برگردان به زبان ساده
ایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج
تن عدوی ترا داده روزگار شکنج
هوش مصنوعی: آیا با شمشیر و قلم، رنج و زحمت دشمن را تحمل خواهی کرد؟ آیا روزگار، تن تو را در سختی و شکنجه قرار داده است؟
بناز دست ولی کرده یار با بگماز
برنج روی عدو کرده جفت با آرنج
هوش مصنوعی: دست محبوبی که به محبت میدهد، همچون برنجی است که از روی دشمن به زیبایی و نرمی برمیخیزد.
ز دیده خون دل افتاده بر رخان عدوت
چو نار دانه نشانده بقصد در نارنج
هوش مصنوعی: از چشمانم اشکِ دل به صورت دشمن افتاده است، مانند میوهی نار که با هدف درخت نارنج روییده.
بسان موسی عمران ز دست فرعونان
همه جهان بگرفتی به تیغ تو بی رنج
هوش مصنوعی: مانند موسی که به خاطر ظلم فرعونان، به مبارزه برخاست و همه دنیا را به آزادی رسانید، تو نیز با شمشیری که به دست داری، بدون زحمت و مشقت، گردنکشانی را نابود کردی.
هر آنچه زان نیاکانت بود بگرفتی
وز آنچه بود طمعشان خدای دادت خنج
هوش مصنوعی: هر چیزی را که از نیاکانت به ارث بردهای، دریافت کردهای و آنچه که آرزویش را داشتند، خداوند به تو عطا کرده است.
بروز بخشش نوک قلمت جان پرورد
بروز کوشش نوک سنانت جان آهنج
هوش مصنوعی: با استعداد و خلاقیت تو، نوشتههایت جان تازهای به زندگی میبخشند، و تلاش و ارادهات مانند تیری است که به سوی هدف میرود و روح آهن را تقویت میکند.
مخالفان ترا قول هست و نیست عمل
چنانکه خورد نشان تا خلنج کاسه خلنج
هوش مصنوعی: مخالفان تو فقط به گفتار و وعدهها بسنده میکنند و هیچ عمل واقعی ندارند، درست مانند کسی که فقط نشان و نشانهای بیفتد، اما در نهایت هیچ substance ای نداشته باشد.
بسا کسا که بر کس به نیم ذره نجست
شد از عطای تو دینار پاش و گوهرسنج
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد هستند که به خاطر یک چیز کوچک و ناچیز از تو به دست آوردند، اما تو با کرامت و بخشش خود بر آنها تاثیر گذاشتهای و ارزشمند شدهاند.
چنانکه تازی سوی و غا بروز مصاف
بروز صید نتازد عقاب زی سارنج
هوش مصنوعی: چنانکه گرگ به سمت شکار میرود، عقاب نیز به سمت زندگی و هدفش در پرواز است.
ز نیکی آید نیکی چنانکه عادت تست
همیشه نیک سکال و همیشه نیک الفنج
هوش مصنوعی: نیکی و خوبی به نیکی برمیگردد، همانطور که در طبیعت توست که همیشه خوب رفتار کنی و همیشه کارهایت نیکو باشد.
خدا یکانا گنجور تو چه دیده ز من
که تو بگویی پنجاه ده نیارد پنج
هوش مصنوعی: خدا تنها و بیهمتاست. تو چه چیزی از من دیدهای که چنین بگویی؟ چرا میگویی به پنجاه دست نخواهد یافت؟
به من برنج دل و جان رسید رنج سخن
چو گنج مال به گنجور تو رسیده به گنج
هوش مصنوعی: به من عشق و زندگی دیجید، اما رنج و درد گفتن مانند گنجی است که به خزانهات رسیده.
ترا جواهر گنج سخن فرستم من
مرا فرستد گنجور تو سوانح رنج
هوش مصنوعی: من برای تو ارزشمندترین کلمات و صحبتهایم را میفرستم و تو نیز برای من از دردها و سختیهایت میگویی.
بقات بادا چندانکه کام تست بکام
که چون تو کس ندهد داد زین سرای سپنج
هوش مصنوعی: به اندازهای که خواستههای تو برآورده شود، زندگی کن، زیرا هیچکس غیر از تو نمیتواند از این دنیای فانی، حق و حقوق تو را بگیرد.