برگردان به زبان ساده
هم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار
بخت با من سازگار و یار با من سازگار
هوش مصنوعی: در زندگی هم دوستی خوب دارم و هم روزگار با من همراه است. بخت و فرزندم در کنار هم با من همدل و سازگارند.
لیکن از گفتار بدگویان من دور است دوست
لیکن از کردار بدخواهان ز من فرداست یار
هوش مصنوعی: دوست من از حرفهای بدگوییها و طعنهها در امان است، اما یار من به خاطر رفتارهای بدخواهان از من دور شده است.
دردمندم روز و شب او نیز چون من دردمند
بیقرارم سال و مه او نیز چون من بیقرار
هوش مصنوعی: من در طول روز و شب در رنج و درد هستم و او نیز مانند من از این درد رنج میبرد. همچنین من هر سال و ماه بیقراری میکنم و او نیز همچون من آرام و قرار ندارد.
دانه های نار دارد در میان ناردان
نار دارد بر سمن گلنار دارد بر چنار
هوش مصنوعی: درختان وحشی در کنار یکدیگر میوههای نارنگی دارند و گلهای زیبا روی درخت سمن رشد کرده است.
از فراق نار و گلنار و چنار و نار دانش
اشک من چون ناردان شد چشم من چو آب نار
هوش مصنوعی: از غم جدایی درختان نار و گل، اشک من مانند میوهی ناردان شده است و چشمانم مانند آب نار میریزد.
ز آرزوی آنکه گیرم در کنار آن ماه را
شد کنارم ز آبدیده راست چون دریا کنار
هوش مصنوعی: از آرزوی دیدار آن ماه رخ، اشکهایم بیوقفه جاری شده و مانند دریا به زمین میریزد.
ناچشیده می هنوز از آن لب میگون او
از فراق او مرا هر ساعتی گیرد خمار
هوش مصنوعی: من هنوز از آن لب شیرینش طعم نچشیدهام و به خاطر دوری او هر لحظه حالتی غمگین و بیتاب دارم.
بر گل رخساره او نارسیده دست من
درد هجرانش مرا هر ساعتی خارد بخار
هوش مصنوعی: دست من به چهره زیبای او نرسیده و این دوری از او هر لحظه مرا میآزارد.
روزگاری خرم و خوش بگذرانم گر مرا
با مساعد یار بنشاند مساعد روزگار
هوش مصنوعی: اگر روزگار و یار خوبی داشته باشم، میخواهم ایامی شاد و خوش را سپری کنم.
گر بیاراید روان من بیک دیدار دوست
من بیارایم دو صد دیوان بمدح شهریار
هوش مصنوعی: اگر یک بار جلوی چهره دوست دل من شاد شود، من برای ستایش پادشاه دو صد دیوان شعر مینویسم.
شاه گیتی بوالخلیل آن در سخا و در سخن
میزبان و خوش سخن همچون خلیل کردگار
هوش مصنوعی: پادشاهی بر روی زمین مانند ابراهیم خلیل در بخشش و گفتار نیکوست، او همواره همچون ابراهیم، میزبان و سخنوری دلنشین است.
هرکه جان و تن بزنهارش ندارد تا زید
جانش یابد زو نهیب و تنش یابد زو نهار
هوش مصنوعی: هر کس که روح و جسمش را به چیزی وابسته نمیداند، تا زمانی که از آن چیز دور شود و روحش به آن دسترسی پیدا نکند و بدنش هم نتواند از آن بهرهمند شود.
بدسگالان در حصارند از نهیب تیغ او
خواسته بادست او هرگز نباشد در حصار
هوش مصنوعی: بدخواهان به خاطر قدرت و تهدید او در محاصره هستند و هیچ وقت نمیتوانند به خواستههای خود برسند؛ یعنی نفوذ او به گونهای است که آنها هرگز نمیتوانند در حصار او قرار بگیرند.
بار غم برخاسته باشد ز جان آن مدام
کو بعمر اندر بیابد نزد او یکبار بار
هوش مصنوعی: اگر در زندگی بیاندازه غم و اندوهی حس کنی، بدان که این بار سنگین از جان تو برخواهد خاست، اما تنها کسی که میتواند به تو کمک کند و این بار را سبک کند، در زندگیات تنها یکبار خواهد آمد.
گنجش از دینار خالی مجلس از مهمان ملا
عدلش از رایست فره زفتی از رادی نزار
هوش مصنوعی: گنجشک بدون پول در یک مجلس خالی نشسته است، میهمانان نیستند و ملا به خاطر نیات خیرش مورد توجه نیست. عدالت او وابسته به رأی و نظرش است و شوکت و عظمتش از زشتی و ناپسندیدگی ناشی میشود.
کرده گردون کار گردونی برایش بر نشان
کرده یزدان فر یزدانی برایش بر نثار
هوش مصنوعی: در این بیت به موضوع تقدیر و سرنوشت اشاره شده است. برای فردی که اشاره شده، آسمان به وسیله گردونههای زمان سرنوشتی خاص رقم زده است و خداوند نشان ویژهای از بزرگی و عظمت به او عطا کرده است. بدین ترتیب، اهمیت و ارزش این فرد در نظام آفرینش و سرنوشت او بارز میشود.
طبع او ماننده آبست از پاکی و لطف
طبعاو زفتی نگیرد آب نپذیرد نگار
هوش مصنوعی: نوع شخصیت او مانند آب است، پاک و لطیف، و به خاطر این خوی پاکی، هیچ گاه به زشتی و سنگینی نخواهد گرایید و هرگز نمیتواند به موی سیاه و زشت جذب شود.
کوه بگدازد ز کین او بسان پای مور
بر عدو گیتی کند خشمش بسان چشم مار
هوش مصنوعی: اگر کوه از کینه او ذوب شود، خشم او مانند پاهای یک مور بر دشمن جهان میافتد و همچون چشمی از مار ترسناک است.
خواستاران درم را خواستار است او بطبع
همچو دینار و درم را سفله باشد خواستار
هوش مصنوعی: آنهایی که به دنبال مال و ثروت هستند، در واقع شخصیت پایینی دارند. چون کسی که به دنبال چیزی است که تنها ارزش مادی دارد، مثل دینار و درم، نشان دهنده روحیهای پایین و سطحی است.
از قطار زائران بر درگهش دائم صفوف
وز صفوف دشمنان در لشگرش دائم قطار
هوش مصنوعی: در مقابل درگاه او همیشه صفی از زائران وجود دارد و همچنین همیشه صفی از دشمنان در لشکر او شکل میگیرد.
بر نکوخواهان شرنگ از مهر او گردد شکر
بر ثناگویان خزان از فر او گردد بهار
هوش مصنوعی: برای کسانی که نیکوکارند، محبت او همچون شیرینی است و برای ستایشگران، خزان بهاری خواهد شد که از وجود او نشأت میگیرد.
زر و سیم آشکار از دست او گشته نهان
گشته از تیغش نهان راز گردون آشکار
هوش مصنوعی: طلا و نقرهای که پیشتر نمایان بود، حالا از دست او پنهان شده است. رازهای آسمان و دنیا نیز به خاطر قدرت او، در خفا قرار دارند.
او مطیع زائران و خسروان او را مطیع
او شکار سائلان و سرکشان او را شکار
هوش مصنوعی: او پیرو و تابع زائران و بزرگانی است که به او احترام میگذارند و او نیز به سادگی در اختیار خواستههای سائلان و چالشگران قرار میگیرد.
پیشکاران را کند هنگام رادی پیشگاه
تاجداران را کند هنگام مردی تاجدار
هوش مصنوعی: ادموارد مهم و تاثیرگذار در جامعه، در زمانهای مختلف نقشهای متفاوتی دارند. افرادی که در مقامهای بالاتر و مهمتری قرار دارند، باید در موقعیتهای مناسب تصمیمگیری کنند و مراقب اوضاع باشند. به همین ترتیب، افرادی که در ردههای پایینتر قرار دارند نیز در زمانهای خاص باید توجه و دقت بیشتری به کارهای خود داشته باشند تا به کارها سامان دهند.
تا جهان باشد جهان یکسر بکام شاه باد
دوستانش تاجدار و دشمنانش تاج دار
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا پایدار است، تمام خواستههای شاه برآورده گردد، دوستانش با تاج و مقام باشند و دشمنانش نیز در شأن و مقام قرار گیرند.
پیشکارانش فزون از پیشگاهان جهان
پیشگاهان جهان او را همیشه پیشکار
هوش مصنوعی: پیشخدمتهای او بیشتر از مقامهای بزرگ دنیا هستند و همواره مقامهای بزرگ دنیا، او را به عنوان یک خدمتکار میشناسند.
هرگز اندر عادت او کس نبیند اختلاف
هرگز اندر وعده او کس نبیند انتظار
هوش مصنوعی: هیچکس در عادت او اختلافی نمیبیند و هیچکس در وعدههای او منتظر نمیماند.
از شگفتی گر بگوئی وصف جنگش پیش خلق
تا بجنگ اندر نبیند آن ندارد استوار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از شگفتیهای جنگ او برای مردم بگویی، بدان که حتی اگر در میدان جنگ هم برود، کسی نمیتواند او را محکم و استوار ببیند.
یک عطاش افزون ز حرص مفلسان صد زمین
یک عفوش افزون ز جرم کافران صد دیار
هوش مصنوعی: یک دستاورد از عطا و بخشش بهتر است از حرص و طمع افراد بیپول که حتی صد زمین را نیز نمیارزد. همچنین، یک بخشش و رحمت از سوی پروردگار باارزشتر است از گناه و جرم کافران که حتی صد دیار را شامل میشود.
آتش دوزخ بپیش آتش شمشیر او
همچنان باشد که پیش آتش دوزخ شرار
هوش مصنوعی: آتش دوزخ در مقایسه با آتش شمشیر او، به مانند شعله کوچکتری است که در برابر آتش دوزخ قرار دارد. به عبارتی دیگر، شدت و قدرت آتش شمشیر او به قدری بالاست که حتی آتش دوزخ هم در برابر آن فرع و کم اهمیت به نظر میرسد.
تا بگیتی خوشگوار و جان ستان نوش است و زهر
آن تن و جانرا امان این دیده و دلرا دمار
هوش مصنوعی: زندگی پر از لذت و شادابی است، اما در عین حال میتواند خطرناک و مرگآور باشد. این تناقض بین لذتهای دنیا و عواقب آن بر جان و دل انسان، نکتهای است که توجه را جلب میکند.
باد بر یاران او چون نوش زهر جان ستان
باد بر خصمان او چون زهر نوش خوشگوار
هوش مصنوعی: باد برای دوستان او همچون نوشی است که جان را میگیرد، اما برای دشمنانش همچون شهدی گوارا و خوشایند است.
عید فرخ باد سال و ماه شاهنشاه را
خسروانش خاکبوس و دشمنانش خاکسار
هوش مصنوعی: سال و ماه شاهنشاه مبارک و خوش باشد. گروندگان و خدمتگزارانش به او احترام میگذارند و دشمنانش به خاک افتاده و حقیر شدهاند.