برگردان به زبان ساده
بدان که هر که یک ساله کفایت خویش بنهاد از توکل بیفتاد که اسباب خفی سپرد و اعتقاد بر اسباب ظاهر کرد که هر سالی مکرر شود، اما آن که به ضرورت وقت قناعت کرد. از طعام چندان که سیر شود و از جامه چندان که پوشیده ماند، وی به توکل وفا کرد. اما اگر ادخار کند قدر چهل روز را رواست، خواص می گوید که توکل بدین باطل نشود مگر که زیادت شود. و سهل تستری می گوید ادخار توکل را باطل کند. ابوطالب مکی می گوید که اگر چهل زیادت شود توکل باطل نشود، چون اعتماد بر ادخار نکند و حسین مغازلی از مریدان بشر بود. گفت، «یک روز مردی کهل در پیش بشر آمد. بشر یک کف سیم به من داد و گفت بدین طعام خر هر چه خوشتر و نیکوتر». و هرگز این سخن از وی نشینده بودم. برفتم و طعام بیاوردم تا وی بخورد. و هرگز ندیده بودم که با کسی چیزی خورده بود. چون بخورد بسیاری طعام بماند. آن مرد کهل همه فراهم گرفت و برداشت و ببرد. و مرا عجب آمد که بی دستوری چنین کرد. بشر گفت: تو را عجب آمد؟ گفتم: آری؟ گفت: این فتح موصلی بود، امروز از موصل به زیارت ما آمده است. طعام برگرفت تا ما را بیاموزد که چون توکل درست شد ادخار زیان ندارد».
هوش مصنوعی: هر کسی که بر اساس کفایت خود یک سال زندگی کند، از حالت توکل خارج میشود و به جای اعتماد به خداوند، به وسایل و اسباب ظاهری وابسته میشود که هر سال تکرار میشود. اما کسی که در زمان ضرورت به اندازه کافی قناعت کند، چه از نظر غذا و چه از نظر لباس، در واقع به توکل خود وفادار بوده است. اگر او قصد ذخیرهسازی برای چهل روز را بکند، از نظر خاصان این به معنای خروج از توکل نیست مگر اینکه ذخیره بیش از این باشد. سهل تستری معتقد است که ذخیرهسازی میتواند توکل را باطل کند، اما ابوطالب مکی میگوید با چهل روز اضافه، توکل همچنان پابرجاست به شرطی که بر ذخیرهسازی تکیه نکند. در این میان، حسین مغازلی که از مریدان بشر بود، داستانی از بشر نقل میکند: روزی مرد کهنسالی به دیدار بشر آمد و بشر به او یک کف سیم داد و گفت با این غذا بخور هر چه برایت خوشایند است. من هرگز چنین سخنی از او نشنیده بودم. وقتی که غذا آوردن و آن مرد خورد، مقدار زیادی غذا باقی ماند که آن مرد کهنسال همه آن را جمع آوری کرد و برداشت. من به این کار او شگفتزده شدم، اما بشر به من گفت که تعجب نکن. او مردی از موصل است که امروز برای زیارت ما آمده و غذا را برداشت تا به ما بیاموزد که وقتی توکل واقعی باشد، ذخیرهسازی ضرری ندارد.
پس حقیقت آن است که اصل توکل کوتاه است و حکم این آن است که ادخار نکند. پس اگر کند و مال در دست خویش هم چنان داند که در خزانه خدای تعالی و بدان اعتماد نکند توکل باطل نشود. و این که گفتم حکم مرد تنهاست، اما معیل بدان که یک ساله بنهد توکل وی باطل نشود، مگر که زیادت کند.
هوش مصنوعی: حقیقت این است که اصل توکل به خدا ساده است و نباید به جمعآوری مال دلبستگی داشت. اگر شخصی همواره مال خود را در دست داشته باشد و آن را به عنوان امانتی از جانب خداوند بداند و به آن وابسته نشود، توکل او همچنان صحیح است. همچنین این نکته را مد نظر داشته باش که حکم توکل برای یک فرد تنها است، اما اگر شخصی با گذشت یک سال به توکل خود ادامه دهد، این توکل باطل نمیشود مگر اینکه بیش از حد به جمعآوری مال بپردازد.
و رسول(ص) برای عیال و ضعف دل ایشان یک سال بنهادی و برای خویش از بامداد تا شبانگاه نگاه نداشتی و اگر نگاه داشتی توکل وی را زیان نداشتی که بودن آن در دست وی و در دست دیگر نزدیک وی هر دو یکی بودی، لکن خلق را بیاموخت بر درجه ضعف ایشان.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) برای تضعیف روحیه مردم و ناتوانیهای آنان یک سال صبر کرد و خودش را از صبح تا شب مشغول نگه داشت. اگر او توجهی به توکل خود میکرد، آسیبی نمیدید، چون قدرت او و دیگران در حقیقت یکی بود. اما او به مردم آموخت که به ضعف خود آگاه باشند.
و در خبر است که یکی از صحابه صفه فرمان یافت. در میان جامه او دو دینار یافتند. رسول(ص) گفت، «دو داغ بود». و این دو وجه را متحمل است: یکی آن که خویشتن را به مجردی فرانموده باشد به تلبیس. این دو داغ بود از آتش بر سبیل عذاب. دیگر آن که تلبیس نکرده باشد، ولکن این ادخار وی را نقصان درجه آورد در آن جهان، چنان که نشان دو داغ بر روی از جمال نقصان کند. چنان که در حق درویش دیگر گفت چون فرمان یافت که در قیامت همی آید روی وی چون ماه شب چهارده. و اگر یک خصلت نبودی چون آفتاب بودی، آن که جامه زمستانی زمستان دیگر را بنهادی و تابستانی تابستان دیگر را. و گفت که شما را هیچ چیز کمتر از یقین و صبر نداده اند. یعنی که نگاه داشتن جامه از نقصان یقین باشد. اما هیچ خلاف نیست که در کوزه و سفره و مطهره و آنچه بر دوام کار آید، ادخار روا بود که سنت خدای تعالی بدان رفته است که هر سالی نان و جامه پدید آید از وجهی دیگر، اما هر ساعتی این خنورهای تازه پدیدار نیاید. و سنت خدای تعالی خلاف کردن روا نبود، اما جامه تابستان در زمستان و زمستان و تابستان به کار نیاید، نگاهداشتن در این وقت از ضعف یقین باشد.
هوش مصنوعی: روزی یکی از صحابه رسول خدا به دستور ایشان به جایی رفت و در لباس او دو دینار پیدا شد. رسول خدا فرمود: «این دو داغ است». این دو داغ میتواند به دو معنی باشد: یکی اینکه او خود را سادهدلانه در لباس تظاهر کرده است و این دو داغ نشانی از عذاب بر اثر آتش است. معنی دیگر این است که او تظاهر نکرده ولی این عمل باعث نقصان مقام او در آخرت میشود، بهطوری که مانند داغی بر جمال او اثر میگذارد. به درویش دیگری گفته شد که در روز قیامت، صورت او چون ماه شب چهارده خواهد درخشید، اما اگر یک صفت در او نبود، مانند آفتاب میدرخشید. او لباس زمستان را در زمستان و لباس تابستان را در تابستان نمیپوشد. گفته شد که هیچ چیز کمتر از یقین و صبر به شما عطا نشده است. این به معنای آن است که نگهداشتن لباس از نقصان، نشانه یقین است. البته هیچ منعی در نگهداری کوزه و سفره و ظروفی که ماندگاری دارند نیست، زیرا سنت خداوند بر این است که هر سال نان و لباس به روشی نو به وجود میآید، اما تازهگی مداوم در هر ساعت امکانپذیر نیست. خداوند بر سنت خود اعتنا کرده و نگهداشتن لباس تابستان در زمستان و برعکس نشاندهنده ضعف یقین است.