برگردان به زبان ساده
حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بود
در کفم هر سبحه کافتاد از گل پیمانه بود
هوش مصنوعی: من به هر در و خانهای که گشتم، فقط دنیای می و شراب را یافتم. در دستانم هر دانه تسبیح که افتاد، نشانهای از جام و نوشیدنی بود.
جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیان
نقش هر صورت که اندر کعبه و بتخانه بود
هوش مصنوعی: نقش و زیباییهایی را که در چهرهی پیر مغان مشاهده کردم، به وضوح دیدم؛ همان نقوشی که در کعبه و بتخانه وجود داشتند.
پرتوی از نقطه دانش در این بیدانشان
یک حقیقت دیدم و چندین هزار افسانه بود
هوش مصنوعی: در این بیدارگری، تنها یک واقعیت از نقطهی دانش مشاهده کردم، در حالی که هزاران داستان و افسانه وجود داشت.
چون فنای عاشقانرا شاه جان پروانه داد
سوخت صد پروانه و یک شمع را پروانه بود
هوش مصنوعی: چون عشق عاشقان به آخرت و فنا میرسد، شاه عشق به پروانهها اجازه سوختن میدهد. در این میان، صد پروانه جان خود را فدای یک شمع میکنند و فقط یک پروانه به عشق آن شمع میسوزد.
عقل کل کش ساده دیدم با دو صد نقش و نگار
شور سودا و جنون از یک دل دیوانه بود
هوش مصنوعی: نابغهای را دیدم که در ظاهری ساده به نظر میرسید، اما در دلش جهانی پر از هیجان و دیوانگی وجود داشت و این همه زیبایی و ظرافت در وجود او نهفته بود.
صد هزاران ساز و در هر یک نوائی مختلف
چون نهادم گوش جان یک ناله مستانه بود
هوش مصنوعی: در صحنهای پر از سازها و نواهای متفاوت، وقتی که به دقت صدای هرکدام را میشنوم، تنها یک ناله شاداب و دلانگیز به گوشم میرسد.