برگردان به زبان ساده
صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز
کو گهی با گل بسیر است و گهی با مل براز
هوش مصنوعی: صبر و تحمل من در برابر عشق آن موهای بلند کم شده است، چون گاهی با گل ناز میکند و گاهی با خود شوق و زیبایی.
تا ندیدم زلف او کژدم ندیدم گل سپر
تا ندیدم چشم او نرکس ندیدم مهره باز
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف او را ندیدم، هیچ گل زیبا و دلربایی ندیدم. و تا وقتی چشم او را ندیدم، هیچ چیز از عشق و زیبایی را درک نکردم.
آن همی آزار دم دل کش خریدارم بجان
وین همی رنجاندم جان کش بپروردم بناز
هوش مصنوعی: من با جان و دل آن کسی را که دلباختهام آزار میدهم و در عین حال روح خود را به خاطر او رنج میبرم و بهخاطر محبت او، خود را در عذاب قرار میدهم.
او مرا شیرین چو جان است و گرامی چون جهان
از جهان و جان ندارد کس ببازی دست باز
هوش مصنوعی: او برای من به اندازه جان شیرین و عزیز است و ارزشش از تمام دنیا بیشتر است. هیچکس در عالم نمیتواند مانند او باشد.
گرچه غمگینم ز عشق آن دو زلف سرنگون
شادمان گردم ز مدح شهریار سرفراز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از عشق آن دو زلف آشفتهام، اما با ستایش پادشاه سرزمین، خوشحال میشوم.
میر بونصر بن وهسودان بن مملان که هست
روز کین لشکر شکن روز طرب مجلس نواز
هوش مصنوعی: این مصراع اشاره دارد به فردی به نام میر بونصر که در روز نبرد و جنگ بسیار مشهور است. او در این روز که به روز کین و انتقام معروف است، لشکر دشمن را شکست میدهد و در عین حال، در مجالس شادی و سرور نیز هنرمند و نوازندهای ماهر است. این متن به نوعی به ترکیب جنگ و شادی و تواناییهای مختلف یک فرد اشاره دارد.
یک زمان خالی نباشد مجلس و میدان او
از سواران چگل وز ماهرویان طراز
هوش مصنوعی: هرگز جایی از میدان و مجلس خالی نمیماند و همیشه پر از سواران برجسته و زیباییهای دلرباست.
خسروان ترسان ازو برسان بازان از عقاب
مهتران لرزان ازو ماننده کبکان ز باز
هوش مصنوعی: پادشاهان از او میترسند و بازهای شکارچی از عقابها، بزرگان نیز به دلیل او لرزان و ترسان هستند، مانند کبوترانی که از چنگال باز میترسند.
دست گوهر بار او بر خاتم رادی نگین
تیغ گوهر دارا و بر جامه مردی طراز
هوش مصنوعی: دست پرارزش او بر روی انگشتری زیبا قرار دارد که نگین آن شبیه تیغ گوهرنشان است و بر لباس مردانهاش نشانی از اصالت و شرف دیده میشود.
هم بتیغ او خداوندان مشرق را امید
هم بدست او خداوندان مغرب را نیاز
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که قدرت و تسلط خداوند بهگونهای است که امید کسانی که در شرق زندگی میکنند به اوست و در عین حال نیاز کسانی که در غرب هستند نیز به دست او برآورده میشود. به عبارت دیگر، او منبع امید و نیاز برای همه مردم است، چه در شرق و چه در غرب.
زو برآمد رایت جود و فروشد خیل بخل
زو تهی شد گنج دینار و ملا شد کان آز
هوش مصنوعی: پرچم generosity و سخاوت از او بلند شد و گروه بخل و حرص به خاطر او خالی و تهی شدند؛ گنج و ثروت دینار دیگر در دست بخل نماند و ملاک و معیار خیر و خوب بودن، او شد.
هرکه یک ره دور شد از خدمت درگاه او
خیر و روزی دور شد از نزد او هفتاد باز
هوش مصنوعی: هر کسی که از خدمت و حضور در پیشگاه او فاصله بگیرد، خیر و روزی نیز از او دور خواهد شد، حتی اگر این فاصله هفتاد بار باشد.
گر همی خواهی که دولت سوی تو تازان شود
گرد در کاهش بگرد و سوی ایوانش بتاز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی سرنوشت و خوشبختی به سمت تو بیاید، باید با توکل و تلاش به سمت آن حرکت کنی و به سوی منابع و امکانات آن بروی.
مردم بی برگ را یک خدمتش صد ساله برگ
مردم بی ساز را یک مدحتش صد ساله ساز
هوش مصنوعی: مردمی که به خاطر نداشتن اعتبار و قدرت، از زندگی ناامید هستند، یک کار کوچک از آنها میتواند به آرامش و رضایت درازمدت منجر شود. اما مردم بیساز و سامان، هر بار که از آنها تعریف و تمجید شود، ممکن است این تعریفها برای مدتی طولانی برایشان خوشایند باشد ولی در واقعیت هیچ تغییر بنیادی در زندگیشان ایجاد نخواهد کرد.
با وفای او بگیتی در نبیند کس جفا
با سخای او بعالم در نیابد کس نیاز
هوش مصنوعی: وفاداری او باعث میشود که هیچکس در دنیا بیوفایی را نبیند و generosity او موجب میشود که هیچکس در جهان احساس نیاز نکند.
نه فراز دوستان با مهر او گردد نشیب
نه نشیب دشمنان با کین او گردد فراز
هوش مصنوعی: نه درستی و محبت دوستان موجب انحراف و سقوط میشود و نه دشمنی و کینهتوزی دشمنان باعث ارتقاء و پیشرفت میشود.
زخم گاز از مهر او بر دوستان چون برگ گل
برگ گل با کین او بر دشمنان چون زخم گاز
هوش مصنوعی: زخم محبت او بر دوستان شبیه لطافت برگ گل است، اما بر دشمنان مانند زخم عمیق و خطرناک میباشد.
همچو زور مور پیش زور او زور هژبر
همچو زخم پشه پیش زخم او زخم گراز
هوش مصنوعی: در این ابیات به مقایسه قدرت و تأثیر دو چیز پرداخته شده است. در واقع، به نوعی اشاره میشود که قدرت و تأثیر بزرگتر میتواند بر روی چیزهای کوچک و کمارزش تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، در مقابل قدرت و تأثیر یک توانمند بزرگ، ضعف و آسیبهای ظاهری کمقیمت و بیاهمیت به نظر میآید.
جود هر شاهی تکلف باشد آن تو بطبع
قول تو دائم حقیقت قول هر میری مجاز
هوش مصنوعی: بخشش و generosity هر شاهی به خاطر تکلف و وظیفهای است که برعهده دارد، اما بخشش تو از روی طبیعت و ذات خودت است. سخن تو همیشه راست و درست است، در حالی که سخن هر کسی دیگر ممکن است تنها ظاهری باشد و واقعی نباشد.
هیچ میری نیست نابرده عطا از کف تو
هیچ شاهی نیست نابرده بدرگاهت نماز
هوش مصنوعی: هیچ کس بدون درخواست و بخشش تو به مقام و منزلتی نمیرسد. هیچ پادشاهی نمیتواند بدون عرض ادب و نماز به درگاه تو دست پیدا کند.
تا ز بانک نوحه کر دائم روان باشد نفور
تا همیشه دل ببانک رود و ساز آید بساز
هوش مصنوعی: تا زمانی که صدای نوحه و ناله به صورت مداوم در حال پخش باشد، دل همیشه به یاد آن صداها خواهد بود و به سراغ آن احساسات میرود و با آنها همخوانی خواهد کرد.
خانه خصمان تو خالی مباد از نوحه گر
مجلس خویشان تو فارغ مباد از رود و ساز
هوش مصنوعی: در خانه دشمنان تو، نباید از نوای اندوه و عزاداری خالی باشد و جمع خانوادهات هرگز نباید از جریان و موسیقی زندگی دور بماند.