برگردان به زبان ساده
آن لعل لب و دهان خندان
مپسند چنین خموش چندان
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و دهان خندانش را نباید اینقدر آرام و خاموش ببینی.
آخر نمکی بپاش از آن لب
بر ریش درون دردمندان
هوش مصنوعی: در آخر، کمی نمک بر زخم دردمندان بپاش تا تلخیهایشان بیشتر شود.
ما دیده بکس نمیگشائیم
چشم تو نموده چشم بندان
هوش مصنوعی: ما به روی کسی چشم نمیدوزیم و فقط به چشمهای تو نگاه میکنیم که همچون پوششی بر چشمان ماست.
آن مست بگو چسان ربوده است
آرام و قرار هوشمندان
هوش مصنوعی: مستی پرسید که چگونه توانسته است آرامش و دلداری افراد باهوش را برباید.
وصل تو وشوق آب و آتش
عشق تو و صبر مستمندان
هوش مصنوعی: دیدار تو و اشتیاق به عشق تو، همچون آبی و آتش است که دلهای در انتظار را به تنگنا میکشاند.
با هجر تو گلشن است گلخن
با وصل تو گلشن است زندان
هوش مصنوعی: با دوری تو، فضایی که باید شاداب و گلافشان باشد، مثل زندانی است. اما با بودن تو، همان فضای گلزاری بدل به زندان میشود.
از عشق تو مست هوشیاران
در پای تو پست سر بلندان
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده است که حتی افراد باهوش و هوشیار نیز در مقابل تو احساس حقارت کنند و خود را در برابر تو کوچک ببینند.
از حسرت آن لبان حبیب
بسیار گزیده لب بدندان
هوش مصنوعی: از حسرت دیدن لبهای معشوق، بارها دندانهایم را به لبهایم میزنم.