برگردان به زبان ساده
گشادی طره و مشک ختن سوخت
نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت
هوش مصنوعی: موهای بلند و خوشبوی تو باعث شده که زیباییات را از پس نقاب پنهان نکنید و همین موضوع جان باغ را به تنگی آورده است.
اسیران غمت را آتش عشق
چو تار شمع در یک پیرهن سوخت
هوش مصنوعی: اسیران غم تو همچون تارهای شمع در زیر آتش عشق سوختهاند.
نشستی با رقیب و من کبابم
زدی آتش به غیر و جان من سوخت
هوش مصنوعی: نشستی با رقیب و من شدیداً ناراحت و درگیر شدم، آتش به دلم زدی و جانم را به درد آوردی.
نگشتم آشنای کس ز مهرت
مرا داغ غریبی در وطن سوخت
هوش مصنوعی: من با هیچکس آشنا نشدم و به خاطر عشق تو، درد تنهایی در وطن مرا سوزانده است.
برآمد دود از جان زلیخا
مگر یعقوب در بیتالحزن سوخت؟
هوش مصنوعی: دود از دل زلیخا برخاست، آیا یعقوب در این سوگ و غم سوزان نبوده است؟
ندارد بر جگر چون لاله داغی
دلم بر حال برگ نسترن سوخت
هوش مصنوعی: دل من بهگونهای میسوزد که هیچ داغی بر جگر لاله وجود ندارد، حالتی که برگ نسترن نیز به آن سوختگی دچار است.
به عهد استوار خویش نازم
که چون قدسی دلم را در کفن سوخت
هوش مصنوعی: من به تعهد و پیمان خود افتخار میکنم که وقتی قلب پاک و مقدسم را در آتش سوزاندم، متعهد به آن بودم.