برگردان به زبان ساده
یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
بوس دگر از نرگس جادوی تو خواهم
هوش مصنوعی: من یک بوسه از لبان زیبای تو میخواهم و بوسه دیگری از نرگس جادویی تو.
نی نی که بود راتبه من بشب و روز
صد بوسه که از زلف تو و روی تو خواهم
هوش مصنوعی: من در شب و روز به تو صد بوسه میزنم، چون به زلف و چهرهات نیاز دارم.
کارم عجب افتاده که در عشق تو ای شوخ
جمعیت از آشفتگی موی تو خواهم
هوش مصنوعی: عجب که در عشق تو، ای دلربای پرجنجال، از بینظمی و درهم ریختگی موهایت به کارم مشغولم.
سر کرد جهان باد نه در خاک نهان باد
آن سرکه نه در خاک سر کوی تو خواهم
هوش مصنوعی: جهان به مانند بادی در حال وزیدن است و هیچ چیز در خاک نمیماند. من آن سرکهای نیستم که در خاک پنهان شوم، بلکه خواهان حضور در کوی تو هستم.
از سینه برون باد، یکی قطره خون باد
آن دل که نه در حلقه گیسوی تو خواهم
هوش مصنوعی: از دل من، قطرهی خونی بیرون میآید، زیرا من آن دل را که در دام گیسوان تو نیست، نمیخواهم.
این دیده بود کور و ز رخسار تو مهجور
گر نز پی دیدار گل روی تو خواهم
هوش مصنوعی: چشمان من که کور شدهاند و از چهره تو دور ماندهاند، اگر برای دیدن گل روی تو نباشد.
وین پای شود لنگ و در آید بسر سنگ
گر زانکه نه از بهر تکاپوی تو خواهم
هوش مصنوعی: اگر تو به این کار ادامه دهی و تلاش نکنی، ناچار میشوی که با مشکل مواجه شوی و این مشکل به خاطر تلاشی نیست که باید انجام بدهی.
در پنجه اندیشه شدم سخت گرفتار
ساقی مدد از قوت بازوی تو خواهم
هوش مصنوعی: در چنگال تفکر و اندیشه، به شدت دچار مشکل و بندگی شدهام و از تو، ای ساقی، کمک میطلبم تا با نیروی بازویت از این وضعیت نجاتم دهی.
ایمان مرا طره تو برده بغارت
ایمان خود از طره هندوی تو خواهم
هوش مصنوعی: ایمان من را زیبایی تو به خود جذب کرده است، اما از زیبایی موی تو که مانند هندوان است، ایمان خود را خواهم گرفت.
در خواب شنیدم ز حبیب تو که میگفت
یک بوسه ز لعل لب دلجوی تو خواهم
هوش مصنوعی: در خواب صدای محبوبت را شنیدم که میگفت: من یک بوسه از لبهای زیبارویت را میخواهم.