برگردان به زبان ساده
هنوزم از مژه، کار سحاب میآید
هنوز دجله به چشمم سراب میآید
هوش مصنوعی: هنوز هم با یک نگاه از چشمان معشوق، احساس میکنم که باران میبارد و دریاچه دجله در چشمانم به شکل سراب نمایان میشود.
ز دل به جز کف خاکستری نماند و هنوز
نفس ز سینه چو دود از کباب میآید
هوش مصنوعی: از دل چیزی جز خاکستری باقی نمانده و هنوز نفسها همانند دودی از کباب از سینه بیرون میآید.
به آفتاب هم این خیرگی گمانم نیست
که با فروغ رخت از نقاب میآید
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که حتی آفتاب هم به این روشنایی دست یابد، زیرا نور چهرهات از پشت پرده میجوشد.
کسی که دی ز مقیمان کعبه بود، امروز
ز راه میکده مست و خراب میآید
هوش مصنوعی: کسی که قبلاً در کنار کعبه و در حال عبادت بود، حالا از راه میکده و در حال مستی و نابودی برمیگردد.
کسی که رفته به دریای عشق، میداند
که کار سیل ز یک قطره آب میآید
هوش مصنوعی: کسی که وارد دنیای عشق شده است، به خوبی میفهمد که حتی یک قطره آب میتواند باعث ایجاد سیل و طغیان شود.
درین محیط ز انداز موج دانستم
که بر سفینه شکست از حباب میآید
هوش مصنوعی: در این فضا از حرکت موج متوجه شدم که آسیب به کشتی ناشی از حبابهای آب است.
نسیم زلف تو بر گل وزیده پنداری
که بوی نافه چین از گلاب میآید
هوش مصنوعی: نسیم زلف تو بر روی گلها میوزد و این طور به نظر میرسد که بوی خوشی که از نافه چین به مشام میرسد، در واقع بوی گل محمدی است.
ز ره به وعده وصل بتان مرو قدسی
که تشنه با لب خشک از سراب میآید
هوش مصنوعی: ای قدسی، به راهی نرو که به وعدهٔ وصال معشوقان میرسد؛ زیرا کسی که تشنه است و لبهایش خشکیده، از سراب میآید و به حقیقت نمیرسد.