برگردان به زبان ساده
دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد
دیروز پیر خرابات که درود بر او باد، گفت: باده بنوش و غم را یاد مکن.
گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد
به او گفتم که شراب و باده، آبروی مرا میبرد، پاسخ داد: این سخن را بپذیر هرچه شود، شود.
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
وقتی که از سود و از زیان و سرمایه و هرچه که هست رفتنی است؛ پس برای این معامله نه غمگین باش و نه شاد و اصلا بهآن فکر نکن.
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رَوَد به باد
اگر دل و مهر خود را به هیچ ببندی، در آخر هیچ نصیبت نمیشود؛ در جایی که فرمانروایی بینظیر سلیمان بر باد میرود و هیچ میشود.
حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت است
کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد
ای حافظ، اگر پند خردمندان و دانایان تو را آزرده میکند، پس سخن را کوتاه میکنیم، عمرت دراز بادا!