برگردان به زبان ساده
زلف تو شب است و روی تو روز
وصل تو چو روزگار نوروز
هوش مصنوعی: زلف تو مثل شب تاریک است و چهرهات مانند روز روشن. وصالت همچون روزهای عید نوروز است که پر از روشنی و شادابی است.
بر وصل تو «کس» نشد مظفر
بر دولت کس نگشت پیروز
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته به وصال تو دست یابد و هیچکس هم در حکومت و خوشبختی پیروز نشده است.
گشتست دلم چو کبک جانباز
زلفین تو همچو باز کین توز
هوش مصنوعی: دل من مانند کبکی است که همیشه در حال پرواز است، و زلفهای تو مانند باز، به من جذبه و علاقه میدهد.
با زلف مگو که صید دل کن
سقا بچه را شنا می آموز
هوش مصنوعی: از درشتی و بیتفاوتی در مورد زیباییها و جذابیتهای دلانگیز نگو، بلکه به کسی که نیازمند یادگیری و کمک است، مهارتهای لازم را بیاموز.
کردی دل بنده تیرباران
زان چشم کمان کش جهانسوز
هوش مصنوعی: تو با نگاه زیبایت قلب بنده را هدف تیر قرار دادی، همچون کمانداران که با تیرهایشان دلها را میسوزانند.
تا چند زنی ز چشم آخر
بر جان برهنه تیر دل دوز
هوش مصنوعی: تا کی از چشمان آخرین عشق به قلب بیپناهم تیرهایی پرتاب میکنی؟
ای مهر گسسته دوش و رفته
بنشین و بیا و کین میندوز
هوش مصنوعی: ای آفتاب که دیروز غروب کردی و رفتی، دوباره بنشین و بیا و کینهای نداشته باش.
تا چشم ستاره بار دوشین
خورشیدپرست باشد امروز
هوش مصنوعی: تا وقتی که چشم ستاره به دوشین پرستش خورشید باشد، امروز این وضعیت ادامه دارد.
مادر به خجسته روز زاد است
آن روی چو خورشید دل افروز
هوش مصنوعی: مادر در روز مبارک زاد روزش، چهرهای دارد که مانند خورشید، دلانگیز و روشن است.
گوئی که کدام روز بود است
آن روز که آفرین بدان روز
هوش مصنوعی: انگار کدام روز بود آن روزی که باید به خاطر آن روز خداوند را ستایش کرد.
دیر است که «تا» دل قوامی
از زلف تو ساختست جان بوز
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که دل من از زلفهای تو به شکلی محکم و زیبا در آمده و جانم را پر از زندگی کرده است.