برگردان به زبان ساده
چون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زار
ابر نیسانی همی گرید ز عشق لاله زار
هوش مصنوعی: وقتی چهره محبوبی با لبخند روشن میشود، در دشت لالهها، ابرهای نیسان نیز به خاطر عشق لالهها اشک میریزند.
از نسیم باد خارستان همه شد گلستان
وز سرشگ ابر شورستان همه شد لاله زار
هوش مصنوعی: از نسیم ملایم باد، دشت پرخار به باغی زیبا و گلفشان تبدیل شد و با بارش نرم ابر، دشت پرشور به لالهزاری رنگین و سرشار از زیبایی بدل گردید.
باغ شد خرخیز بوی و راغ شد فر خار نقش
کوه شد گردون نهاد و دشت شد فردوس وار
هوش مصنوعی: باغ پر از عطر و بوی خوش شده و زمین مثل باغی شاداب و دلنشین است. شکل کوهها همچون آسمان آبی است و دشت به مانند بهشتی زیبا و دلربا شده است.
همچو چشم نیکوان نرگس نماید در چمن
همچو جسم عاشقان شد خیزران زار و نزار
هوش مصنوعی: در چمن، نرگس مانند چشمهای زیبا به نظر میرسد و مانند جسم عاشقان، خیزران به حالت زار و پژمرده در آمده است.
باز نشناسی سحرگه کوهسار از آسمان
باز نشناسی شبانگه آسمان از کوهسار
هوش مصنوعی: اگر در صبح به کوه نگاه کنی، نمیتوانی آن را از آسمان تشخیص بدهی و اگر در شب به آسمان نگاه کنی، نمیتوانی آن را از کوه تشخیص کنی.
لاله چون ناری که باشد دودش اندر زیر نور
گرچه باشد زیر دود اندر همیشه نور نار
هوش مصنوعی: لاله مانند آتش است که دودی از آن زیر نور قرار دارد. هرچند که دودی در زیر نور وجود دارد، اما همیشه نور آتش در آنجا حاضر است.
بانگ بلبل چون عتاب بیدلان اندر نبید
گونه گل چون رخان دلبران اندر خمار
هوش مصنوعی: صدای بلبل مانند سرزنش بیدلان است و در حالی که گلها شبیه چهرههای دلبران هستند، آنها در حال نشئه و سرخوشیاند.
باد بگشاید ز روزی نرگس و نسرین نقاب
ابر بزداید ز روی سوسن و خیری غبار
هوش مصنوعی: باد باعث میشود که روزی گلهای نرگس و نسرین شکوفا شوند و ابرها سایه خود را از روی گل سوسن برمیدارند و روشنایی به آنها میرسد.
بلبل و صلصل سرایان سرکش آئین در چمن
سار و قمری باربد کردار نالان بر چنار
هوش مصنوعی: بلبل و قمری با صدای زیبا در باغ به آوازخوانی مشغولند، در حالی که درخت چنار به خاطر نغمههای دلانگیز آنها به خود میبالد.
دشتها زنگارگون و کوهها شنگرف رنگ
مرزها پیروزه پوش و شاخها بیجاده بار
هوش مصنوعی: دشتها با رنگ زنگار و کوهها با رنگ قرمز فام، مرزها را بهگونهای زیبا پوشانده و شاخهها نیز پربار هستند.
صابری گردد نهار و عاشقی گردد فزون
تا نهار اندر فزونی رفت و لیل اندر نهار
هوش مصنوعی: صبوری در روز و عشق در شب بیشتر میشود، تا زمانی که روز به اوج خود برسد و شب در خلال روز به فعالیت بپردازد.
دوست یاد آرد ز بانک فاخته آوای دوست
یار یاد آرد ز بانگ ارغنون آواز یار
هوش مصنوعی: دوست در خاطر دارد صدای فاخته را و یار نیز صدای ساز را به یاد میآورد.
چون بساط خسروانست از طرائف بوستان
چون درفش کاویان است از جواهر میوه دار
هوش مصنوعی: این متن به زیبایی و شکوه باغ و میوههای آن اشاره دارد. به نوعی میگوید که مثل درفش کاویان که از جواهرات ساخته شده، میوههای این باغ هم با زیبایی و جذابیت خاصی زینتبخش شدهاند. به عبارت دیگر، باغ و میوههای آن به اندازهای زیبا و دلفریب هستند که میتوان آنها را با اشیای قیمتی و ارزشمند مقایسه کرد.
سیم پوش روز بار است از شکوفه باغها
مشگبوی و مشگ رنگ است از بنفشه جویبار
هوش مصنوعی: در روز بارانی، درختان پر از شکوفههای خوشبو هستند و جویبارها با رنگ بنفشه تزئین شدهاند.
از نسیم باد پر مشگست خاک غار و کوه
از فروغ لاله پر خونست سنگ کوه و غار
هوش مصنوعی: نسیم ملایم بادی که از لابلای عطر خوش گلهای مشگین میگذرد، خاک غار و کوه را با درخشش و زیبایی گلهای لاله زینت بخشیده است، به گونهای که سنگها و دیوارهای کوه و غار هم تحت تأثیر رنگ و نور این گلها قرار گرفتهاند.
این چو مجلسگاه صاحب روز جشن و خرمی
و آن چو لشکرگاه صاحب روز جنگ و کارزار
هوش مصنوعی: این مکان شبیه جشن و شادی است که صاحبش در آن حضور دارد، در حالی که آنجا مانند میدان جنگ و مبارزهای است که صاحبش برای مقابله و نبرد آماده شده است.
آفتاب جود ابومنصور کو دارد جهان
بر موالی چون بهشت و بر معادی چون حصار
هوش مصنوعی: خورشید بخشش ابومنصور چه جایگاهی در دنیا دارد که برای بندگان مانند بهشت و برای آخرت مانند حصار است.
نیست جودش را شمار و نیست لطفش را کران
ملک بادش بیکران و عمر بادش بیشمار
هوش مصنوعی: بخشش و لطف او را نمیتوان شمرد و به پایان رساند. فرمانروایی او بیپایان است و عمرش نیز بسیار طولانی و بیشمار میباشد.
مهر و ناز او ز ماه رنج بزداید خسوف
آب جود او ز دشت آز بنشاند غبار
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی او همچون نور ماه، غم و اندوه را از دل میزداید. بخشش و سخاوت او همچون باران، غبار تشنگی را از دشت وجود آدمی میزداید.
کردگارش ناصر است و روزگارش یاور است
آسمانش چاکر است و آفتابش پیشکار
هوش مصنوعی: خداوندِ او یاور و حامی است و روزگار به او کمک میکند. آسمان برای او خدمتگزار است و خورشید به او احترام میگذارد.
کار مردی جز بطبع او نگیرد انتظام
بند رادی جز بدست او نگردد استوار
هوش مصنوعی: هیچ کاری از مردان به جز آنچه که با طبیعتشان هماهنگ باشد، به درستی انجام نمیگیرد و هیچ زنجیری جز به دستان خودشان محکم نمیشود.
شاعران از هر زمینی نزد او گشته گروه
زائران از هر دیاری نزد او بسته قطار
هوش مصنوعی: شاعران از هر نقطهای به او آمدهاند و مانند زائرانی از هر جایی دور هم جمع شدهاند.
گمرهان جهل را دائم دل پاکش دلیل
بستگان آز را دائم کف رادش زوار
هوش مصنوعی: افرادی که در جهل و نادانی به سر میبرند، همواره دلهای پاک و بیآلایش دارند، اما با این حال به خاطر وابستگیها و اشتباهات خود، در کمند مشکلات و محدودیتها اسیر هستند.
کردگار او را بنور خود پدید آورد باز
کرد دین و دانش و جود و وفا بر وی نثار
هوش مصنوعی: خداوند او را با نور خود آفرید و ویژگیهای دین، علم، generosity و وفا را بر او نازل کرد.
خانه بخشیدنش را عقل بوم و فضل بام
جامه پوشیدنش را خیر پود و فخر تار
هوش مصنوعی: خانهای به او بخشیدند که با عقل و دانایی مثل بوم در آن حضور دارد و فضل و علم مانند پوششی بر بام آن است. همچنین، نیکی و فضیلت مانند پود آن خانه را میسازد و فخر و افتخار مانند تار آن را زینت میدهد.
در هزاران وعد او هرگز نبینی یک خلاف
در هزاران جود او یکره نبینی انتظار
هوش مصنوعی: در وعدههای او هیچگاه تناقضی نخواهی دید و در بخششهای او هرگز انتظار نخواهی کشید.
ای شکار زائران پیوسته زر و سیم تو
وی روان دشمنان همواره تیغتر اشکار
هوش مصنوعی: ای مایهی جستجو و آرزو برای زائران که همیشه به دنبال طلا و نقره هستند، و ای روحی که دشمنان همیشه با تیغی آراسته در کنارت هستند.
چاره بیچارگان و یاور درماندگان
سائلان را دست گیر و غمکنان را غمگسار
هوش مصنوعی: به یاری بیچارگان بشتاب و به داد درماندگان برس. به کمک سائلان و درخواستکنندگان بیفت و برای کسانی که در غصه و اندوه به سر میبرند، دلجویی کن.
هرکجا گیری قرار آنجا سخا گیرد مقام
هرکجا گیری مقام آنجا وفا گیرد قرار
هوش مصنوعی: هر جا که به آرامش و استقرار دست پیدا کنی، generosity و بخشندگی در آنجا حاکم خواهد بود. و هر کجا که جایگاه و موقعیتی را به دست آوری، وفاداری و پایبندی به آن مقام نیز به وجود خواهد آمد.
ای بدانش رهنمایان سخن را رهنما
وی زرادی خواستاران درم را خواستار
هوش مصنوعی: ای کسی که به دانش و خرد راهنمایی میکنی، به سخنانم راهنمایی کن. ای زرادخانهای که آرزوهای خواستاران را برآورده میکنی، به درخواستهای من پاسخ بده.
هرکجا من بوده ام مدح توام بوده است شغل
هرکجا من بوده ام شکر توام بوده است کار
هوش مصنوعی: هر جایی که من بودهام، ستایش تو در آنجا بوده است و هر فعالیتی که انجام دادهام، در حقیقت شکرگزاری برای تو بوده است.
سال و مه از حسرت نادیدن دیدار تو
بود جان من نژند و بود جسم من فکار
هوش مصنوعی: سال و ماه به خاطر حسرت عدم دیدار تو سپری شد. جانم در غم و ناراحتی به سر میبرد و جسمم در تلاش و سختی.
صد هزاران شکر بادا کردگار عرشرا
چون بمن بنمود چهر تو بشادی کردگار
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوندی که عرش را آفریده است، چرا که وقتی چهره تو را به من نشان داد، شادی و خوشحالی را به ارمغان آورد.
تا نگردد مور مار از گشت سعد آسمان
تا نگردد مار مور از گشت نحس روزگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرنوشت نیک و خوش برای انسانها رقم نخورد، بدی و شومای جهان هم تغییر نخواهد کرد.
بر تن خصمان تو بادا بسان مار مور
بر دل یاران تو بادا بسان مور مار
هوش مصنوعی: بر دشمنانت، بسان ماری که در پوست موری پنهان شده، رنج و سختی فرود آید. و بر دل دوستانت، همچون موری که در دل مار وجود دارد، نگرانی و اضطراب حاکم شود.