برگردان به زبان ساده
باد صبح از گلستان آید همی
یا زکوی دلستان آید همی
هوش مصنوعی: باد صبح از باغ گلها میآید یا از کوی دلانگیز.
سوی من چون بوی رحمن از یمن
بوی آن جان جهان آید همی
هوش مصنوعی: بوهای خوش و دلنواز، همچون عطر و بوی خوب رحمت الهی از یمن به سوی من میآید، بویی که جان و روح جهان را زنده میکند.
می طپد دل چون جلاجل تا بگوش
بانگ زنگ کاروان آید همی
هوش مصنوعی: دل مانند جلاجل میتپد تا اینکه صدای زنگ کاروان به گوش میرسد.
پیکرم شد چون هلال از انتظار
کان مه لاغر میان آید همی
هوش مصنوعی: بدن من به شکل هلال درآمده از شوق و انتظار، چرا که آن ماه نازک و لاغر به زودی وارد میشود.
از فراق آن لب یاقوت فام
خون دل از دیدگان آید همی
هوش مصنوعی: از درد جدایی آن لبهای قرمز، اشکهای غم از چشمانم سرازیر میشود.
ناف آهو بوی مویش کی کند
کز نسیمش بوی جان آید همی
هوش مصنوعی: بوی موی آهو چطور میتواند از جایی جز نسیم به مشام برسد، وقتی که نفسش چنین بویی از جان و زندگی را به همراه دارد؟
پیش تیر آن بت ابروکمان
مرغ دل بازی کنان آید همی
هوش مصنوعی: تیر زیبایی آن معشوق، دلهای عاشق را به بازی میگیرد و به سمت خود جذب میکند.
شصت برنگرفته از یک چوبه تیر
صد خدنگ از وی به جان آید همی
هوش مصنوعی: حتی اگر یک چوب تیر تنها شصت بار خم شود، باز هم میتواند صد تیر را به سمت دشمن پرتاب کند و جان کسی را تهدید کند.
هر کجا دردیست درمان ناپذیر
بر تن این ناتوان آید همی
هوش مصنوعی: هر جا که درد و رنجی وجود دارد، درمان آن بر دوش این انسان ناتوان خواهد بود.
داستان عشق با زاهد مگوی
بوی خون زین داستان آید همی
هوش مصنوعی: عشق و محبت را با زاهدان و کسانی که از دنیا فاصله گرفتهاند در میان نگذار، زیرا این داستان بوی خون و رنج میدهد.