برگردان به زبان ساده
ای کرده تیره روز معادی بتیغ و تیر
آمد بخدمت تو گرانمایه ماه تیر
هوش مصنوعی: ای کسی که روزگار تاریکی را تجربه کردهای، با شمشیر و تیر به خدمت تو آمدهاند، ای ماهی با ارزش که در تیرماه به دنیا آمدهای.
بنشین بناز شاهی و باده دریده خور
لب را ز نوش بهره و جان را ز باد تیر
هوش مصنوعی: در آرامش و لذتبخشی بنشین، بادهای بنوش و از طعم آن لذت ببر. از نوشیدنی، روح تازهای بگیر و از هوای خنک بهرهمند شو.
رفتی بتاختن بسوی شهر دشمنان
تا چون کجا رود ز کمان سوی صید تیر
هوش مصنوعی: تو با سرعت به سمت شهر دشمنان رفتی تا ببینی تیر کمان به کجا میرود و چه کسی را هدف قرار میدهد.
آن خیلها شکستی کش تیر دل گذار
آن قلعه ها گرفتی کش سرفراز تیر
هوش مصنوعی: تو با تیر عشقت به دل من زخم زدی و باعث شدی تا قلعههای دوردست را فتح کنم.
پژمرده شد ز تیر تو جان مخالفان
چونانکه لاله پژمرد از باد ماه تیر
هوش مصنوعی: جان دشمنان تو از تیرهای عشق تو پژمرده شده است، مانند گلی که از بادهای تیرماه پژمرده میشود.
اکنون که خیلها بشکستی تو شکر کن
واکنون که قلعه ها بگرفتی تو پند گیر
هوش مصنوعی: اکنون که موفقیتهای زیادی به دست آوردهای، شکرگزار باش و حالا که به اهدافات رسیدهای، از این تجربیات درس بگیر.
ار جو که تو بگیری ملک همه جهان
چونانکه ملک ایران از دشمن اردشیر
هوش مصنوعی: اگر تو سلطنت و قدرتی را در دست بگیری، مانند سلطنت بر تمام جهان، همانطور که اردشیر بر ایران تسلط پیدا کرد و آن را از دشمنانش دفاع کرد.
این کارها که بر تو گشاده شود همی
باشد دلیل آنکه شوی بر ملوک میر
هوش مصنوعی: هر کاری که به راحتی برای تو ممکن میشود، نشانهای است از اینکه به مقام بلند و سلطنتی خواهی رسید.
در دشمنانت گرچه کثیرند خیر نیست
چونانکه گفت یزدان لاخیر فی کثیر
هوش مصنوعی: در میان دشمنان اگرچه تعداد آنها زیاد است، اما این بدین معنا نیست که همه آنها خوب هستند. همانطور که گفته شده، خداوند فرمود هیچ خیری در کثرت نیست.
گردون ترا مطیع و زمانه ترا سمیع
یزدان ترا ظهیر و زمانه ترا نصیر
هوش مصنوعی: ای گردونه، تو فرمانبر منی و زمانه به سخن من گوش میدهد. خداوند حامی من است و زمانه نیز یاور من خواهد بود.
باشد میان ترکان قد تو راست زآنک
نبود ترا شبیه و نباشد ترا نظیر
هوش مصنوعی: قد تو در میان ترکان برجسته و عالی است، زیرا هیچکس نمیتواند شبیه و همتای تو باشد.
چونان کجا ز سندان تیر تو بگذرد
سوزن بجهد نگذرد ازو شی و حریر
هوش مصنوعی: اگر تیر تو از سندان عبور کند، سوزن نیز میجهد، اما هیچ چیز دیگری از آنجا نمیتواند بگذرد، حتی پارچهای نرم و لطیف مثل حریر.
در کام دشمنانت شود شهد چون شرنگ
در دست حاسدانت شد زر چون زریر
هوش مصنوعی: اگر دشمنانت از تو کام ببرند، لذت شیرینی خواهد داشت، اما حاسدانت آنچه را که به دست آوردی، مانند زریر (که نماد طلاست) به چشم زخم میزنند.
گردون بجای همت تو پست چون زمین
دریا بجای دو کف تو خرد چون غدیر
هوش مصنوعی: سرزمین آسمان به اندازه همت تو پایین است، همانطور که دریا نسبت به دو دست تو کوچک و ضعیف به نظر میرسد.
چون در عرین هژبر بوی از بر سمند
چون بر سپهر مهر بوی از بر سریر
هوش مصنوعی: وقتی بوی خوش از بدن شیر در دشت میپیچد، همانطور که بوی آفتاب از بالای تخت سلطنت منتشر میشود.
از کف و تیغ تست همه اصل صاعقه
وز زهر خشم تست همه اصل زمهریر
هوش مصنوعی: تمام قدرت و شدت تو نتیجهای از غضب و خشم توست، و همچنین سرما و یخبندان نیز ناشی از همین خشم است.
گیتی بدانش و هنر خویش یافتی
کس پادشه نگردد بر خلق خیر خیر
هوش مصنوعی: دنیا به واسطه دانش و هنر خود به انسان ارزش میدهد و کسی که به این درجات دست یابد، دیگر به قدرت و سلطنت نیازی ندارد و بر دیگران نیکی میکند.
تا بانگ نای زیر کند گوشها چو گل
تا زخم تیغ و تیر کند چشمها چو قیر
هوش مصنوعی: وقتی صدای نای شنیده میشود، گوشها را به خود جذب میکند، مانند اینکه گل ها را مینوازد. و وقتی زخمهای تیغ و تیر بر چشمها میافتند، آنها را تاریک و سیاه میکند، همچون قیر.
چشم عدوت باد پر از زخم تیر و تیغ
گوش ولیت باد پر از بانگ نای وزیر
هوش مصنوعی: چشم دشمن باید پر از زخم و درد ناشی از تیر و تیغ باشد، در حالی که گوش دوست تو باید پر از صدای دلنشین نای موسیقی باشد.
تا این جهان پیر بود باش تو جوان
وز خیل دشمنانت مباد ایچ خلق پیر
هوش مصنوعی: بنگر که تا زمانی که این جهان کهن است، تو همواره جوان و پویا باشی و از گروه دشمنانت هیچ نسلی از آدمها پیر و کهن نگردند.