برگردان به زبان ساده
از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
سیلاب اشک چشمم چون دیگ جوش برداشت
هوش مصنوعی: دل من به شدت میسوزد و از آن آتش، آهی بلند برمیآید. اشکهای چشمانم مثل دیگ جوش آمده، میجوشند و سرازیر میشوند.
عیبش نمی توان کرد چون دردمند عشقی
از صبر عاجز آمد از دل خروش برداشت
هوش مصنوعی: نمیتوان به او ایراد گرفت، چرا که کسی که در عشق بیمار است، از صبر ناامید میشود و از دلش ناله و فریاد برمیخیزد.
باری که پشت گردون از هیبتش دوتا شد
آن را به دوش مستی بی تاب و توش برداشت
هوش مصنوعی: باری که بر اثر عظمتش آسمان دو قسمت شده، مستی نپذیرفتی و دچار ضعف و ناتوانی، آن بار را بر دوش خود برداشت.
افغان ز چشم ساقی کان ترک بی مروت
هم رخت عقل دزدید هم نقد هوش برداشت
هوش مصنوعی: از چشمان ساقی به خوبی میتوان فهمید که آن ترک بیرحم، هم عقل را به سرقت برد و هم سرمایهی هوش را برداشت.
روپوش عیب ما بود پشمینه ای و او را
در رهن ساغری مِی دی مِی فروش برداشت
هوش مصنوعی: پوششی که عیبهای ما را میپوشاند، مانند یک لباس پشمی بود و آن را به عنوان رهن در مقابل ساغر میگیرند.