برگردان به زبان ساده
مگر نگارگر چین شده است باد بهار
کز او بنفش و نگار است بوستان چو بهار
هوش مصنوعی: آیا باد بهاری کار هنرمند را انجام داده و بوستان را با رنگهای بنفش و زیبا آراسته است، مانند جلوههای بهاری؟
همه کرانش لاله همه میانش گل
همه هواش نسیم و همه زمینش نگار
هوش مصنوعی: در اینجا توصیف زیباییهای یک محیط دلانگیز و سرشار از گل و گیاه ارائه شده است. در این تصویر، همه جا پر از لاله، در میان آن گلهای دیگر، هوای خنک و دلپذیر نسیم، و زمین مانند نگینی زیبا جلوهگر است. این مجموع جلوهها نشاندهنده زیبایی خیرهکننده و آرامشبخش طبیعت است.
ز بوی و رنگ یکی گشت مشک و نیل کساد
ز لون و عکس یکی گشت در و مرجان خوار
هوش مصنوعی: به خاطر عطر و رنگ، مشک و نیل یکسان شدند و از این رو رنگ و تصویر سبب شد که در و مرجان نیز از ارزش بیفتند.
دمیده لاله بروز و چکیده ژاله بشب
بسان طوطی لؤلؤ گرفته بر منقار
هوش مصنوعی: گل لاله در روز شکوفه زده و شبنم شب مانند مرواریدی روی منقار طوطی نشسته است.
فشانده باد شکوفه ز شاخ بر لاله
چو در عقیق نشانیده لؤلؤ شهوار
هوش مصنوعی: نسیم شکوفهها را از شاخهها به روی لالهها میپاشد، مانند اینکه دانههای مروارید در عقیق زیبا قرار داده شدهاند.
بنفشه بر زده سر جای جای در سبزه
چو جای جای پراکنده نیل بر زنگار
هوش مصنوعی: بنفشه در میان سبزهها رشد کرده و در هر گوشهای مانند پرچمهای آبی در میان زنگار و گرد و خاک پراکنده است.
بسان مطرب قمری همی نوازد زیر
بسان عاشق بلبل همی خروشد زار
هوش مصنوعی: مانند نوازندهای که ساز مینوازد، قمری از زیر مینوازد و عاشق بلبل به طرز غمانگیزی زار میزند.
پدید گشت گل سیب و سیب گشت نهان
گرفت سبزه فزونی و برف کرد نهار
هوش مصنوعی: سیب گل داده و خود را در زیر خاک پنهان کرده است، سبزهها رونق یافتهاند و برف به حالت زوال در آمده است.
ز ابر قطره باران نشسته بر خیری
ز باد برگ بنفشه فتاده بر گل نار
هوش مصنوعی: بارانی که از ابر میچکد، بر جایی نیکو نشسته و برگی از گل بنفشه، بر گل سرخ افتاده است.
یکی چو اشگ ببارد بروی بر عاشق
یکی چو زلف گذارد بچهره بر دلدار
هوش مصنوعی: یکی مثل اشک بر چهره عاشق میریزد و دیگری همچون زلفی بر چهره معشوق جلوهگری میکند.
همی بباغی ماند شکفته آذرگون
که عنبرینش زمینست و بسدین دیوار
هوش مصنوعی: در باغی به زیبایی باغی که در آن گلهایی با رنگ آتشین شکفتهاند، تنها زمینش عطر عنبر را منتشر کرده و دیوارهایش را میپوشاند.
گل دو رویه برون آمده ز غنچه بغنج
بشبه آنکه بدینار برزنی غنجار
هوش مصنوعی: گل دو طرفه از غنچه خارج شده و به زیبایی میرقصد، مانند کسی که با ناز و عشوه در میانه یک جشن و شادی، خود را نشان میدهد.
نسیم نسترن از فاخته ربوده شکیب
خروش فاخته از عاشقان ببرده قرار
هوش مصنوعی: نسیم گل نسترن آرامش فاخته را به سرقت میبرد و صدای ناله این پرنده عاشق را از او میگیرد.
سپاه ابر سماطین زده است بر گردون
سپاه لاله مغانی کشیده بر کهسار
هوش مصنوعی: ابرها به شکل سپاهیان بر آسمان گستردهاند و گلهای لاله مانند سربازانی به رنگهای گوناگون بر فراز کوهها ظاهر شدهاند.
چو آهوان بهم اندر شده گروه گروه
چو طوطیان بهم اندر شده قطار قطار
هوش مصنوعی: مانند گلهای از آهو که به صورت گروهی در کنار هم قرار گرفتهاند، یا مانند طوطیهایی که به صورت دستهجمعی کنار هم نشستهاند، این جملات به توصیف جمعهای بزرگ و پرجنب و جوش اشاره دارند. این تصویرسازی به زیبایی نمایانگر هماهنگی و انسجام موجودات طبیعی است.
میان باغ بهم بر شده بنفشه و گل
بسان عاشق معشوق را گرفته کنار
هوش مصنوعی: در باغ، میان بنفشهها و گلها، عاشق به حالتی شبیه معشوق، کنج عاطفی و زیبایی را پیدا کرده است.
هوا خوش است شب و روز و می شده صافی
چو طبع راد و دل روشن سپهسالار
هوش مصنوعی: هوا در هر دو زمان، شب و روز، دلپذیر است و نوشیدن شراب خوشی را به همراه دارد، مانند روحی پاک و دل روشن از یک فرمانده شایسته.
پناه جان و روان جهان ابوالیسر آن
که یمن و یسرش بادند بر یمین و یسار
هوش مصنوعی: کسی که پناهگاه روح و جان انسانهاست، ابوالحسن است؛ او که در هر دو طرف زندگی، خیر و برکت را به ارمغان میآورد.
نبود هم نبود با روان او اندوه
نرفت هم نرود بر زبان او آزار
هوش مصنوعی: او نه تنها غم و اندوهی در درونش احساس نمیکند، بلکه این ناراحتیها نیز بر زبانش نمیآید و نمیتواند دیگران را آزرده خاطر کند.
همیشه خوش منشان را بدو قوی بازو
همیشه بدکنشانرا تباه از او بازار
هوش مصنوعی: افراد خوشبخت همواره به قدرت و توانایی خود تکیه میکنند، اما غیر از این، کسانی که به بدبختی دچار شدهاند، از قدرت او در رنج خواهند بود و به نوعی معاملاتشان به هم میخورد.
درم ندارد با دست راد او قیمت
گهر ندارد با رأی پاک او مقدار
هوش مصنوعی: این را دست او نمیسازد که بخواهد با دیگران مقایسه کند و ارزشش به بهتر بودن در تفکر و اندیشهاش بستگی دارد.
همه جهان را خوشنود کرد وین عجب است
که دخلش اندک و هستند سائلان بسیار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی توانسته است همه را راضی کند، در حالی که درآمد یا منابع او بسیار کم است و در عین حال، افراد زیادی از او درخواست کمک و حمایت دارند. این وضعیت نشاندهنده شگفتی و توجه به نوعی فقر و نیازمندی است.
میان بزم بود شمع صد هزار افراد
میان رزم بود پشت صد هزار سوار
هوش مصنوعی: در یک ضیافت یا جشن، شمعی به زیبایی هزاران نفر میدرخشید و در میدان جنگ، پشت صد هزار سوارهنظام، نیرویی قدرتمند حاضر بود.
ضمیر پاکش گوئی کلید اسرار است
که مردمان نتوانند از او نهفت اسرار
هوش مصنوعی: ضمیر خالص او مانند کلیدی است که اسرار را باز میکند و مردم نمیتوانند از آن رازها آگاه شوند.
اگر بخشم کند جسم بد سگال نگاه
و گر بکینهکند پیش چشم خصم گذار
هوش مصنوعی: اگر از دید بدی که به من دارم، به من کمک کند و اگر در برابر دشمن، کینهورزی کند، من را در برابر او ثابت قدم نگه دارد.
چو مار گردد بر جسم بدگالش موی
مژه بدیده خصم اندرون شود مسمار
هوش مصنوعی: چنان میشود که اگر بر روی جسم کسی مویی به شکل مار بیفتد، چشمهایش که نگران است، دشمنش را در درون خود میبیند و خود را در تنگنا و فشار حس میکند.
بروز بخشش چون باد بی قرار بود
کند میان مصاف اندرون چو خاک قرار
هوش مصنوعی: بخشایش و نیکی مانند بادی بیقرار در دل تصمیمگیری ایجاد میشود و همانطور که خاک در میانه میدان آرام نمینشیند، این عمل نیز همراه با تردید و حرکت است.
ایا بدانش بی جفت و با سخاوت جفت
ایا بدولت بی یار و با سخاوت یار
هوش مصنوعی: آیا به دانش بدون همدم و با دست و دلبازی افتخار میکنی؟ آیا به ثروت بدون همراه و با دست و دلبازی از یاری خود میبالید؟
نه جز سخای تو چیزیست از شنیدن بیش
نه جز دعای تو کاریست برتر از گفتار
هوش مصنوعی: تنها نیکویی و سخاوت توست که ارزش شنیدن دارد و هیچ کاری بالاتر از دعای تو نیست.
همیشه شادی و رامش کنی مگر خواهی
کز آفرینش بیرون کنی همی تیمار
هوش مصنوعی: همیشه سعی کن خوشحالی و دلخوشی را در زندگی به وجود آوری، مگر اینکه بخواهی از زندگی و زیباییهای آن دوری گزینی و دلت را آزرده کنی.
کنند گرد تو در جنگ کرکسان پرواز
که تا کنند ز مغز سر عدو ناهار
هوش مصنوعی: پرندگان درنده دور تو پرواز میکنند تا بتوانند از مغز دشمن خوراکی تهیه کنند.
ز بسکه خون عدو ریختی نپندارم
که رفت هیچ عدوی تو از جهان مردار
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو دشمنان زیادی را به خاک و خون کشیدهای، به نظر من هیچ یک از دشمنانت از این دنیا رفته و مُردهاند.
ایا نوازش تو دعوت مرا معنی
ایا فصاحت تو دانش مرا معیار
هوش مصنوعی: آیا لطافت و توجه تو، به من معنا میدهد و آیا بلاغت و سخنوریات، توانمندی من را سنجش میکند؟
نرفت نامم بی جاه تو بهیچ زمین
نبود جا هم بی نام تو بهیچ دیار
هوش مصنوعی: نام من بدون مقام تو در هیچ مکانی ثبت نشد و بدون نام تو هم هیچ جا برای من وجود نداشت.
اگر بنزد تو باشم و گر بدیگر جای
بجز بدست تو دشخوار من نگردد خوار
هوش مصنوعی: اگر در نزد تو باشم یا در جای دیگری، به جز به دست تو، هیچ چیز برایم دشوار نخواهد بود و از دیگران بیارزش نخواهم شد.
بسوی چاکر خود استری فرستادی
گشاده گشت بدو چند گونه کارم و بار
هوش مصنوعی: تو برای خدمتگزار خود، اسبی فرستادی و او را از چندین کار و بار آزاد کردی.
بدو کشیدم دینار سیصد از آدم
بسی هنوز بحمل اندر است آن دینار
هوش مصنوعی: من از او سیصد دینار گرفتم، اما هنوز بسیاری از آدمها آن دینار را بر دوش میکشند.
همیشه تا بود اندر جهان ولی و عدو
همیشه تا بود اندر زمانه منبر و دار
هوش مصنوعی: در طول تاریخ همیشه بر سر قدرت و دشمنی وجود داشته و در هر زمان، منبر و دار (جایگاه وعظ و دار برای اعدام) نیز وجود داشتهاند. این نشاندهندهی استمرار تضادها و کنشهای اجتماعی در جامعه است.
سر ولی بولایت فراز منبر بر
سر عدو بعداوت فراز دار بدار
هوش مصنوعی: سر تو بر بالای منبر است و بر روی دشمنی که دشمنی میورزد، حکمت و علم را جاری کن.