برگردان به زبان ساده
کرد چرخ دورو، دو موی مرا
تا چه آید از این دو، روی مرا
هوش مصنوعی: چرخ زمان به گونهای میچرخد که موهای من را دو رنگ کرده است. حالا ببینیم از این دو رنگ، چه چیزی بر چهرهام خواهد آمد.
روی و مویم ز چرخ دیگر شد
لیک دیگر نگشت خوی مرا
هوش مصنوعی: چهره و ظاهر من تحت تأثیر زمان تغییر کرده است، اما باطن و شخصیت من همچنان ثابت و تغییر ناپذیر باقی مانده است.
هر چه سالم فزون تر آمد، نیز
شد فزون آز و آرزوی مرا
هوش مصنوعی: هر چه من در زندگی به چیزهای بهتری دست یافتم، آرزوها و خواستههای من نیز بیشتر و افزونتر شد.
عمر باید بجستجوی رود
رفت اینک بگفتگوی مرا
هوش مصنوعی: باید عمر خود را به دنبال رودخانه گذراند، حالا بیایید درباره من صحبت کنیم.
رفت آبم ز جوی و می ناید
آب رفته دگر بجوی مرا
هوش مصنوعی: آب من از جوی خارج شده و حالا دوباره به جوی بازمیگردد.
چند پیچید گرد کوی بتان
دل سرمست یاوه پوی مرا
هوش مصنوعی: مدتهاست که در کوچههای پر از زیبایی و جذابیت با دل سرشار از شور و شوق میچرخم و به دنبال معشوقان میگردم.
چند گردید گرد علم و هنر
جان دانای نکته گوی مرا
هوش مصنوعی: چند بار به دور علم و هنر چرخیدم تا به جان دانای سخنگوی من برسم.
گرد کردم زهر دری دانش
تا فزاید بهای و هوی مرا
هوش مصنوعی: زهر دانشی را که به دست آوردهام، مانند گردی میافشانم تا ارزش و عظمت من بیشتر شود.
لیک بی فضل حق همه دانش
مینیرزد بیک تسوی مرا
هوش مصنوعی: اما بدون لطف و کرم الهی، هیچ علمی ارزش ندارد و من به یک تسوی (قضا و قدر) نیاز دارم.
ساقی فضل حق دمادم ریخت
باده عیش در سبوی مرا
هوش مصنوعی: ای ساقی، همواره و بیوقفه از کرم و لطف خدا، شراب خوشی را در پیالهام بریز.
نشد از لطف حق بخاک دری
ریخته هرگز آبروی مرا
هوش مصنوعی: هرگز آبروی من در برابر لطف خداوند به خاک نیفتاده است.
بخت و اقبال و دولت و دانش
گرد آمد ز چار سوی مرا
هوش مصنوعی: بخت و اقبال، نعمت و دانش همه به دور من جمع شدهاند.
هر چه کردم بدی، خدای حبیب
داد پاداش بد، نکوی مرا
هوش مصنوعی: هر کاری که کردم و بد بود، خدا به من پاداش نیکو داد.
دارم امید آنکه در دو جهان
می ببخشد هم آرزوی مرا
هوش مصنوعی: امیدوارم که در هر دو جهان، میتواند آرزوی مرا برآورده کند.