برگردان به زبان ساده
تا آفت غم لازمه طبع شراب است
می بوی خوش و ساغر ما چشم خراب است
هوش مصنوعی: غم، جزو لاینفک طبیعت شراب است. بوی خوش شراب و لیوان ما، چشمان ما را به تباهی کشیده است.
چون نشکندم دل، که ز پوشیدن رویت
آن را که شکستی نرسد، طرف نقاب است
هوش مصنوعی: وقتی دل من نشکند، یعنی از محبت تو جدا نشوم، هرگز نمیتوانم بفهمم که روی تو در زیر نقاب چقدر زیباست؛ چرا که تنها آنهایی که از زیباییات بهرهمند شدهاند، میدانند که چه شکوهی در آن نهفته است.
کفرست تهیکاسگی بادهپرستان
خالی چو شد از می قدحم، دیده پر آب است
هوش مصنوعی: انکار نعمتهای خداوند، مانند پذیرایی از مینوشان بدون محتواست. وقتی که جام شراب من خالی شد، چشمانم از غم و اندوه پر از آب میشود.
مرغی که برد نامه من ، صورت حالش
نقشیست که بر پنجه پرخون عقاب است
هوش مصنوعی: پرندهای که نامهام را به مقصد میبرد، حال و روزش نشاندهندهی زخمهایی است که بر پنجهاش به جای مانده، مانند زخمهای عقاب.
اسباب تماشای جمال تو نگنجد
در خانه چشمی که به اندازه خواب است
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربای تو به حدی جذاب است که نمیتوان آن را در چشمی گنجاند که تنها به اندازه خواب باز باشد.
در بحر غمت گشت فنا هرکه نفس زد
این شیوه درین ورطه نه مخصوص حباب است
هوش مصنوعی: در دریای غم تو، هر کسی که نفس بکشد، به نابودی دچار میشود. این سرنوشت فقط مخصوص حبابها نیست.
قاصد چو برد نام تو سوزد دل ما را
پروانه ما از خبر شمع، کباب است
هوش مصنوعی: وقتی پیامآور نام تو را میآورد، دل ما پر از سوز و آتش میشود. مثل پروانهای که از خبر شمع میسوزد و کباب میشود.
نگرفت وطن در دل قدسی غم دنیا
این خانه نشد جغدنشین، گرچه خراب است
هوش مصنوعی: این خانه به رغم ویرانیاش، به جایگاهی برای غم و اندوه دنیا تبدیل نشده است. دل قدسی من هیچ تعلقی به این وطن ندارد، و از آنجا که دلم آزاد است، نمیگذارد که این مکان تبدیل به محلی برای افسوس و غم بشود.