برگردان به زبان ساده
صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
ور نه اندیشهٔ این کار فراموشش باد
هوش مصنوعی: اگر صوفی در خوردن باده، میانهروی کند، نوشیدنش مبارک باشد؛ وگرنه بهتر است که به فکر این کار نباشد.
آن که یک جرعه مِی از دست توانَد دادن
دست با شاهدِ مقصود در آغوشش باد
هوش مصنوعی: هر کس بتواند یک جرعه شراب را به کسی بدهد، خوشا به حالش که در آغوش معشوق خود باشد.
پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت
آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش باد
پیر ما فرمود که هیچ اشتباهی در ساخت و آفرینش رخ نمیدهد و باید به نظر پاک و خطا پوشاننده او آفرین گفت.
شاهِ تُرکان، سخنِ مدعیان میشِنَوَد
شرمی از مَظلَمِهٔ خونِ سیاوشش باد
هوش مصنوعی: سلطان ترک به سخنان مدعیان گوش میدهد، امیدوارم که از ظلمی که بر سیاوش رفته است، شرمسار باشد.
گر چه از کِبر، سخن با منِ درویش نگفت
جان فدایِ شِکَرینپستهٔ خاموشش باد
اگرچه از غرور با من بیچاره حرف نزد؛ جانم فدای لبهای شیرین و تنگ و ساکت او بادا!
چشمم از آینهدارانِ خط و خالش گشت
لبم از بوسهرُبایانِ بَر و دوشش باد
چشمم به آینهداری او رسید امیدوارم لبم نیز به بوسهربایی بر و دوش او برسد.
نرگسِ مست نوازشکُنِ مردمدارَش
خونِ عاشق به قدح گر بِخورد نوشش باد
چشم خمار و مهربانش؛ اگر خون عاشق را بریزد و بنوشد نوشش بادا!
به غلامیِ تو مشهورِ جهان شد حافظ
حلقهٔ بندگیِ زلفِ تو در گوشش باد
حافظ از بندگی تو و در بندگی تو در جهان معروف شد؛ همیشه او، عاشق زلفت بادا!