برگردان به زبان ساده
چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
قطرهای چند اگر ابر ز دریا برداشت
هوش مصنوعی: اگر بارانی از دریا به آسمان برود و قطرههایی از آن بر زمین بیفتد، چه نیازی به بهشت و جواهرات فراوان است؟ مهم این است که هر قطرهای ارزشمند است.
چون قلم خوانده شود راز دل از نقش پیام
در سر کوی تو نتوان قدم از جا برداشت
هوش مصنوعی: وقتی قلم به میان میآید، راز دل فاش میشود و من نمیتوانم از جایی که در کوی تو هستم، حرکت کنم.
خوش به دشنام تو آمیخته چون شهد به شیر
از لبت کام خود اعجاز مسیحا برداشت
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی نشان میدهد که دشنامها و سخنان تلخ تو برای من مانند شیره و عسل شیرین و دلپذیر است. از سخنان تو انگار معجزهای را به دست آوردهام که مانند معجزه مسیحا، روح و جانم را شاداب میکند.
هست چشمی که بر احوال دلم گریه کند
سینه هر زخم که از تیغ تمنا برداشت
هوش مصنوعی: چشمی وجود دارد که به خاطر حال و روز قلبم گریه میکند و هر زخمی که از خواسته و آرزوی من به جا مانده، در سینهام جای دارد.
تا خس و خار درین بادیه مجنون شدهاند
ناقه کیست که دیگر ره صحرا برداشت؟
هوش مصنوعی: در این بیابان که هر جا به چشم میخورد، فقط علفها و خارها هستند و هیچ نشانی از زیبایی و شگفتی نیست، دیگر چه کسی میتواند بیخیال و بدون دردسر، راهی به صحرا پیدا کند؟
آن سیهروز فراقم که قضا صبح ازل
روز من دید و سواد شب یلدا برداشت
هوش مصنوعی: روزی که قضا و قدر حالم را در صبح ازل مشاهده کردند، آن روز ناخوش و تاریک، شبی طولانی و ناامیدکننده را شبیه شب یلدا آغاز کرد.
بزم وصل است و حریفان همه خمیازهکشند
نتوان چشم چو پیمانه ز مینا برداشت
هوش مصنوعی: جمع دوستان در حال برگزاری جشنی است، اما همه به خواب رفتند و بیحوصلگی نشان میدهند. هیچ کس نمیتواند به زیباییهای مینا (جام) نگاه کند و از آن دور شود.
مژهام نقش تو بست آنقدر امشب که فلک
اطلس آورد به بالینم و دیبا برداشت
هوش مصنوعی: امشب چنان به یاد تو هستم که ستارهها را به بلندی بستر من آوردهاند و پردهای زیبا از جنس ابریشم را کنار زدهاند.
میتوانم نظر از هر دو جهان بست ولی
نتوانم دل از آن نرگس شهلا برداشت
هوش مصنوعی: میتوانم از هر دو جهان چشم بپوشم، اما نمیتوانم دل از آن چشمان زیبا و دلربا برکنم.
شاد گشتیم که خضر ره پروانه شدیم
که پی شعله ز داغ جگر ما برداشت
هوش مصنوعی: خوشحال شدیم که مانند خضر، به راه پروانهها رفتیم، زیرا برای رسیدن به شعلۀ عشق، داغ دل ما را به دوش کشیدیم.
قدسی امروز ز هر روز گرفتارترست
عشق تا باز که را سلسله از پا برداشت؟
هوش مصنوعی: امروز حالتی از تقدس و پاکی در عشق وجود دارد که او را به شدت در قید و بند کرده است. این وضعیت نشان میدهد که عشق چه زمانی و به دست چه کسی ممکن است زنجیرهایی که او را اسیر کردهاند، از پا بردارد.