برگردان به زبان ساده
جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
غیر سودایش دل شوریده سودایی نداشت
هوش مصنوعی: دلم هیچ آرزویی جز وصال او نداشت و جز عشق او، دل شیدا و پریشانم هیچ خواستهای نداشت.
عمرها شد ساغر نرگس چو جام ما تهیست
مجلسآرای چمن هم دُرد مینایی نداشت
هوش مصنوعی: سالها گذشته و چشم نرگس مانند جامی خالی است. در حالی که گلهای بهاری حتی در تزیین چمن هم رنگ و بویی ندارند.
عاقبت یوسف متاع حسن، سوی مصر برد
مشتری گویی به کنعان چشم بینایی نداشت
هوش مصنوعی: در نهایت، یوسف، که مظهر زیبایی و خوبی است، به مصر منتقل شد، گویی در سرزمین کنعان کسی نبود که استعداد و توانایی او را ببیند.
در جبینش از چه رو امروز نور دیگرست؟
آفتاب امروز اگر رخ بر کف پایی نداشت
هوش مصنوعی: چرا امروز بر پیشانی او نوری دیگر وجود دارد؟ اگر آفتاب امروز بر دست کسی سایه نداشته باشد، چگونه میتواند اینگونه درخشان باشد؟
دُرد نگذارم به جام لاله گر بر لب نهم
هرگز این میخانه چون من بادهپیمایی نداشت
هوش مصنوعی: من در این میخانه، جایی برای درد نمیگذارم؛ اگرچه میتوانم جام گل لاله را بر لب بگذارم، اما هیچکس مثل من در اینجا بادهنوشی نکرده است.