برگردان به زبان ساده
ای پسر با ما بباید ساختن
اسب را بر ما نباید تاختن
هوش مصنوعی: ای پسر، باید با ما سازگار باشی و نمیتوانی به ما حملهور شوی.
ما غلام روی تو خواهیم گشت
با تو سیم و خواجگی درباختن
هوش مصنوعی: ما به خدمت تو خواهیم آمد و برایت هر چیزی که داریم خواهیم داد.
خوش بود با زلف چون چوگان تو
هر درنگی گوی و چوگان باختن
هوش مصنوعی: داشتن زلفی زیبا و دلفریب مانند بازی چوگان است؛ هر لحظه و انگیزهای برای دوری از این زیبایی، مانند باختن در این بازی است.
نیک باشد با قد چون تیر تو
هر زمان رفتن به تیر انداختن
هوش مصنوعی: خوب است که در هر زمان با قامت زیبا و کشیدهات، انسان را به یاد پرتاب تیر بیندازی.
از کرشمه دیده چون برهم زنی
کیسه ها باید بدو پرداختن
هوش مصنوعی: وقتی که با نگاهی جذاب و دلربا به کسی توجه میکنی، باید برای جلب نظرش تلاش کنی و سرمایهگذاری کنی.
چون به وقت خنده بگشائی دو لب
جانها باید درو انداختن
هوش مصنوعی: وقتی که لبانت را به خنده باز میکنی، جانها باید در آن خنده گنجانده شود.
خواهی از ابرو و چشم و جعد و زلف
گردن از ترکان خوب افراختن
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از زیباییهایی مانند ابرو، چشم، مو و گردن، زیبایی و جذابیت را بهدستآوری، باید به ترکان خوشچهره نگاه کنی.
تا کی ای شکر لب بادام چشم
سوختن ما را و بی ما ساختن
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی از درد و فراق اشاره دارد. گویا شاعر به حسرت و غم ناشی از زیبایی و جذابیت کسی میپردازد که بر دل او اثر گذاشته و او را به حالتی از سوختگی و رنج دچار کرده است. شاعر از معشوق میخواهد تا به او توجه کند و دیگر او را در عذاب و فراق رها نکند.
تو مرا بگداختی در عشق و من
خواهمت هر ساعتی بنواختن
هوش مصنوعی: تو با عشق خود مرا به شدت تحت تأثیر قرار دادی و من همیشه دوست دارم به تو محبت کنم.
خواهد از پیشت قوامی هر زمان
تن چو چاکر پیشگان بگداختن
هوش مصنوعی: هر زمان که تو بخواهی، تن من همچون خدمتگزاران پاک و فداکار آمادهی خدمت و سجده است.
حق ما بشناس و خود واجب کند
حق چاکر پیشگان بشناختن
هوش مصنوعی: حق ما را بشناس و خود واجب کن که حق خدمتگزاران را بشناسی.