برگردان به زبان ساده
ز باغ فیضبخشم دل بود شاد
کز ایام جوانی میدهد یاد
هوش مصنوعی: از درختی که به من نعمت و خوشی میدهد، قلبم شاد است؛ زیرا یاد روزهای جوانی را برایم زنده میکند.
حصاری گرد این گلشن کشیدند
ز گوهر، مهره دیوار چیدند
هوش مصنوعی: به دور این باغ زیبا دیوار بلندی از سنگهای گرانبها ساخته شده و مهرههای قیمتی به عنوان تزئینات دیوار قرار دادهاند.
چو محراب درش را سرو دیده
موذنوار قامت برکشیده
هوش مصنوعی: چنان که محراب، درگاهش را چون سرو زینت بخشیده و موذنوار، قامتش را افراشته است.
ز شوخی، سبزهاش پیش از دمیدن
نیاساید ز مشق قد کشیدن
هوش مصنوعی: شوخی و شادی او به حدی است که حتی قبل از اینکه خورشید طلوع کند، از اوج قد کشیدن دست برنمیدارد و همیشه سرسبز و شاداب باقی میماند.
ز بس برگ تماشا میکند ساز
بود نارسته، چشم نرگسش باز
هوش مصنوعی: چون چشم نرگس به تماشا و زیباییها مشغول است، سازها در دست او ناهماهنگ و نادرست به نظر میرسند.
هوایش میزند از تازگی دم
به روی سبزه میغلتد چو شبنم
هوش مصنوعی: هوای او از تازگی نشاط میآورد و مانند شبنم بر روی چمن سر میخورد.
به هر جانب نظر از دیده رفتی
به روی برگ گل غلتیده رفتی
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کردی، به زیبایی رسیدی و گویی بر روی گلبرگی افتادهای.
گلش را چون برد محمل کش باد
شقایق چون جرس آید به فریاد
هوش مصنوعی: وقتی گلش را باد میبرد، صدای شقایق مانند زنگ جرس به گوش میرسد و فریاد میزند.
ز تاثیر هوا در سایه گل
رود تا ناف آهو بیخ سنبل
هوش مصنوعی: از اثر نسیم در سایه گل، بگذار آبی از رود تا ناحیه زیر شکم آهو، نزدیک سنبل جریان یابد.
ز خاک این چمن گر پر کنی مشت
گلی روید چو نرگس از هر انگشت
هوش مصنوعی: اگر از خاک این چمن کمی برداری، با هر انگشتت گلهایی مانند نرگس سر از خاک بیرون خواهند آورد.
ز هر جانب نسیم از غنچه تر
گشوده حقههای بوسه را سر
هوش مصنوعی: از هر طرف نسیم به رقص درآمده و غنچهها را گشوده است، انگار که در حال آمادهسازی و آرایش بوسهها هستند.
به سیر سنبلش چون خیزم از جای
کنم وام از سر زلف بتان، پای
هوش مصنوعی: هنگامی که به زیبایی و لطافت سنبلش نگاه میکنم، از جا برخاستن و رهایی از قید زلف معشوق را احساس میکنم.
ز شوخی آنچنان گردیده گستاخ
که پیش از وعده میروید گل از شاخ
هوش مصنوعی: به خاطر شوخی و بازیگوشی، به حدی جسور شده که قبل از اینکه به وعده برسد، گلها از شاخهها میریزند.
میاور گو سیاهی لاله از داغ
که خط سبز خواهد قطعه باغ
هوش مصنوعی: گل لاله را با غم و اندوهی که به دل داری خراب نکن؛ چرا که حتی در سختترین شرایط هم سبز و زیبا خواهد شد.
گل این باغ، دلتنگی ندیده
ز گلبن، غنچه چون بلبل پریده
هوش مصنوعی: این گل در این باغ، حسرت و غم را تجربه نکرده و همچنان شاداب است، در حالی که غنچه به خاطر بلبل، نگران و پریشان شده است.
به وصفش تا کشم بر صفحه مدّی
شود هر نونهالش، سرو قدّی
هوش مصنوعی: هر بار که میخواهم خصوصیات او را توصیف کنم، تمام جزئیاتش به قد و قامت یک سرو بلند و زیبا تبدیل میشود.
به مدحش سر کنم تا داستانی
شود هر طفل این گلشن، جوانی
هوش مصنوعی: من شعر را درباره او میسرایم تا داستانی شکل بگیرد و هر کودکی در این گلشن جوانی را بشناسد.
به صنعت باغبانانش چو خیزند
ز رنگ گل، چمنها رنگ ریزند
هوش مصنوعی: وقتی باغبانان با رنگ گلها بلند میشوند، چمنها هم به رنگینکمانی زیبا در میآیند.
شکفتن آشیان بستهست بر شاخ
که کی بیرون خرامد غنچه از کاخ
هوش مصنوعی: آشیان و لانهای که بسته شده، بر روی شاخه درختی قرار دارد و منتظر است تا غنچهای از کاخی که در آن زندگی میکند، بیرون بیاید و حرکت کند.
بهشتش مینوشتی خامه غیب
تنزل گر نبودی در ثنا عیب
هوش مصنوعی: اگر میخواستند بهشت او را بنویسند، میبایست آن را به قلمی از عالم غیب پر ناز و نعمت ترسیم میکردند، اما اگر در ستایش او کمبودی وجود داشت، این تصویر ممکن نبود.