برگردان به زبان ساده
ایدون که جهان تیره تر از پر غراب است
وقت من از اندوه وز تیمار خراب است
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا به اندازه پر غمناک یک کلاغ تاریک است، حال من از اندوه و پریشانی خراب و ویران است.
چشم من از اندیشه این رنج پر آب است
«کامد شب و از خواب مرا رنج و عذاب است
هوش مصنوعی: چشم من از فکر و تأمل در این مشکلات پر از اشک است؛ شب که میشود، خواب از من میگریزد و تنها رنج و عذاب به همراه دارد.
ایدوست بیار آنچه مرا داروی خواب است»
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آن چیزی را که مرا به خواب میبرد، بیاور.
هشدار که چون صورت دیوار نباشی
نقشی عبث از پرده پندار نباشی
هوش مصنوعی: هشدار که اگر مانند دیوار بیتحرک و بیجان باشی، در واقع، وجودت بدون معنا و بیفایده خواهد بود، مانند تصاویری که در ذهن ساخته میشوند و حقیقت ندارند.
نه زنده و نه مرده چو بیمار نباشی
«چه مرده و چه خفته که بیدار نباشی
هوش مصنوعی: اگر بیمار نباشی، نه به حال زندهها هستی و نه به حال مردهها. مثل کسی که نه در آرامش است و نه در خواب، فقط در بیحالی و بیتحرکی به سر میبرد.
این را چه دلیل آری و آن را چه جواب است»
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای یک موضوع خاص دلیلی وجود دارد و برای موضوع دیگر پاسخی وجود دارد. به عبارت دیگر، به نظر میرسد که برای هر سوال یا مسئلهای باید دلیل و پاسخ مناسب خود را پیدا کرد.
من نیستم آنکس که کند خواب اسیرم
وز خواب رود سوی فلک بانگ نفیرم
هوش مصنوعی: من آن فردی نیستم که خواب بر من غلبه کند و در خواب، فریادهای نالهام به آسمان برود.
من از قدح می نفس خواب بگیرم
«من جهد کنم بی اجل خویش نمیرم
هوش مصنوعی: من از جام می نوشیدنی میگیرم که خوابم ببرد، اما تلاش میکنم تا بیمرگ از دنیا نروم.
در مردن بیهوده چه مزد و چه ثواب است»
هوش مصنوعی: در مرگ بیهوده، نه پاداشی وجود دارد و نه عذابی.
من اشک غم از دل بمی ناب زدایم
من با قدح باده رگ خواب گشایم
هوش مصنوعی: من از دل غمهایم اشک میریزم و به همین دلیل میخواهم با شراب، نشاط و آرامش را به زندگیام بازگردانم.
کی دیده دو چشم تو که من خواب نمایم
«من خواب ز دیده بمی ناب ربایم
هوش مصنوعی: هیچکس نیافته است که دو چشم تو را ببیند و من بخواهم خواب را به تو نشان دهم. من خواب را از چشمان خود به سرقت میبرم.
آری عدوی خواب جوانان می ناب است»
هوش مصنوعی: بله، دشمن خواب جوانان، شراب خالص است.
طرف چمن و باغ و لب کشت و لب آب
وقت سحر و فصل بهار و شب مهتاب
هوش مصنوعی: در زمان صبحگاهی و فصل بهار، در کنار چمن، باغ، نهرها و آبها، مناظر زیبایی وجود دارد که دل را شاد میکند.
با ناله مرغ سحر و زمزمه آب
«سختم عجب آید که چگونه بردش خواب
هوش مصنوعی: با صدای زنگ مرغ سحر و صدای آرام آب، برایم عجیب است چطور خواب از چشمانم دور شده است.
آنرا که بکاخ اندر یک شیشه شراب است.»
هوش مصنوعی: کسی که در قصر خود، یک شیشه شراب دارد، چه چیزی برایش اهمیت دارد؟
دارم عجب از مرد که با دانش و فرهنگ
بیگانه زید یکنفس از باده گلرنگ
هوش مصنوعی: من تعجب میکنم از مردی که با دانش و فرهنگ فاصله دارد و تنها به یک نفس از بادهی رنگین روی میآورد.
روزی بشب آرد که بساغر نزند چنگ
»وین نیز عجبت تر که خورد باده بی چنگ
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که کسی با ساز و آوازی نمینوازد و جالبتر اینکه، او با وجود نداشتن ساز، باز هم شراب مینوشد.
بی نغمه چنگش بمی ناب شتاب است.»
هوش مصنوعی: بی صدای ساز او، زندگی بدون لذت و شادابی است.
بی مشغله کودک نبرد ره بسوی خواب
بی زمزمه دانا نکند رو بمی ناب
هوش مصنوعی: کودک بدون دغدغه و نگرانی به سمت خواب میرود و در سکوت و بیصدا، هیچ کسی نمیتواند او را از این مسیر منحرف کند.
کی مرد، قدح نوش کند بی دف و مضراب
«اسبی که صفیرش نزنی مینخورد آب
هوش مصنوعی: کیست که بدون ساز و آواز، یعنی بدون شور و هیجان، بتواند خوشی و لذت را بچشد؟ مانند اسبی که بدون نغمه و صدا، نمیتواند به خوبی آب بنوشد و از زندگی بهرهمند شود.
نه مرد کم از اسب و نه می کمتر از آب است.»
هوش مصنوعی: نه مرد از اسب کمتر است و نه می از آب کمتر.
دیوانه بود مرد که بیهوده کشد درد
بیهوده بود کار که جز باده کند مرد
هوش مصنوعی: مردی که بیهوده خود را به درد میاندازد، دیوانه است. و کاری که او انجام میدهد، جز نوشیدن شراب نیست و هیچ فایدهای ندارد.
در میکده جز باده گساری نتوان کرد
« نه نقل بود ما را نه دفتر و نی نرد
هوش مصنوعی: در میکده تنها چیزی که میتوان انجام داد نوشیدن شراب است؛ زیرا نه داستانی داریم برای گفتن و نه دفاتری برای نوشتن و نه بازیای برای سرگرمی.
کین هر سه در این مجلس ما دور صواب است.»
هوش مصنوعی: این سه چیز که در این جمع ما وجود دارد، بر پایه حقیقت و درستی نیست.
ما بیخردان بیخود و سرمست و خرابیم
نز دفتر دانش نه ز دیوان حسابیم
هوش مصنوعی: ما نادانها بیخبر و سرمست و پریشان هستیم، نه از کتابهای علم و دانش چیزی میدانیم و نه از حساب و کتاب زندگی چیزی در دست داریم.
پیش آر کتابی که نه ما مرد کتابیم
« ما مرد شرابیم و کبابیم و ربابیم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ما به دنبال علم و دانش نیستیم و بیشتر به لذتهای زندگی، مانند شراب، کباب و موسیقی اهمیت میدهیم. به عبارتی، روحیهی ما بیشتر از توجه به کتاب و علم به زندگی و لذتهای آن متمایل است.
خوشا که شراب است و کباب است و رباب است»
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کنار شراب و کباب، موسیقی و نواهای دلانگیز نیز دارد.
امروز بتا موسم دلخواه ربیع است
روز می و وقت چمن و گاه ربیع است
هوش مصنوعی: امروز زمان مناسب و دلپذیری است؛ زمان نوشیدن شراب و وقت لذت بردن از طبیعت و بهار است.
هم فصل ربیع آمد و هم ماه ربیع است
بخ بخ زربیعی که بهمراه ربیع است
هوش مصنوعی: فصل بهار و ماه بهار فرارسیدهاند. شادباش به بهار زیبا که با خود زیبایی و سرسبزی به همراه آورده است.
بی باده چنین روز نشستن نه صواب است
هوش مصنوعی: نشستن و گذراندن روز بدون شراب و شادی، نادرست و ناپسند است.
ایدون که دل دوست ز دشمن شده ایمن
بر خیز و بزن ساغری از کله دشمن
هوش مصنوعی: وقتی که دل دوست از دشمن آسوده و بیخیال شده، برخیز و کمی از روحیه دشمن بزن و غفلت او را در هم بشکن.
بنشین و بده باده ای از خون هریمن
کامروز سلیمانراست بر تخت نشیمن
هوش مصنوعی: بنشین و به من جامی از شراب بده که امروز سلیمان بر تخت سلطنت نشسته است.
کامروز هریمن را زی تخته شتاب است
هوش مصنوعی: امروز هریمن در حال حرکت سریع از روی تخته است.