برگردان به زبان ساده
گل شکفته نماند مگر بصورت حور
خروش رعد نماند مگر بنفخه صور
هوش مصنوعی: گل همیشه تازه و زیبا نمیماند، بلکه سرانجام به شکل حوری درمیآید. و صدای رعد هم همیشگی نیست، بلکه فقط با دمیدن صور به گوش میرسد.
همی رسد ز هوا بر زمین نثار درر
همی شود ز زمین بر هوا بخار بخور
هوش مصنوعی: از آسمان جواهرات و نعمتها به زمین میبارد و از زمین هم بخاری که همانند بخور است به آسمان بلند میشود.
اگرچه هست زمین جای دیو و معدن دد
اگرچه هست هوا جای حور و معدن نور
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زمین محل عفریتها و موجودات وحشی است و آسمان مکانی برای فرشتگان و نورانیها به شمار میرود، این دو فضا همچنان میتوانند نمادی از عشق و زیبایی باشند.
ز ابر گشت هوا جای دیو و معدن دد
ز لاله گشت زمین جای نور معدن حور
هوش مصنوعی: هوا به سبب ابر، جایی برای دیوان و موجودات وحشی شده است و زمین به خاطر لالهها، مکانی برای نور و زیبایی فرشتگان گردیده است.
گسسته ابر بهاری طویله لؤلؤ
شکسته باد شمالی شمامه کافور
هوش مصنوعی: ابرهای بهاری که به ناگاه پراکنده میشوند، مانند دانههای لؤلؤی شکستهای هستند که در طویلهای افتادهاند؛ بادی از شمال میوزد و عطر کافور را به همراه میآورد.
یکی ز خاک نماینده دیبئه منقوش
یکی ز تاک فشاننده لؤلؤ منثور
هوش مصنوعی: یکی از خاک، نماینده زیبایی و جمال است و دیگری از تاک، دانههای مروارید را بهصورت پراکنده و زیبا میپاشد.
بسوی صحرا تازد همی ز کوه غزال
بدانکه کوه بماند همی به پشت سمور
هوش مصنوعی: غزال به سمت صحرا میتازد و برمیخیزد از کوه، چرا که کوه همچنان در پشت او باقی مانده است.
چو تکیه گاه سلیمان شده است باغ و در او
ز بیر کرده چو داودیان شکوفه زبور
هوش مصنوعی: باغ به عنوان پناهگاه و قوای سخت سلیمان تبدیل شده است و در آن مانند سرودهایی که داود میخواند، شکوفهها زیبایی میآفرینند.
جهان مرجان خطی نوشت بر مینا
قلمش ابرو مدادش مطر دبیر دبور
هوش مصنوعی: جهان مانند یک مرجان است که بر روی یک ظرف شفاف و زیبا مینویسد. دستی که این نوشتهها را خلق میکند، بسان ابرو زیباست و مداد آن، باران لطیف و خوشبوی یک نویسندهی ماهر به شمار میرود.
زمین چو خزه ملون بگونه گونه نبات
هوا چو شعر مطرز ز گونه گونه طیور
هوش مصنوعی: زمین مانند خزهایی رنگارنگ است که به شکلهای مختلف گیاهان زینت داده شده و آسمان همچون شعری زیبا و خوش فرم است که به خاطر تنوع پرندگان، جلوهگری میکند.
ز لاله کوه چو از نقش ما نوی دیبا
ز گل درخت چو از نور ایزدی که طور
هوش مصنوعی: از زیباییهای لالههای کوهستان وقتی که به شکل ما تزیین شدهاند، و از گل درختان که به نور الهی میدرخشد، میتوان به عظمت و زیبایی وجود اشاره کرد.
شکفته لاله چو رخسار دلبر می خوار
دمیده نرکس چون چشم لعبت مخمور
هوش مصنوعی: لالهای که شکوفه کرده، شبیه به چهره معشوقی است که دل را به دست میآورد. همچنین، نرگس هم به زیبایی چشمان محبوب گلابی مانند است که تحت تأثیر شوق و مستی قرار گرفته.
به رای و معنی و تدبیر در بلندی مهر
چو بخت صاحب پیروز میر ابومنصور
هوش مصنوعی: با تفکر و تدبیر و به دلیل نیک بختی، مانند خورشید در اوج شکوه، پیروزی بزرگ نصیب ابومنصور شده است.
ز نام او نشود فال نیکبختی فرد
ز رای او نشود پای نیکنامی دور
هوش مصنوعی: از نام او برای فرد، خوشبختی حاصل نمیشود و از عقل او نیز نمیتوان به نیکنامی دست یافت.
بکار جود رغیت و بشغل حرب حریص
میان مجلس ساکن میان صف صبور
هوش مصنوعی: در جمع دوستان، سخاوتمندی و جود را به کار ببر و در میدان جنگ، شجاعت و حرص را نشان بده. در عین حال، در میان دیگران آرام و صبور باش.
بلند ملک ز تیغ وی و معادی پست
خراب گنج ز دست وی و جهان معمور
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و اراده او، سرزمینها و کشورها در حال سرنگونی و ویرانی هستند. ثروتها و گنجها از دست او خارج شده و جهان به خوبی و آبادانی ادامه دارد.
نه هیچ غیبی با رای او بود مدغم
نه هیچ گنجی با جود او بود مستور
هوش مصنوعی: هیچ راز و اسراری در اراده و فکر او پنهان نیست و هیچ گنجینهای در بخشش و generosity او نهفته نشده است.
تن مخالف او باد جفت بند و گزند
دل موافق او بادجفت سور و سرور
هوش مصنوعی: بگذار که سختیها با او همتراز و همراه شوند، اما دل من همیشه شاد و خوشحال در کنار او باشد.
بروز رزم کند شادی معادی غم
بروز بزم کند ماتم موالی سور
هوش مصنوعی: در زمان جنگ و درگیری، خوشی و شادی ممکن است به ناگاه به غم و اندوه تبدیل شود، اما در عین حال، حتی در بین این غمها، مراسم و جشنها هم برگزار میشود و زندگی همچنان ادامه دارد.
چو روز گردد با یادمهر او شب داج
چو خار باشد با یاد کین او گل حور
هوش مصنوعی: وقتی روز میشود و یاد محبوبم در خاطرم حاضر است، شب مثل یک شب تاریک و بیروح به نظر میرسد. در کنارش، رنج و درد ناشی از جدایی مثل خاری میماند، در حالی که یاد خوش او همچون گلی زیبا و خوشبو است.
ز عدل او همه آفاق با نشاط عدیل
ز جود او همه گیتی ز فقر و بخل نفور
هوش مصنوعی: از عدالت او، تمام جهان پر از شادی و رونق است. از بخشش او، تمام زمین از فقر و بخیل بودن دور شده است.
بدان خوشی که بسائل سپارد او دینار
کسی درم نسپارد بمشرف و گنجور
هوش مصنوعی: کسی که خوشی و شادی را به دیگران میدهد، هرگز به مال و ثروت دیگران نیندیشد و به دنیا و داراییهای مادی وابسته نیست.
برون ز خدمت او فخر هرچه خوانی عار
برون ز مدحت او هرچه راست گوئی زور
هوش مصنوعی: هر نوع افتخاری که فراتر از خدمت او باشد، ننگ محسوب میشود و هر صحبتی که درباره او نداشته باشی، بیمعنا و زورگو به نظر میرسد.
بزور پیل و دل شیر اگرش وصف کنم
در این نباشد بهتان در آن نباشد زور
هوش مصنوعی: اگر بگویم که او مانند فیل قدرتمند و دلیر مانند شیر است، در این سخن هیچ بیحرمتی وجود ندارد و این قدرت واقعی اوست.
سؤال سائل باشد بگوش او چونانک
بگوش عاشق سرمست ناله طنبور
هوش مصنوعی: سؤال درخواستکننده باید با گوش او مانند نالهی طنبوری باشد که عاشق مست را به وجد میآورد.
نه آن عجب که ز دزد ایمنند با عدلش
از این عجب که روند ایمن از اسود و نسور
هوش مصنوعی: تعجب نکنید که دزدان با عدالت احساس امنیت دارند، بلکه شگفتآور این است که انسانها از خطر پلنگها و عقابها با اطمینان عبور میکنند.
رها نیابند از تیر او بداندیشان
اگر ز تیر بخواهند واژگونه ز مور کذا
هوش مصنوعی: بداندیشان هرگز نمیتوانند از تیر او رها شوند، حتی اگر بخواهند تیر را به سمت مخالف پرتاب کنند.
کند همیشه سفر تیر او میان عیون
کند همیشه گذر خشت او میان صدور
هوش مصنوعی: سفر تیر او در دلها همیشه ادامه دارد و اثر خشت او همواره در میان سینهها باقی میماند.
ایا ز تو مدد دوستان همیشه پدید
ایا ز تو نفر دشمنان همیشه نفور
هوش مصنوعی: آیا همیشه کمک دوستان از تو بهدست میآید و آیا همیشه دشمنان از تو دور میشوند؟
مخالفان ز خلاف تو زیر بند رقاب
موافقان ز رضایت بری ز رنج و ثبور
هوش مصنوعی: مخالفان از کارها و رفتارهای تو دچار مشکلات و سختیهایی شدهاند، در حالی که طرفداران تو به خاطر رضایتی که از تو دارند، از رنجها و دردسرها دور هستند.
ز خون حلق معادی معصفری گردد
اگر بپرد در حربگاه تو عصفور
هوش مصنوعی: اگر در میدان جنگ پرندهای به پرواز درآید، خون حلقهای از محل تولدش به زمین ریخته میشود.
اگر سنان تو بیند بخواب در قیصر
وگر حسام تو بیند بخواب در فغفور
هوش مصنوعی: اگر شمشیر تو در خواب قیصر را ببیند و یا اگر خنجر تو خواب فغفور را ببیند، این نشان از قدرت و عظمت توست.
یکی بنالد بر روم زار و مردم روم
یکی بنالد بر خلق تور و تربت تور
هوش مصنوعی: شخصی از دردی که در سرزمین روم دارد شکایت میکند و در عوض، مردم روم نیز از درد و رنجی که بر مردم تور میگذرد، ناله و شکایت میکنند. این نشاندهندهی دردی مشترک میان دو قوم است.
ولی همیشه بلند از تو و مخالف پست
درم ز تو بشکایت مدام و خلق شکور
هوش مصنوعی: همیشه از تو بالاتر و در برابر تو پایینتر هستم؛ به خاطر تو مدام ناله و شکایت میکنم و مردم قدردان هستند.
جهان بدنش مأمور بود مأمون را
گرت بدیدی مأمون ترا شدی مأمور
هوش مصنوعی: جهان جسم او به خدمت مأمون بود و اگر تو مأمون را میدیدی، او نیز برای تو به خدمت درمیآمد.
کسی که مهر تو جست از خدای عرش بیافت
در این سرای مراد و در آن سرای قصور
هوش مصنوعی: کسی که محبت تو را از خداوند طلب کند، در این دنیا به خواستهاش خواهد رسید و در آن دنیای دیگر نیز در آرامش و نعمت خواهد بود.
بداد و بخشش داد جهان همه بدهی
نیوفتاد کسی جز تو بر جهان غرور
هوش مصنوعی: جهان با نیکی و بخشش پر است و هیچکس به جز تو بر این دنیا مغرور نیست.
هرآنکه سطری مدح تو خواند از بر لوح
کنند نامش با نام انبیا مسطور
هوش مصنوعی: هر کسی که در ستایش تو چند خطی بنویسد، نامش به همراه نام پیامبران بر روی لوح ثبت میشود.
گهر ز کف تو رنجور و زائران نازان
سنان ز دست تو نازان و دشمنان رنجور
هوش مصنوعی: گوهر گرانبها در دستان تو به زحمت است و زائران با ناز و عطر به دنبالت میآیند، در حالی که دشمنان هم به زحمت به تو نزدیک میشوند.
میانه هست میان تو و میان مهان
چنانکه باشد مابین قاهر و مقهور
هوش مصنوعی: در رابطه بین تو و افراد بزرگ، فاصلهای وجود دارد که شبیه به فاصلهای است که بین قوی و ضعیف وجود دارد.
بعمر باقی کرده فلک ترا توقیع
بملک باقی داده جهان ترا منشور
هوش مصنوعی: زمان باقی، بخت تو را به سلطنت جاودانه بخشیده و دنیا، تو را در جایگاه والای خود مینوازد.
هر آنچه خواهی داده است چرخت از پی آنک
بوند زی همه کس حاجبان تو معذور
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی به تو داده شده است، زیرا که این چرخه زندگی بر اساس خواستههایت پیش میرود و هیچکس نمیتواند در برابر آن مقاومت کند.
همیشه تا بوزد باد در سرای زمین
همیشه تا که بزنبور زهر شد مستور
هوش مصنوعی: همیشه که باد در زمین میوزد، تا زمانی که زنبور زهرش پنهان بماند.
سرای جان تو آباد چون ز باد زمین
کشفته خانه خصمت چو خانه زنبور
هوش مصنوعی: خانه روح تو مانند جایی آباد است که از باد خالی شده، اما خانه دشمن تو همچون لانه زنبور پر از فعالیت و زندگی است.