برگردان به زبان ساده
زهی صیت عدلت همه جا گرفته
مقامت محل ثریا گرفته
هوش مصنوعی: چقدر نام نیک تو در همه جا پیچیده و عظمت مقام تو به بلندای ستارهها رسیده است.
زکلک سیه فرق زر چهره ی تو
جهان جمله لؤلوی لالا گرفته
هوش مصنوعی: به خاطر فریبندگی و زیبایی چهرهات، همهجا مانند مرواریدها درخشش و زیبایی دارند.
نسیمت، جهان خوشتر از خلد کرده
علوت مکان برتر از جا گرفته
هوش مصنوعی: نسیم تو باعث شده که جهان زیباتر از بهشت به نظر برسد و مکان تو بالاتر از هر جای دیگر قرار گرفته است.
زقدرت، محل، چرخ و انجم فزوده
زذاتت، شرف، دین و دنیا گرفته
هوش مصنوعی: از قدرت تو، مکان، آسمان و ستارهها افزوده شده است و از وجود تو، شرف، دین و دنیاست که به دست آمده.
سرشک عدو چون مثالث روان شد
زشنگرف چون آل تمغا گرفته
هوش مصنوعی: بغض و کینه دشمن مانند اشکی به راه افتاد، همچون زنگی که به نشانه خویشاوندی و نسبت گرفته میشود.
زنور تجلی رای منیرت
درت پایه ی طور سینا گرفته
هوش مصنوعی: نور تجلی و درخشش فکر و اندیشه تو مانند نوری است که در کوه طور سینا تابیده است.
به دستت درون، تیغ گوهر نگارت
نهنگی است مسکن به دریا گرفته
هوش مصنوعی: دست تو حاوی جواهراتی است که چون نهنگ در دل دریا جای دارد.
به صابون خورشید تا دست شویی
جهان پیشت این طشت مینا گرفته
هوش مصنوعی: به خشکی خورشید شبیه به صابون است که برای تمیز کردن دنیا به کار میرود و این طشت مینا هم دوروبر آن قرار دارد.
زسهم شورهای کین تو، آتش
وطن در دل سنگ خارا گرفته
هوش مصنوعی: از تأثیر احساسات شدید و پرشور تو، آتش عشق به میهن در دل سنگ سخت هم شعله ور شده است.
چو خورشید تیغی برآورده رایت
به یک دم زدن، عالمی را گرفته
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که مثل خورشید که با درخشش و قوت خود میتابد، به یک لحظه توانسته است جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و به آن نظم و روشنی بخشد. این تصویر نشاندهنده قدرت و تأثیرگذاری فوقالعادهای است که میتواند در یک آن به وجود آید.
به یاری شمشیر عزمت قضا را
نبینی یکی دشمن نا گرفته
هوش مصنوعی: با کمک و قدرت شمشیرت، قادر خواهی بود قضا و سرنوشت را نبینی و هیچ دشمنی نتواند به تو آسیب برساند.
چنان اقتضا کرد تقویم حکمت
که یا کشته بینی عدو، یا گرفته
هوش مصنوعی: چنان وضعیت اقتضا کرده که یا باید دشمن را شکست دهی و از پا درآوری، یا خود در این راه آسیب ببینی و به این مسأله گرفتار شوی.
ملک سیرتا! کمترین بنده قمری
مه بود از جهان کنج عنقا گرفته
هوش مصنوعی: ای ملک سیاره! کمترین بندهای که در عین حقارت، همانند قمری در آسمان پر ستاره هستم، از جهانی دور و ناشناخته جا گرفتهام.
بحمدالله اکنون به فر همایت
چو سیمرغ شد راه صحرا گرفته
هوش مصنوعی: با کمال مسرت، اکنون به لطف حمایت و یاری، مانند سیمرغ راه خود را به سمت صحرا آغاز کردهام.
نظر بر وی افکن که نیکو نباشد
زچون او غریبی نظر وا گرفته
هوش مصنوعی: به او نگاه کن، چرا که زیباییاش به خاطر ناشناس بودنش نیست و او را به خوبی نمیانگارد.
الا تا بود عقل با آستانت
کم این نهم سقف اعلا گرفته،
هوش مصنوعی: ای یار، تا زمانی که عقل و خرد در کنار تو باشد، من این سقف بلندی را بر میدارم.
زجیب فلک رای پیرت زبرباد
کفت دامن بخت برنا گرفته
هوش مصنوعی: از آسمان، فکر و رای پیر تو را در آغوش باد گرفته و دامن خوشبختی جوان را به دست آورده است.
به یک دست زلف نگارین بسوده
به دست دگر جام صهبا گرفته
هوش مصنوعی: دردست یکی از دستها، زلفهای زیبا و دلربا را نوازش میکند و در دست دیگر، جام پر از شراب را گرفته است.