برگردان به زبان ساده
بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
خیل انده زده ره بر دل افکار مرا
هوش مصنوعی: اندیشهها و تفکرات عمیق مرا به یکباره در خود غرق کردهاند و انبوهی از افکار در دل و ذهن من شکل گرفته است.
شب دوشینه باشکنجه اندیشه گذشت
نیز امروز باندیشه بمسپار مرا
هوش مصنوعی: شب گذشته با افکار آزاردهنده و سختی همراه بود، اکنون روز جدیدی آغاز شده و میخواهم امروز را فقط به تفکر و اندیشه اختصاص دهم.
سر ز اندیشه یکی کوه گران گشته و نیز
می نهی بر سر اندیشه تو دستار مرا
هوش مصنوعی: اندیشهات به اندازه یک کوه سنگین و بزرگ شده است و تو به این فکر ادامه میدهی که چگونه میتوانی بر این افکار سنگین غلبه کنی.
تو بیا تا رود اندیشه بسیار از دل
ور تو نائی کشد اندیشه بسیار مرا
هوش مصنوعی: اگر تو بیایی، افکار و اندیشه های زیادی از دل من برخاسته میشوند؛ و اگر تو نباشی، این افکار و احساسات مرا آزار میدهند.
تا نهم من سرو دستار پپای خم می
بنه اندر بکف آن ساغر سرشار مرا
هوش مصنوعی: من در حالی که نشستهام و فنجان پر از شراب در دست دارم، نگاه میکنم به زبانی که با حالتی خمیده و زیبایی چون سرو، در حال نهادن دستار بر سرش است.
ببر این خرقه و دستار بخمار که سخت
کرده این خرقه و دستار گرانبار مرا
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی نشاندهندهی احساس خستگی و ناراحتی است. شخص به دیگری میگوید که لباسها و پوششهای سنگین و دشوار را از روی خود بردارد، زیرا این بار سنگین بر دوش او باعث شده که احساس سنگینی و فشار کند. او خواهان آزادی و راحتی است و به نوعی میخواهد از این بار خود را رها کند.
اگر این خرقه و دستار ز تو نستانند
نیز بفروش بخمار بیکبار مرا
هوش مصنوعی: اگر این لباس و کلاه را از من بگیرند، باز هم قیمت آن را به یک بار میفروشم و به میخانه میروم.
سخت آزرده ام از گردش گردون ای ترک
نیز چون گردش گردون تو میازار مرا
هوش مصنوعی: من به شدت از نوسانهای زندگی ناراحت هستم، ای یار ترک! مانند چرخش روزگار، تو هم مرا آزار نده.