برگردان به زبان ساده
روزی که تو آن زلف پر از مشک فشانی
ما را ندهد هیچ کس از مشگ نشانی
هوش مصنوعی: روزهایی که تو موهای پر از عطر و خوشبوی خود را به کسی ندهی، هیچ کس نمیتواند نشانهای از آن عطر و زیبایی را به دست آورد.
زلف تو شکنج است و تو بازش چه شکنجی
جعد تو فشانده است تو بازش چه فشانی
هوش مصنوعی: زلف تو پیچ و خم زیادی دارد و تو چقدر زیبا آن را به نمایش میگذاری. زیبایی و جذابیت جعد و حالت موهای تو چقدر دلربا و دلنشین است.
گاه این ز بر سیم کند غالیه سائی
گاه آن ز بر ماه کند مشک فشانی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات زبر سیم به زیبایی غالیه (خوشبو) میافزاید و گاهی دیگر، زبر ماه به مانند مشک خوشبو پخش میکند.
من شاد شده تا شده باریک تن من
از آرزوی آنکه تو باریک میانی
هوش مصنوعی: من از آرزوی دیدن تو و نازکی میانت، خوشحال و شاداب شدهام، تا جایی که تنم باریک شده است.
پیوسته من از ناله به دل لاله ستانم
همواره تو از باده به رخ لاله ستانی
هوش مصنوعی: من همیشه از ناله و گلهام به یاد لالهها هستم، در حالی که تو همیشه از شراب مینوشی و خاطر لالهها را زنده میکنی.
در تنگ دهان تو نهان سی و دو لؤلؤ
من تنگ دلی دارم تو تنگ دهانی
هوش مصنوعی: در دل من، عشق و گنجهای زیادی وجود دارد، اما تو با زبانی بسته و کمحرف، نمیگذاری این احساسات به روشنی بیان شوند.
ای گشته دل من به دهان تو به تنگی
در تنگ دل من دو صد اندوه نهانی
هوش مصنوعی: دل من از حضور تو در تنگنا قرار گرفته و احساس میکنم که درون من پر از اندوه و غمهای پنهان است.
دلبندِ منا! دل ز بر من چه ربائی؟
جانانِ منا! جان ز تن من چه ستانی؟
هوش مصنوعی: عزیز من، این چه دلیلی دارد که تو از من دور شوی؟ چرا روح و جان مرا از بدنم میگیری؟
گفتم توئی آرام دل و راحت جانم
اکنون تو مرا دام دل و آفت جانی
هوش مصنوعی: به او گفتم که تو مایه آرامش دل و راحتی جان من هستی، اما اکنون تو تبدیل به دام دل و آفت جانم شدهای.
بسیار بکوشی که مرا رنج فزائی
از عدل امیر شه عادل نتوانی
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که تلاش کنی، نمیتوانی از عدالت امیر عادل به من آسیبی برسانی.
فرخنده جوانشیر جوانبخت که یابد
از دولت او پیر خرف گشته جوانی
هوش مصنوعی: جوانی به نام فرخنده جوانشیر با بختی خوب، به موفقیتی دست مییابد که باعث میشود فردی پیر و ناتوان، به خاطر او جوانی و طراوت خود را باز یابد.
با شاه یگانه دل او پاک همیشه
زان داد به او شاه جهان ملک مکانی
هوش مصنوعی: دل پاک و بیآلایش شاه یگانه همیشه به او محبت میورزد و به دلیل همین خلوص، شاه جهان به او سلطنت و مقام بزرگی عطا کرده است.
گوهر بدهد مدح و ثنا را بستاند
چونین سزد از دولتیان بازرگانی
هوش مصنوعی: اگر گوهری به کسی داده شود، شایسته است که او از ستایش و تحسین آن بهرهبرداری کند؛ این کار از افراد با نفوذ و ثروتمند در تجارت نیز منطقی به نظر میرسد.
ای آنکه تو امید سواران زمینی
وی آنکه تو آرام امیران جهانی
هوش مصنوعی: ای کسی که امید بخش قهرمانان دنیایی و ای کسی که مایه آرامش سروران جهانی.
از رأی بلند تو بریده است تباهی
وز طبع لطیف تو گسسته است گرانی
هوش مصنوعی: ناامیدی و فساد از نظر بلند تو جدا شده و سنگینی و سختی از سرشت نرم تو دور شده است.
هنگام طرب کردن چون ماه تمامی
هنگام شغب کردن چو شیر ژیانی
هوش مصنوعی: در زمان شادی و خوشحالی، مانند ماهی کامل درخشانی، و در زمان خشم و خروش، مانند شیری نیرومند و غرا هستی.
وعد تو به نقد است و وعید تو به نسیه
شر تو درنگی بود و خیر تو آنی
هوش مصنوعی: وعده تو فوری و مشخص است، اما تنبیه و جزای تو به تأخیر میافتد. آسیب و ضرر تو به تأخیر میافتد، اما نیکی و خوبی تو بلافاصله و سریع است.
فانی شود از آتش شمشیر تو دریا
دریا شود از کف گهربار تو فانی
هوش مصنوعی: آتش شمشیر تو باعث نابودی دریا میشود و در عوض از دستان تو دریا به وجود میآید که پر از گوهر است.
چندانکه بکوشم نتوان گفت که روزی
در وعده جود تو فتاده است توانی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که تلاش کنم، نمیتوانم بگویم که روزی وعده بخشش و کرم تو برآورده شده است.
آن را که نوازد که تو او را ننوازی
آن را که بخواند که تو از پیش برانی
هوش مصنوعی: اگر کسی به دیگران محبت کند و تو او را نادیده بگیری، یا کسی را بخواند و تو او را منحرف کنی، یعنی از او دوری کنی، نشان میدهد که بیتوجهی و دوری به معانی عمیقتری میانجامد.
هرچ از کرم و جود تو گویند توئی آن
هرچ از خرد و فضل تو گویند تو آنی
هوش مصنوعی: هر چه درباره بزرگواری و generosity تو بگویند، تو همان هستی. و هر چه از دانش و فضیلت تو بگویند، تو همان هستی.
بخل از تو گمانی شد و جود از تو یقینی
جور از تو نهانی شد و عدل از تو عیانی
هوش مصنوعی: بخل و خسیسی به خاطر تو فقط در خاطر شده و بخشش و سخاوتمندی از تو مسلم و مشخص است. ظلم و ستم از تو پنهان است و عدالت از تو به وضوح و روشنی مشاهده میشود.
کار تو بود خوبی و کردار تو رادی
عقل تو کند پیری و بخت تو جوانی
هوش مصنوعی: خوبی و رفتار تو باعث میشود که عقل تو به پختگی برسد و شانس تو جوان و پر نشاط بماند.
ای آنکه ترا نیست به جود اندر همتا
وی آنکه ترا نیست به فضل اندر ثانی
هوش مصنوعی: ای کسی که هیچ کس مانند تو نیست و هیچ کس به واسطه فضل و کرامت تو به پای تو نمیرسد.
ناکرده تو را خدمت خدمت بشناسی
ناگفته ترا مدحت صلت برسانی
هوش مصنوعی: اگر تو به کسی کمکی نکردهای، او چطور میتواند تو را بشناسد؟ و اگر چیزی دربارهات نگفته شود، چگونه میتوانی از او تمجید و ستایش دریافت کنی؟
دادیم ملکوار یکی استر رهوار
از باد گذشته به روانی و جهانی
هوش مصنوعی: ما خود را همچون استری سبکبار به باد سپردیم و به سفر جهانی نیکو روانه شدیم.
از کوه گرانتر شود آنگه که بداری
از باد سبکتر شود آنگه که برانی
هوش مصنوعی: هرگاه چیزی را با اصرار و قوت نگهداری، سنگینتر و دشوارتر میشود، اما اگر آن را رها کنی و از آن دور شوی، سبکتر و آسانتر خواهد شد.
تا باقی و فانی بود و حاضر و غائب
تو باقی بادی و بلاخواه تو فانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود داشته باشد و هر چیزی که ناپایدار است وجود داشته باشد، تو باید پایدار بمانی و در همین حال برای کسانی که به تو نیاز دارند، ناپدید شوی.
این عید خجسته بر تو باد خجسته
تا تو ز می و روی نکو دادستانی
هوش مصنوعی: این جشن مبارک به تو مبارک باشد تا تو از شراب و چهره زیبا بهرهمند شوی.
تا دهر همی پاید در ملک بپائی
تا ملک همی ماند در دهر بمانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا برقرار است، تو نیز در این دنیا باقی خواهی ماند و تا زمانی که این دنیا پابرجاست، تو نیز در آن ادامه خواهی داشت.