برگردان به زبان ساده
ای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر
عهد کرده بوفا با من و نابرده بسر
هوش مصنوعی: ای جانم، تو که دل را آرام میکنی و دل را در tumult میافکنی و زیبا به نظر میرسی، بیا به یاد عهدی که با من بستهای، وفا کن و مرا بیخبر نگذار.
غم عشق تو روانم بلب آورده بلب
درد هجر تو توانم بسر آورده بسر
هوش مصنوعی: غصهٔ عشق تو روح و جانم را به هم ریخته، و درد جدایی تو را با تلاش و زحمت تحمل کردهام.
شمنان چون تو ندیدند و نبینند صنم
پریان چون تو نزادند و نزایند پسر
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کسی شبیه تو را ندیده و نخواهد دید. همچنین هیچ موجودی مانند تو، که همچون پریان زیبایی باشد، متولد نشده و نخواهد شد.
تا فراق تو خبر بود عیان بود تنم
تا فراق تو عیان گشت تنم گشت خبر
هوش مصنوعی: تا زمانی که جدایی تو در زندگیام وجود داشت، این جدایی برای من آشکار بود و تأثیرش را بر جسمم حس میکردم. اما حالا که این جدایی به وضوح در وجودم نمایان شده است، تأثیرش بیش از پیش حس میشود.
گر بنالم کنم از تف جگر دریا خشک
ور بگریم کنم از آب مژه هامون تر
هوش مصنوعی: اگر از سوز دل خود ناله کنم، دریا خشک میشود و اگر از چشمانم اشک بریزم، هامون پر آب میشود.
تو بزر اندر پوشیده همی داری سیم
من بسیم اندر پوشیده همی دارم زر
هوش مصنوعی: تو در دل خود به طور پنهانی داراییهای با ارزشی را نگهداشتهای و من نیز در دل خود، ثروت و ارزشمندی را به طور نهان حفظ کردهام.
من بیارایم هر روز رخان را بسرشگ
تو بیارائی هر روز میان را بکمر
هوش مصنوعی: من هر روز با زیباییهای چهرهام را میآرایم، اما تو با اشکهای خود هر روز وسط من را جلوهگر میکنی.
نه همی کم شود از تف جگر آب مژه
نه همی کم شود از آب مژه تف جگر
هوش مصنوعی: آب چشم تو از سوز دل من کم نمیشود و بیتابی من هم از اشکهای تو کم نمیشود.
قمر از چرخ دو صد بار مرا سجده برد
گر یکی بار کنم وصف رخانت بقمر
هوش مصنوعی: اگر قمر به اندازهی دویست بار بر من سجده کند، هرگز نمیتواند حتی یک بار تو را به زیبایی تو توصیف کند.
بدو بادام تو اندر همه احکام سرور
بدو یاقوت تو اندر همه احکام ثمر
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از این است که تو همچون بادامی هستی که در هر حکمی جلوهگر است و همچنین مانند یاقوتی در هر حکمی میوهای با ارزش به شمار میآیی. این تصویر به زیبایی و ارزش وجود تو اشاره دارد که در هر موقعیتی، درخشان و برجسته هستی.
من بخیلی نکنم هرگز با تو بروان
تو بخیلی چکنی با من چندین بنظر
هوش مصنوعی: من هرگز نسبت به تو بخیل نیستم، اما تو نسبت به من بسیار بخیلی میکنی. این موضوع برای من آشکار است.
نکنی شکر مرا گرت ببوسم بلبی
که بر او کرده بود مدح خداوند گذر
هوش مصنوعی: اگر مرا شکر نکنی، مرا ببوس، مانند بلبلی که بر او مدح خداوند را خواندهاند.
آفتاب همه شاهان جهان لشگری آن
که گه خشم شرنگست و گه جود شکر
هوش مصنوعی: خورشید، فرمانده تمام پادشاهان است؛ زمانی خشمگین و تلخ همچون زهر، و زمانی بخشنده و شیرین مثل شکر.
بوالحسن آن دل احسان که ز گفتارش نور
علی آن گنج معانی که ز کردارش در؟
هوش مصنوعی: بوالحسن، دل مهربان و نیکوکار، آن که گفتارش همچون نوری درخشنده است و رفتار و کردار او گنجینهای از معانی عمیق و ارزشمند را به همراه دارد.
نه درم را بر او هست گه جود محل
نه عدو را بر او هست گه جنگ خطر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که نه سخاوت و بخشش در محل خود بر او اثر دارد و نه دشمنی و جنگ میتواند او را به خطر بیندازد. به عبارت دیگر، شخصی در برابر نعمتها و خطرات مقاوم و بیتوجه است.
تخت راز و محل آمد چو فلک را ز نجوم
ملک را زو شرف آمد چو صد فراز درر
هوش مصنوعی: تختی که به عنوان مکان راز و اسرار شناخته میشود، وقتی به دور از ستارهها و زوایای آسمان قرار گیرد، حقیقت را به گونهای از خود به نمایش میگذارد که همچون جواهرات باارزشی در بالای کوهها درخشندگی دارد.
ای همه سال مظفر شده بر خیل عدو
بر تو نایافته یک روز عدوی تو ظفر
هوش مصنوعی: ای سالها که بر دشمنانت پیروز شدهای، با وجود این هیچگاه دشمن تو را شکست نخواهد داد.
نیک خواهان ترا شر همی گردد خیر
بد سکالان ترا خیر همی گردد شر
هوش مصنوعی: خواستههای نیک و خیر تو میتواند به شر تبدیل شود و در عوض، بدیها و دشواریها به نفع تو تمام خواهند شد.
درم از دست تو باشد هم ساله بفغان
اجل از تیغ تو باشد همه ساله بحذر
هوش مصنوعی: اگر برای من از تو چیزی بماند، هر سال باید از تیغ (خطر) تو بگریزم و نگران مرگ باشم.
بگه رزم چه مردم شکری و چه شکار
بگه بزم چه دریا شمری و چه شمر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به دو جنبه از زندگی انسانهاست: یکی جنبه جنگ و رزم، و دیگری جنبه خوشگذارانی و بزم. در مورد جنگ سخن از این است که برخی افراد با شکوه و افتخار میجنگند و برخی دیگر به شکار میپردازند. در مورد بزم نیز، برخی به خوش گذرانی در کنار دریا میپردازند و برخی دیگر به شادی و سرور در مجالس مینشینند. در نهایت، این ابیات به نوعی تقابل و تنوع زندگی اشاره دارند.
تو همه جنگ سگالی و بداندیش گریز
تو همه تیر فشانی و بداندیش سپر
هوش مصنوعی: تو در تمام نبردها به مانند یک سگ وحشی هستی و به خاطر بداندیشی فرار میکنی. تو مانند کسی هستی که تیرهایی پرتاب میکند اما تمام راههایت به خاطر تفکر نادرستت، محافظتی ندارد.
قیمت تاج بسر باشد و اکنون که توئی
تاج اشرار بتاج است همه قیمت سر
هوش مصنوعی: قیمت تاج بر سر متعلق به توست و اکنون که تو هستی، تاج بدترینها نیز به قیمت سر توست.
برده از جود تو افضال همه ساله حشم
برده از گنج تو ارزاق همه ساله حشر
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو باعث شده که هر سال هندسه ی نعمتها و خوبیها را به دیگران برسانی. از ثروت تو هر سال، روزی و برکت به مردم میرسد و این نعمتها به همه جا میرسد.
شاعران سوی تو آرند همه گنج ثنا
زائران پیش تو آرند همه کان هنر
هوش مصنوعی: شاعران برای ستایش و شعر گفتن به سوی تو میآیند و از تمامی هنرهای خود در کنار تو بهره میجویند. زائران نیز برای دیدن تو و احترام به هنرت به نزد تو میآیند.
بدل گنج ثناشان تو دهی گنج درم
عوض کان هنرشان تو دهی کان گهر
هوش مصنوعی: تو به جای هنر و فضائلشان، ثروت و گنجی به آنها هدیه میدهی، زیرا فضائل و هنرهای تو از هر گوهری گرانبهاتر است.
درمت هست بسی لیک نه در خورد سخا
گهرت هست بسی لیک نه در خورد گهر
هوش مصنوعی: در وجود تو چیزهای زیادی وجود دارد، اما نه به اندازه کافی برای بخشش. در ثروت تو چیزهای فراوان وجود دارد، اما نه به اندازه کافی برای به اشتراک گذاشتن.
نوک خشت تو بجسم اندر سازد چو روان
نوک تیر تو بچشم اندر تازد چو بصر
هوش مصنوعی: نوک خشت تو به جسم وارد میشود، مانند اینکه نوک تیر به چشم مینشیند.
رهیان تو بر تو رهیان تو بوند
نبوندت رهی ارشان بکنی دور زبر
هوش مصنوعی: اگر تو خود را در دلبستگی به دیگران بیندازی، آنها نیز از تو دور خواهند شد؛ پس اگر میخواهی از بند آنها رها شوی، باید از وابستگی دست بکشی.
من رهی سر بتو افرازم و فخر از تو کنم
گر بر تو بوم و گر بر شاهان دگر
هوش مصنوعی: من به خاطر تو صدای خود را بلند میکنم و به تو افتخار میکنم، حتی اگر در کنار تو زندگی کنم یا در کنار پادشاهان دیگر.
تا ز تاریکی همواره نشان دارد ابر
تا ز رخشانی همواره اثر دارد خور
هوش مصنوعی: ابر همیشه نشانی از تاریکی را به یاد دارد و خورشید همواره تأثیری از روشنی را باقی میگذارد.
باد تاریکی بر حاسد تو کرده نشان
با درخشانی بر ناصح تو کرده اثر
هوش مصنوعی: باد شب، نشانهای از حسادت را بر چهره تو به تصویر کشیده و در عوض، بر خیرخواهی تو تاثیر جالبی گذاشته است.