برگردان به زبان ساده
از کف ما عشق دامان شکیبایی کشید
دیدی ای دل کار ما آخر به رسوایی کشید
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که ما نتوانیم صبر کنیم و در نهایت به رسوایی و سرخوردگی رسیدیم.
از مسلمانی چلیپا زلف ترسا بچه ای
آخرم در حلقۀ زنّار ترسایی کشید
هوش مصنوعی: من از مسلمانی دور شدم و به زلف زیبای یک کافر جذب شدم و حالا در حلقهی ترسایی و بیایمانی گم شدهام.
گاه گاهم رخ نماید آن پری پیکر به خواب
بی سبب نبود اگر کارم به شیدایی کشید
هوش مصنوعی: گاهی اوقات آن معشوق زیبا در خواب به من جلوه میکند و این حالت بیدلیل نیست، اگر کارم به عشق دیوانهوار کشیده شده باشد.
هرکه بار عشق جانان را بدوش جان نهاد
بار یک عالم مصیبت را به تنهایی کشید
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق معشوق را با تمام وجودش پذیرفته، قادر است که حتی بزرگترین مشکلات و سختیها را به تنهایی تحمل کند.
من ندادم دل به دست او ز روی اختیار
او دل از دستم به بازوی دلارایی کشید
هوش مصنوعی: من به دلخواه خودم، قلبم را به او ندادم، اما او با زیباییاش قلبم را از من ربود.