برگردان به زبان ساده
شبی که تنگ لبت را چو جان ببر گیرم
چو جان نه بلکه زجان نیز تنگ تر گیرم
هوش مصنوعی: در شبی که بوسههای تو را مانند جانم میگیرم، نه تنها مانند جان، بلکه حتی تنگتر از جان هم تو را در آغوش میفشارم.
ز فرق سر زنمت بوسه تا بحقه ناف
هزار بار و دگر باره اش ز سر گیرم
هوش مصنوعی: تا از فرق سر زنم بوسهای بزنم و سپس تا به نافش هزار بار دیگر هم بوسه بزنم و دوباره به سرش بوسه بزنم.
چه جام جان بلب آرم تهی کنم قالب
پس آنکه از لب لعل تو کام برگیرم
هوش مصنوعی: من چه قدر از جانم مینوشم و از آن خالی میکنم، اما این کار را فقط به خاطر این انجام میدهم که از لبههای شیرین لبهای تو بهرهمند شوم.
برم بموی میان و میان مویت دست
چنانکه در برت از پای تا بسر گیرم
هوش مصنوعی: میخواهم با دستانم موهای میانت را بگیرم و به آرامی نوازش کنم، درست مانند زمانی که تو را در آغوش میگیرم از پا تا سر.
بماند پای ز رفتار و دست از کردار
بدین امید که دستیت در کمر گیرم
هوش مصنوعی: بگذار به رفتار و کردار بد خود ادامه دهم، اما به این امید که تو مرا در آغوش بگیری و حمایت کنی.
تو رخ چه شمع برافروز تا چو پروانه
منت بشعله رخسار بال و پر گیرم
هوش مصنوعی: به دلنوازیت مثل شمع نور بپاش تا من هم مانند پروانه، به درخشش چهرهات جذب شوم و بال و پر بگیرم.
شب وصال ز بیم فراق می لرزد
دل حبیب، ز حال دلش خبر گیرم
هوش مصنوعی: در شب ملاقات، دل محبوب به خاطر ترس از جدایی میلرزد، من میخواهم از احوال او باخبر شوم.