برگردان به زبان ساده
روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
بر لوح آفرینش غم سرنوشت ما بود
هوش مصنوعی: روزی که سرنوشت و قضاوندی در دست تقدیر بود، بر صفحه وجود ما، غمها و مشکلات زندگیمان نوشته شد.
زان پیشتر که نوشد خضر آب زندگانی
مارا خیال لعلت سرمایۀ بقا بود
هوش مصنوعی: قبل از آنکه خضر آب حیات را بنوشد، فکر لعل تو، سرمایهی بقای ما بود.
روزی که میگرفتند پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرّات در جست و جوی ما بود
هوش مصنوعی: روزی که از نسل آدم در مورد عشق پیمان میبستند، عشق در عمق وجود ما در حال جستوجو بود.
ساقی شراب شوقم دیشب زیادتر داد
گر پاره شد ز مستی پیراهنم به جا بود
هوش مصنوعی: دیروز شب، ساقی به من شراب شوق بیشتری داد. اگر پیراهنم از شدت مستی پاره شد، اشکالی ندارد.
بر عاصیان هر قوم بگماشت حق بلایی
ما خیل عشقبازان هجرانمان بلا بود
هوش مصنوعی: خداوند بر سر سرکشها و نافرمانان هر ملت عذابی قرار داده است؛ در حالی که ما عاشقان که در فراق هستیم، خودمان دچار درد و رنج هستیم.
ساقی لباس زهدم صد ره به مِی فروشُست
تا پاک شد ز رنگی کالودۀ ریا بود
هوش مصنوعی: آبی که ساقی در لباس زهد به ما مینوشاند، چندین بار تلاش کرده تا ما را از آلودگی ریا و ظاهرگرایی پاک کند.
گر در محیط حیرت غرقم گناه من چیست
در کشتی وجودم عشق تو ناخدا بود
هوش مصنوعی: اگر در دنیای شک و تردید گم شدهام، تقصیر من چیست؟ زیرا عشق تو فرمانده کشتی وجود من بوده است.
میخواستم که دل را از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد وین آخرالدوّا بود
هوش مصنوعی: من میخواستم از ناراحتیها و غمها رهایی پیدا کنم، اما با درد جدایی روبرو شدم که این آخرین و بزرگترین درد من بود.