برگردان به زبان ساده
زبان گداختم و راز عشق سر کردم
فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، سخن را با دل بر زبان آوردم و وقتی که شعله عشق را افروختم، نور آن را به وجود آوردم.
یکیست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا
شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟
هوش مصنوعی: از آنجا که تنها یک هدف در پیش دارم و در مسیر آن گام برمیدارم، نمیدانم چرا باید این چنین رنج و زحمت بکشم و از درد و رنج خود شکایت کنم.
غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید
که عمر در سر افغان بیاثر کردم
هوش مصنوعی: مرغ چمن از من سوال کرد که چرا عمرم را بیفایده صرف ندامت و غم میکنم.
به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم
به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم
هوش مصنوعی: هر چقدر که به من ظلم کردی و رنج بردم، به همان اندازه در قلبم محبت و وفاداریام به تو بیشتر شده است.
نظر به روی گل و لالهام دریغ آید
ز دیدهای که به روی بتان نظر کردم
هوش مصنوعی: به تماشای زیبایی گل و لاله مینشینم و افسوس میخورم از چشمی که به زیبایی مجسمهها خیره شده باشد.
کباب سوخته قدسی نمیدهد خوناب
علاج خون دل از آتش جگر کردم
هوش مصنوعی: سوخته بودن کبابی که به قدسی بودن شناخته شده، نمیتواند دلیلی برای درمان زخمهای عاطفی باشد. من از شدت سوزش درونم، درد دل خود را بیان کردم.