برگردان به زبان ساده
سهل دان حرف منکران سخن
که ندانند قدر و شان سخن
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی نظرات کسانی را قبول کرد که ارزش و اهمیت سخن را نمیدانند.
سخن منکران، سخن مشمار
وحی را خود چه نقص از انکار؟
هوش مصنوعی: کلام افرادی که منکر هستند، نباید به حساب آید. آیا انکار آنها چیزی از حقیقت وحی کم میکند؟
شهر ازین منکران شومقدم
پر بود، چون دل گرفته ز غم
هوش مصنوعی: شهر پر بود از افرادی که نه تنها خیر و نیکی را نمیشناسند، بلکه به نوعی از آن متنفرند. این وضعیت باعث شده که مانند دلی که به خاطر غم و ناراحتی گرفته است، حال و هوای شهر هم غمانگیز شود.
آنکه عنقای قاف اقرارست
همچو سیمرغ ناپدیدارست
هوش مصنوعی: آن که به نوعی شایستگی و کمال رسیده است، همانند سیمرغ، خاص و دست نیافتنی به نظر میرسد.
نقل نظم روان مکن گو کس
پای ماهی در آب، بالش بس
هوش مصنوعی: در این بیت به این اشاره شده است که نباید به کارهایی که فردی دیگر انجام میدهد، بیمورد توجه کنیم. بهتر است به خودتان و کارهای خودتان بپردازید و از غرق شدن در کارهای دیگران پرهیز کنید.
شعر آن به که خود سمر گردد
خضر را خود که راهبر گردد؟
هوش مصنوعی: شعر آن بهتر است که خود به نتیجه برسد و درستی و روشنی را به دست آورد، این که کسی مانند خضر، که هدایتگر است، راه را پیش رو بگیرد.
شعر تر بر خسان چه پیمایی؟
آب کوثر به گل چه آلایی؟
هوش مصنوعی: آیا در مورد کسانی که به خوبی نمیتوانند شعر بگویند، چیزی مینویسی؟ چگونه میتوانی آب خالص و زلال کوثر را به گلهای آلوده بیفکنی؟
معنی آبدار را فشرند
سخن چرب را به چربه برند
هوش مصنوعی: گفتار لطیف و شیرین را به بهترین شکل منتقل میکنند.
نکتهسنج ار به حق نهد میزان
تو هم از دور لاشهای میران
هوش مصنوعی: اگر انسان دانا و آگاه به حق، معیار تو را بسنجد، حتی از دور هم نمیتواند چیزی از تو باقی بگذارد.
ور نماید سبیل جنبانی
بر سبیلش همان که میدانی!
هوش مصنوعی: اگر کسی بر سبیل خود حرکت کند، همانطور که میدانی، نشانهای از حقیقت یا رفتاری خاص است.
نکته از نکتهسنج مستغنیست
همت از قید گنج مستغنیست
هوش مصنوعی: فردی که نکتهسنج و دانا است، نیازی به دیگران ندارد و فردی که هدفش بزرگ و عالی است، از دنیای مادی و ثروت بینیاز است.
دُر که شد در صدف تراشیده
گو مکن زرگرش خراشیده
هوش مصنوعی: هر ماده قیمتی، مانند مروارید که در صدف شکل میگیرد، به ارزش واقعی خود نیاز دارد. پس نباید به کسانی که آن را به دست آوردهاند یا شکل دادهاند، آسیبی بزنیم یا به آنها بیاحترامی کنیم.
گوی چوبین به رنده کن هموار
گوی خورشید را به رنده چه کار؟
هوش مصنوعی: بازی با کلمات و تشبیه در این بیت به ما میگوید که نباید به چیزهایی که طبیعت و ویژگی خاصی دارند، بهطور غیرضروری دست بزنیم. گوی چوبین مانند چیزی است که میتوان آن را شکل داد و تغییرش داد، اما خورشید که یک پدیده طبیعی و عظیم است، نیازی به تغییر و شکلدهی ندارد. اینجا تأکید بر عدم تلاش برای تغییر یا تحت تأثیر قرار دادن چیزهایی است که ذاتاً کامل و بینیاز از تغییر هستند.
مژه در دیدهها پسندیدهست
شانه مزدور موی ژولیدهست
هوش مصنوعی: مژهها در چشمها زیبا به نظر میرسند، اما شانهای که موی نامرتب را مرتب کند، کارگر و بیفایده است.
موی رنگین ز وسمه دارد ننگ
وسمه باید بر ابروی بیرنگ
هوش مصنوعی: اگر موی کسی رنگین باشد، باید بداند که این رنگآمیزی از وسمه (رنگ طبیعی برای سیاه کردن مو) ناپسند است. بنابراین، باید بر ابرویی که بیرنگ است، وسمه بمالد تا جلوه بیشتری پیدا کند.
کاهگل بام خانه را شاید
سقف گردون به گل که انداید؟
هوش مصنوعی: شاید باد و باران به کاه و گلی که بر بام خانه است، آسیب برسانند و باعث ایجاد مشکل شوند؟
سر در اصلاح این سخن چه نهی
مرد رهوار را عصا چه دهی
هوش مصنوعی: در این شعر به نوعی از موقعیتی اشاره میشود که در آن فردی به دنبال اصلاح وضعیتی است، اما نمیداند چگونه باید این کار را انجام دهد. به عبارتی دیگر، وقتی که کسی که در مسیری خاص حرکت کرده است، در حال حاضر به مشکلی برخورد کرده و نمیداند چطور میتواند خود را از آن مشکل نجات دهد یا به وضعیت بهتری برگردد.
نیست محتاج سرمه، چشم غزال
زحمت خویش گو مده کحّال
هوش مصنوعی: چشمهای غزال نیازی به سرمه ندارند؛ پس ای زحمتکش، کحل (سرمه) خود را به آن نده.
سخنی آنچنان که میباید
کس بر اجزای او چه افزاید
هوش مصنوعی: سخنی که به درستی بیان نشده، هیچ چیز بر بخشهای آن نمیتواند اضافه شود.
بینی هر که را بیندازی
عوض از چرم، بینیاش سازی
هوش مصنوعی: هر کسی را که به راهی اشتباه هدایت کنی، به همان اندازه که او را به اشتباه انداختهای، خودش را نیز تغییر میدهد و به نوعی متحول میشود.
هرکه را دیده برکنی ز سرش
دهی از شیشه، چشمک دگرش
هوش مصنوعی: هر کسی را که از میان برمیداری، باید به او از شیشه بدهی تا چشمک دیگری بیندازد.
بر لباس کان مزن پینه
که بود ننگ مرد، چرمینه
هوش مصنوعی: بر روی لباسی که عیب و نقصی دارد، لکه نگذار؛ زیرا این کار باعث آبروریزی فرد میشود.
نکشد هیچکس پی زیور
مهره گل به رشته با گوهر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند زیبایی و ارزش مهره گل را با جواهرات گرانبها مقایسه کند.
آنکه مشّاطه شد برای عروس
گو مکش نقش بر پر طاووس
هوش مصنوعی: به کسانی که به زیبایی و آرایش توجه دارند، بگو که در کار خود افراط نکنند و از زیادهروی در طراحی و تزیین پرهای طاووس بپرهیزند.
در کجا دیدهای که اهل نظر
مردمک را زنند گل بر سر؟
هوش مصنوعی: در کجا دیدهای که انسانهای صاحب نظر و آگاه، زینت و زیبایی خود را در از بین بردن و آسیب به دیگران قرار دهند؟
گشتِ گلزار کردهاند بسی
غازه بر روی گل ندیده کسی
هوش مصنوعی: در باغ گل، زیباییهای زیادی وجود دارد، اما هیچکس نتوانسته است زیبایی گل را به درستی ببیند.
بر فزاینده کس چه افزاید؟
مومیایی شکسته را شاید
هوش مصنوعی: چرا باید به کسی که استعداد یا تواناییاش رو به افزایش است، چیزی اضافه کنیم؟ مثل اینکه مومیایی شکسته را بخواهیم بازسازی کنیم که ممکن نیست.
غنچه چون گشت گل، صبا چه کند؟
چشم خورشید، توتیا چه کند؟
هوش مصنوعی: وقتی غنچه به گل تبدیل شد، نسیم چه میتواند انجام دهد؟ و وقتی چشمان خورشید درخشان است، آفتابپرست چه میتواند بکند؟
در سخن دخل منکران بیجاست
شعر با دخل کج نیاید راست
هوش مصنوعی: این سخن مخالفان جایی ندارد، زیرا شعر نمیتواند با تحریف به حقیقت دست یابد.
پایه شعر برترست ازان
که رسد دست هر غنیم بدان
هوش مصنوعی: پایه و اساس شعر باارزشتر است از آنچه که به راحتی به دست هر کسی برسد.
آبروی سخن به زور مبر
کز فشردن نریزد آب گهر
هوش مصنوعی: سخن را با قدرت و خشونت از خود دور نکن، زیرا اگر آن را تحت فشار قرار دهی، ارزش و زیباییاش از بین خواهد رفت.
هر کجا دخل کج شود پیدا
زود بگذر، مگیر پا به حنا
هوش مصنوعی: هر جا که احساس کردی اوضاع مطابق میل و خواستهات نیست و به نظر نمیرسد به نفع تو باشد، سریعاً از آنجا دور شو و در آنجا تصمیم نادرستی نگیر.
تا که ایوار باشد و شبگیر
کار بر خویش و خلق تنگ مگیر
هوش مصنوعی: تا زمانی که به برکت و نعمت وجود انسان، شبها و روزها سختی و مشقت را تحمل نکند، به خود و دیگران فشار نیاورید.
چون مخالف شود نوای سرود
خیز و گلبانگ بر قدم زن زود
هوش مصنوعی: زمانی که صدای سرود و آهنگ مخالف شود، به زودی با قدمهای استوار و قوی پیش بروید و نسبت به آن واکنش نشان دهید.
در جدل، پیش مهتر و کهتر
سپر انداختن بود بهتر
هوش مصنوعی: در هنگام بحث و جدل، بهتر است به جای مقابله و دشمنی، به آرامی و با تحلیل نظر دیگران، از خود دفاع کنیم.
پای با بیخرد منه در گل
باشد الزام جاهلان مشکل
هوش مصنوعی: نکنید پایتان را در گل، زیرا بیخردی باعث میشود که در مشکلات گیر بیفتید.
فرد شو، گو مباش یاری چند
بگذر از دم بریده ماری چند
هوش مصنوعی: تنها به خودت تکیه کن و از وابستگی به دیگران دست بردار، چرا که در برخی مواقع بهتر است از مشکلات و افراد ناکارآمد دوری کنی.
بانگ سگ از خروششان خوشتر
نیش عقرب ز نوششان خوشتر
هوش مصنوعی: صدای سگ به خاطر خروشان آنها دلپذیرتر است و نیش عقرب به مراتب دلپذیرتر از نوشیدنشان است.
با همه لاف مردی و غوغا
همچو پایان سیل، سستقفا
هوش مصنوعی: با تمام ادعای شجاعت و هیاهوی خود، در نهایت همچون آخرین مراحل یک سیل، ناتوان و بیپناه هستی.
همه بیمعنیان لفظتراش
نقششان را خبر نه از نقاش
هوش مصنوعی: افرادی که بیمعنا و بدون مفهوم هستند، فقط کلمات را رد و بدل میکنند و هیچ خبری از هنرمند واقعی ندارند که آنها را به زیبایی و آگاهی بکشاند.
همه بیبادبان و بیلنگر
کشتی افکنده در محیط خطر
هوش مصنوعی: همه در شرایط دشوار و خطرناک قرار دارند و هیچ حمایتی ندارند که به آنها کمک کند.
بس که از دستشان کشد آزار
نالد انگشتشان چو موسیقار
هوش مصنوعی: تا جایی که آزار و زحمت از دست آنها به انسان برسد، انگشتانش مانند موسیقیدانان ناله میکنند.
وقت جنگ و جدل، ز بس اعراض
تیغها جفت کرده چون مقراض
هوش مصنوعی: در زمان جنگ و دعوا، به خاطر شدت درگیری، شمشیرها به دو طرف برخورد میکنند و مانند قیچی به هم میپیوندند.
طلبد دوست چون نظاره پاک
دیده دوزند همچو دام به خاک
هوش مصنوعی: دوست همچون دامی بر زمین میکوشد تا نظر پاکی را بدست آورد.
چشمشان از پی نگاه حرام
روزنآباد گشته چون بادام
هوش مصنوعی: چشمانشان به دنبال نگاه نادرستی در روزنآباد به مانند بادام شده است.
بحر ایشان، سراب راست غدیر
علمشان پای جهل را زنجیر
هوش مصنوعی: ایشان مانند دریا هستند، ولی علم و دانششان همچون سرابی است که حقیقت ندارد؛ در حالی که نادانی را مهار کردهاند.
شمر کم خوان بر این گروه دغل
گل نریزد کسی به فرق جعل
هوش مصنوعی: شمارش نکن بر این جمع بدجنس که کسی بر سر نیرنگ نمیگذارد.
خورده بر گوششان ز شعر پر آب
حرف مشهور موشدان و گلاب
هوش مصنوعی: در گوش آنان آوای شعر پر آب طنینانداز شده است و صحبتهای معروف موشدان و گلاب در اینجا شنیده میشود.
طینت بد، به مرگ پاک شود
هرچه را خاک خورد، خاک شود
هوش مصنوعی: طینت ناپاک، با مرگ زایل میشود و هر چیزی که به خاک سپرده شود، به خاک برمیگردد.
با یکی زین گروه پر شر و شور
گر به بزمی رسی چو زنده به گور
هوش مصنوعی: اگر در جمعی پرشور و شلوغ با کسی روبرو شوی، مانند کسی خواهی بود که از مرگ زنده شده است.
لب مجنبان پی سوال و جواب
بی نفس زنده باش چون سیماب
هوش مصنوعی: لبهایت را به آرامی حرکت بده و در جستجوی پرسش و پاسخ باش. بیوقفه و با زندگی بمان، مانند جیوه که همیشه در حال جنب و جوش و تغییر است.
گر بود نکتهسنج باانصاف
خویش را در سخن مدار معاف
هوش مصنوعی: اگر کسی نکتهسنج و منصف باشد، نباید در سخن گفتن با خود، خود را معاف بداند.
گل چو پاشی، به فرق مردم پاش
خویشتن بین و خودستای مباش
هوش مصنوعی: وقتی که گل را پراکنده میکنی، به جای اینکه دیگران را تحسین کنی، به خودت نگاه کن و مغرور نباش.
شعر بر غیر نکتهدان خواندن
آب خضرست بر گل افشاندن
هوش مصنوعی: شعر را برای کسانی که درک عمیق ندارند خواندن، مانند این است که آب جاودان را بر روی گل بریزیم؛ چرا که این کار فایدهای ندارد و تنها هدر دادن سرمایهای ارزشمند است.
در همه فن تو راست دست بهی
گر ز انصاف پا برون ننهی
هوش مصنوعی: تو در هر مهارتی توانایی داری، ولی اگر از انصاف خارج شوی، پای خود را فراتر از حد نگذار.
خیز چون صبح گلفشانی کن
دم ز پیری مزن، جوانی کن
هوش مصنوعی: برخیز و مانند صبحی که گلها را میشکفاند، زندگیات را پر از نشاط و شادابی کن. به فکر پیری نباش و جوانی را دریاب.
هرچه پست و بلند اشعارست
همه در جای خویش در کارست
هوش مصنوعی: هر نوع شعری که وجود دارد، چه ساده و بیاهمیت و چه عالی و بزرگ، هر کدام در جای خودشان و با هدف خاصی خلق شدهاند.
شمع باشد شب انجمنافروز
هنر سایبان نماند روز
هوش مصنوعی: شمع مانند منبعی از نور و روشنایی است که در شب به زیبایی انجمن هنر میافزاید. اما در روز، سایهای از آن باقی نمیماند و روشناییاش ناپدید میشود.
صد خُم از دُرد و یک پیاله صاف
خرمنی علم و نیمجو انصاف
هوش مصنوعی: صد ظرف پر از شراب و یک لیوان صاف، برابر است با انبوهی از علم و اندکی انصاف.
جام و می رازدار یکدگرند
عینک و دیده یار یکدیگرند
هوش مصنوعی: جام و می هر دو همواره اسرار یکدیگر را حفظ میکنند، مانند عینک و چشم که برای یکدیگر ضروری و وابستهاند.
سخنم مغتنم بود چون دُر
زانکه لفظش کم است و معنی پر
هوش مصنوعی: سخنان من ارزشمند است و مانند مروارید، زیرا کلماتش کم اما معانیاش بسیار است.
فارغ از گفتگوی بسیارم
چون صدف، یک دهن گهر دارم
هوش مصنوعی: من از صحبتهای بینتیجه بینیازم؛ مانند صدفی که درون خود یک جواهر دارد.