برگردان به زبان ساده
تا بکی همراهی این عقل سرگردان کنم
عقل را امشب بپای خم می قربان کنم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در حال همراهی با این عقل سردرگم هستم. امشب تصمیم دارم تا خود را به پای میخانه بسپارم و عشق و شوروحال را جایگزین افکار منطقیام کنم.
من که خط پادشاهی دارم از سلطان عشق
بر سر سلطان عقل و خیل او فرمان کنم
هوش مصنوعی: من که از طرف عشق سلطنت دارم، بر عقل و پیروانش تسلط پیدا میکنم.
مشکل افتاده است کارم سخت از دست خرد
بشکنم دست خرد و این کار را آسان کنم
هوش مصنوعی: کارهای من به شدت پیچیده و دشوار شده است. از عقل و خرد خود دست میکشم تا بتوانم این موضوع را برای خودم راحتتر کنم.
این زمین شوره را از بیخ و از بن بر کنم
بار دیگر بوستان لاله و ریحان کنم
هوش مصنوعی: من این زمین خشک و بیحاصل را از ریشه و اساس تغییر میدهم و دوباره آن را به باغی پر از لاله و ریحان تبدیل میکنم.
گر بر این دشمن ظفر جستم بعون کردگار
تا ابد از عیش پاکوبان و دست افشان کنم
هوش مصنوعی: اگر در این جنگ بر دشمن پیروز شوم، به یاری خداوند تا ابد شادی را با سرور و شکرگزاری تجربه خواهم کرد.
دست من گر بست و در زنجیر و زندانم فکند
من بدندان چاره زنجیر این زندان کنم
هوش مصنوعی: اگرچه دست من بست شده و در بند و زندان قرار دارم، اما با دندانم راهی برای شکستن زنجیر این زندان پیدا میکنم.
داده ام پیمان بدان پیمانه پیمایان که باز
عقل را گریان نمایم عشق را خندان کنم
هوش مصنوعی: من با پیمانهداران پیمانی بستهام که دوباره عقل را به گریه بیندازم و عشق را شاد و خندان کنم.
بی سرو سامان شدم ای عشق فرصت ده مرا
فرصتی، تا من ز نو فکر سر و سامان کنم
هوش مصنوعی: ای عشق، من بدون نظم و ترتیب شدهام. کمی به من فرصت بده تا بتوانم دوباره به فکر ساماندهی خود باشم.