برگردان به زبان ساده
ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
بگردد روی بخت از من، گر از من رو بگرداند
هوش مصنوعی: من از ترس اینکه نرگس جادویی به من توجه نکند، احساس میکنم که بخت و شانس من هم از من دور خواهد شد اگر او از من رو برگرداند.
دلم را ضعف غالب شد، ز ننگ لاغری ترسم
عنان از صید من عشق قوی بازو بگرداند
هوش مصنوعی: دلم به خاطر احساس ضعف و ناتوانی، از شرم لاغری میلرزد و میترسم که عشق قوی و با اراده، کنترل مرا از دست بگیرد و مرا به سمت خود بکشد.
بود گر سبحه از خاکم، مسلمان بگسلد تارش
شوم گر شعله، ز آتش روی خود هندو بگرداند
هوش مصنوعی: اگر گردن بند من از خاک باشد، مسلمان میتواند آن را پاره کند. اگر من شعلهای باشم، هندو میتواند با چهرهام بسوزد.
نه تنها بت ز من برگشته همچون روزگار من
ز ننگ سجدهام، محراب هم ابرو بگرداند
هوش مصنوعی: نه تنها معبودی که به آن عشق میورزیدم از من دور شده، بلکه روزگار هم به خاطر شرم و خجالت من از سجده کردن، دیگر رویش را از من برگردانده است.
به بازار جهان، جنس وفا را کس نمیگیرد
دلم تا کی متاع خویش را هر سو بگرداند
هوش مصنوعی: در بازار این دنیا، کسی به دنبال وفاداری نیست و دل من نمیداند تا چه زمانی باید به دنبال ارزشهای واقعیاش بگردد و آنها را در همه جا جستجو کند.
نسیم صبحدم هرچند باشد محرم گلشن
گر از رشکم شود آگاه، از ره رو بگرداند
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی هرچند که به گلستان نزدیک باشد، اگر از حسادت او باخبر شود، راه خود را منحرف میکند.
به جست و جوی او هر لحظه صد ره چشم گریانم
مرا چون قطره خون بر سر هر مو بگرداند
هوش مصنوعی: هر لحظه در جستجوی او هستم و چشمانم پر از اشک است. او مانند قطرهای خون بر روی هر موی سرم میچرخد.