به رویِ دِل، دَرِ مَعْنی، فَراز کَرْد
صنعت: در اینجا یعنی مکر. فراز کرد: بَست. در کار عاشقی هیچ حیله و مکری به کار نبر چرا که قلب او عشق غیر حقیقی را به درون راه نمی دهد(در را به روی آن می بندد)
فَرْدا که پیشگاهِ حَقیقَت شَوَد پَدید
شَرْمَنْدِه رَهْرُوی کِه عَمَل بَر مَجاز کَرْد
هوش مصنوعی: روز موعود که حقیقت نمایان شود، رهگذر گناهکار شرمنده خواهد بود، زیرا اعمالش بر پایهی فریب و نادرستی بوده است.
اِی کَبْکِ خوشخُرام! کُجا میرَوی؟ بِایست!
غَرِّه مَشو! که گُرْبِهٔ زاهِد، نَماز کَرْد
هوش مصنوعی: ای کبک زیبا و خوشحال، کجا میروی؟ نایست، فریفته نشو که گربهٔ زاهد در حال نماز است.
«حافِظ»! مَکُن مَلامَتِ رِنْدان! که دَر اَزَل
ما را خُدا زِ زُهْدِ ریا، بینیاز کَرْد
هوش مصنوعی: حافظ، از سرزنش و ملامت مردان دلشکسته دست بردار، زیرا خدا در آغاز وجود ما را از ریا و تظاهر در دین بینیاز کرده است.