برگردان به زبان ساده
زلفکا چند حیله ساز کنی
تا بما ره حیله باز کنی
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی اشاره به بازیهای عشق و نیرنگهای عاشقانه دارد. شاعر از طرف معشوقه میخواهد که چند ترفند و کلک برای جلب توجه و فریب دل او به کار ببرد تا او را به سمت خود بکشاند. به عبارت دیگر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با نیرنگهایش راهی برای نزدیک شدن به او ایجاد کند.
جادو ار نیستی، چسان خود را
گاه کوتاه و گه دراز کنی
هوش مصنوعی: اگر جادوئی در کار نیست، چه طور میتوانی گاه خود را کوچک و گاه بزرگ کنی؟
خویشتن را بهیکل طومار
گاه پیچی و گاه باز کنی
هوش مصنوعی: خودت را مانند یک طومار در نظر بگیر که گاهی آن را میپیچی و گاهی آن را باز میکنی.
گاه بر چشم یار حلقه زنی
گاه با گوش دوست راز کنی
هوش مصنوعی: گاهی برای جلب توجه محبوب، کارهایی انجام میدهی و گاهی نیز با دوستان خود درباره موضوعات خاص صحبت میکنی.
گه بیکسو کنی زچهرش خویش
تا شب از روز امتیاز کنی
هوش مصنوعی: گاهی باید به چهرهی خودتان اهمیت دهید و با تغییراتی در آن، شب را از روز تشخیص دهید.
گه کنی خیرگی و بر رویش
چنگ و چنگال خود دراز کنی
هوش مصنوعی: گاه در خلسهای میافتی و بعد ناگهان محبت و جذابیت او را میبینی و به او نزدیک میشوی.
آخر ای خیره تا بکی شوخی
با رخ یار دلنواز کنی
هوش مصنوعی: ای تو که همیشه در روزهای عشق و عاشقی با چهره زیبای محبوب خود بازی میکنی، تا کی میخواهی این شوخی و بازی را ادامه دهی؟
سر ببرد هزار بارت یار
خویش را باز سر فراز کنی
هوش مصنوعی: اگر هزار بار هم که دوستت را از دست بدهی، باز با سر بلندی و عزت میتونی به زندگی ادامه بدی.
ای سیه زاغ حیله ور بچه رو
با رخش کار جره باز کنی
هوش مصنوعی: ای پرندهای که دارای نیرنگ و فریبکاری هستی، نگذار که بچهات به دام بیفتد و از جاده حق منحرف شود.
دست ما کی بحلقه تو رسد
که تو با آفتاب ناز کنی
هوش مصنوعی: ما چه زمانی میتوانیم به تو برسیم وقتی که تو با زیبایی و ناز خود، همچون آفتاب درخشانی؟
همچو هندو زهر کجا خورشید
می بتابد بدو نماز کنی
هوش مصنوعی: اگر مانند یک هندو که در جایی که خورشید میتابد، به سوی آن نماز میخواند، باشی، به عبارتی میخواهی به موضوعی یا چیزی قدسیت ببخشی.