برگردان به زبان ساده
از غم نمیخورد دل اهل جنون شکست
در حیرتم که خاطرم از غصه چون شکست
هوش مصنوعی: دل دیوانگان از غم نمیلرزد، اما من در حیرتم که چرا خاطراتم از غصه به شدت آسیب دیدهاند.
تا حرف ناامیدی مجنون شنیدهام
دارد دلم ز طره لیلی فزون شکست
هوش مصنوعی: از وقتی که حرفهای ناامیدی را از مجنون شنیدهام، دلم به خاطر عشق لیلی بیشتر شکسته است.
زان گل که کوهکن به سر از زخم تیشه زد
صد خار رشک در جگر بیستون شکست
هوش مصنوعی: به خاطر زخمهای تیشهای که بر گلها زده شده و زیباییهای آنها را خراشیده، باغی پر از خار و درد در دل بیستون به وجود آمده است.
در خیمهگاه شعله که داغ است نام او
دل را سفینه بر سر گرداب خون شکست
هوش مصنوعی: در میان هیاهوی جنگ و آتش، نام او به مانند یک کشتی، دل را از میان مشکلات و خطرات نجات میدهد و مانند تفنگی در دل گرداب خون به ما کمک میکند.
پیوسته دیگران ز قدح باده میخورند
ما خوردهایم از این قدح واژگون شکست
هوش مصنوعی: دیگران همواره از جام شراب مینوشند، اما ما از این جام شکسته و وارونه نوشیدهایم.
ای آنکه بر شکستن رنگم خوری دریغ
بشکاف سینه را و دلم ببین که چون شکست
هوش مصنوعی: ای آن که بر وجود و صفتم تأثیر میگذاری، ای کاش با دقت و محبت، پرده دل مرا کنار زنی و ببینی که وقتی دلم را میشکنم، چه حال و هوایی پیدا میکند.
رفتی و از خمار برونرفتنت ز بزم
بر روی نشاه رنگ می لالهگون شکست
هوش مصنوعی: تو آمدی و با خروجت از جشن، نشانهای از سرخوشی و شادابی را به نمایش گذاشتی که مانند رنگ گل لاله زیبا بود.
یک سو شکست زلف تو یک سو شکست دل
غمخانه مرا ز درون و برون شکست
هوش مصنوعی: زلفهای تو به یک سمت و دل من به سمت دیگر، هر دو در حال شکست هستند؛ آنقدر که غمخانهام از درون و بیرون خرد شده و آسیب دیده است.
جز من که بخت نیک مرا کارساز نیست
از عافیت نخورده کسی تا کنون شکست
هوش مصنوعی: به جز من، کسی به خوبی و خوش شانسی دست نیافته و هیچکس تاکنون از آرامش و راحتی خود آسیب نخورده است.
قدسی نکرده سعی کسی در شکست ما
ما را رسد همیشه ز بخت زبون شکست
هوش مصنوعی: هیچ کس برای شکست ما تلاش نکرده است، زیرا ما همیشه به دلیل بخت نامساعد خود، شکست میخوریم.