برگردان به زبان ساده
دهد روی آن سرو سیمین نشانی
ز ماهی که بر سرو سیمین نشانی
هوش مصنوعی: سرو زیبایی به من علامتی میدهد که نشان از ماه زیبایی دارد که بر روی آن سرو است.
دخانی پدید آید اندر دو چشمم
از آن روی ناری و زلف دخانی
هوش مصنوعی: از چشمانم بخار یا دودی متصاعد میشود، به خاطر چهره زیبای تو و موهای دودیات.
چو بر سحر آن ترک خانی بگویم
شود چشم من خانه و خانه خانی
هوش مصنوعی: وقتی صبح از زیبایی آن ترک صحبت میکنم، چشمانم تبدیل به خانهای میشود که او در آن زندگی میکند.
دل رایگانی که بد مهر پرور
بدادم بدست کسان رایگانی
هوش مصنوعی: دل من که در آن عشق و محبت وجود داشت و آزادانه در اختیار دیگران بود، به دست کسانی افتاد که سزاوار آن نبودند.
مرا جسم چون شاخه خیزران شد
ز هجران آن قامت خیزرانی
هوش مصنوعی: بدن من به مانند شاخهی خیزران نرم و انعطافپذیر شده است، زیرا به خاطر دوری و فراق آن قامت زیبا و خیزرانی، در درونم درد و رنج به وجود آمده است.
ایا عاشق از عشق چون موی گردی
گر آنی که کوه از تو گیرد کرانی
هوش مصنوعی: آیا اگر عاشق واقعی باشی، مانند مویی در باد خواهی بود، در حالی که اگر عشق واقعی داشته باشی، کوهها هم از تو تاثیر میپذیرند و به نوعی به سمت تو متمایل میشوند.
بتن چون هوا از هوان هوائی
بدل با فریب از فریب فغانی
هوش مصنوعی: بتن مانند هواست که در آن تغییراتی وجود دارد. این تغییرات به گونهای هستند که به وسیله فریب و فریبکاری، احساسات و صداهایی را به وجود میآورند.
ز هم داستانی که هستم بر آنم
که هرجا که هستی زنم داستانی
هوش مصنوعی: من به این اعتقاد دارم که هر جا که باشی، داستانی درباره تو خواهم گفت.
اگر زندگانی بهر حال باشد
تو از مردگانی نه از زندگانی
هوش مصنوعی: اگر زندگی به هر شکلی که هست ادامه دارد، تو در واقع جزو مردگان هستی نه زندهها.
ایا گشته پیر از جوانیت مانده
هوسهات با عارض ارغوانی
هوش مصنوعی: آیا پیر شدهای اما هنوز از آرزوها و تمایلات جوانیات دست برنداشتهای در حالی که چهرهات شبیه گلهای ارغوانی است؟
ایا قبله دلبران زمانه
گر آنی که خون دلم را برانی
هوش مصنوعی: ای محبوبان زمانه! آیا تو همان کسی هستی که اگر دل مرا بشکنی و خونش را بریزی، به سمت تو متوجه خواهم شد؟
ندام چه کانی بلا را که چندین
تو از دیده عاشقان خون چکانی
هوش مصنوعی: تو چقدر زیبا هستی که عاشقان به خاطر دیدن تو، اشکهایشان همچون خون از چشمانشان میریزد و دچار بلا و رنج میشوند.
چه سائی سر زلف بر چهره گل
دلم را می مهر تا کی چشانی
هوش مصنوعی: چقدر زیبایی و لطافت موهای تو، که بر چهره ی گل آن دل من میافتد. تا کی میتوانم این عشق و محبت را تحمل کنم؟
بزلف دو تا مبتلا را بلائی
بچشم سیه آهوان را هوانی
هوش مصنوعی: موهای دو معشوق مبتلا، مانند بلایی است که به چشمان سیاه آهوان افتاده است.
بسرو چمانت کند وصف هرکس
چه مانی تو سرو چمان را چه مانی
هوش مصنوعی: توصیف هر کسی به زیبایی و قامت تو شبیه میشود، اما تو با زیبایی و قامت خودت چه ارتباطی داری؟
هنوز از نوانی ندانی به از بد
بدان را نوازی بهان را نوانی
هوش مصنوعی: هنوز یاد نگرفتهای که از بدیها و ناپسندیها به زیباییها و خوبیها متمایل شوی.
تو با کس نمانی که با من نماندی
گهی نزد اینی گهی نزد آنی
هوش مصنوعی: تو هرگز با کسی که با من نماندی، نخواهی ماند. گاهی پیش این میروی و گاهی پیش آن.
همیشه جهانی بگرد جهان در
مگر دشمن شهریار جهانی
هوش مصنوعی: همیشه در حال گشت و گذار در جهان باش، تا بلکه دشمن پادشاه جهان را پیدا کنی.
شهنشاه گیتی ابونصر مملان
که او را بود فر خسرو نشانی
هوش مصنوعی: شاه بزرگ دنیا، ابونصر مملان، که او را نشانی از فر و شکوه خسرو میدانند.
خدیوی کجا نام شمشیر تیزش
که برنده است آن شرار یمانی
هوش مصنوعی: کجاست آن شخص بزرگ و قدرتمند که نام شمشیر تیزش را بشنوم، آن شمشیری که میتواند دشمنان را با شدت و حرارت نابود کند؟
اگر دوزخی بر زبان آرد آنرا
زبانی کند دوزخی را زبانی
هوش مصنوعی: اگر کسی که در عذاب دوزخ است، کلمات دوزخی را بر زبان بیاورد، این بدان معناست که او به شکلی دوزخیوار سخن میگوید.
ایا کی دل و بر دل خصم چون کی
پدید است بر تو نشان کیانی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی آثار و نشانههای کیانی را بر دل دشمن خود ببینی؟
همه فر و فال کیانیست با تو
اگر نز کیانی بگو از کیانی
هوش مصنوعی: تمام شکوه و سرنوشت کیانی در کنار توست، اگر از دوستی کیانی دوری میکنی، بگو که از کیانی خبری نیست.
همه فر و فال کیانیست با تو
اگر نز کیانی بگو از کیانی
هوش مصنوعی: تمام زیبایی و سرنوشت پادشاهان با توست. اگر به پادشاهان نزدیک نیستی، از آنها بگو.
تو زان خاندانی که گردون بنازد
گرش خادم و خاک آن خاندانی
هوش مصنوعی: تو از آن خانوادهای هستی که آسمان به آن افتخار میکند، حتی اگر بنده و خاک آن خانواده باشی.
تو بدخواه مالی و بد خواه مالی
تو آتش نشانی و آتش نشانی
هوش مصنوعی: تو همیشه به دیگران و مال آنها حسادت میورزی و این حسادت مانند آتشی است که خودت را نیز درگیر میکند.
یکی را تو سودی یکی را تو سودی
یکی را زیانی یکی را زیانی
هوش مصنوعی: برخی افراد از کارها یا تصمیمات شما بهرهمند میشوند و برخی دیگر ضرر میبینند.
اگر با زمانه بتازی زمانی
نه زو باز گردی نه زو باز مانی
هوش مصنوعی: اگر با دنیا و تغییرات آن به شدت مواجه شوی، نه میتوانی به گذشتهاش برگردی و نه میتوانی در آن ثابت بمانی.
گه حلم گوئی درنگ زمینی
گه خشم گوئی شتاب زمانی
هوش مصنوعی: گاهی برای نشان دادن بردباری، مانند زمین درنگ میکنی و گاهی با خشم و ناامیدی، با سرعتی شتابان رفتار میکنی.
تو آنی که هفت آسمان را بروزی
توانی بهم بر زدن بی توانی
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که قادر به روشن کردن هفت آسمان هستی، اما بدون توانایی نمیتوانی به هم بیفتی.
سخا را مکانی بدان کف کافی
بشمشیر خون معادی چکانی
هوش مصنوعی: سخا را باید جایی بشناسی که خون از تیغ به اندازه کافی بریزد.
مه و مهر از آن مهربانند با تو
که بر مهر آزادگی مهربانی
هوش مصنوعی: ماه و خورشید به خاطر محبت تو به مهربانی مشغولند، چون تو خود در آغوش آزادگی با محبت و مهربانی زندگی میکنی.
بروز و شبان مر جهان را تو مانی
جهان چون رمه گشت و تو چون شبانی
هوش مصنوعی: روز و شب، تو نگهبان این جهان هستی. وقتی جهان مانند رمهای میشود، تو مانند شبانی میمانی که آن را هدایت میکند.
مکان عطائی بدان طبع صافی
یمین و غائی به تیغ یمانی
هوش مصنوعی: محل بخشش، تحت تأثیر طبیعت خالص و پاکی است که به دست آمده و به هدف نهایی با قدرت و استحکام دست مییابند.
گمانی برم شهریارا که ناید
تو را در سخن دانی من گمانی
هوش مصنوعی: من به شهریار گمان میبرم که تو در گفت و گوهایت به من نمیرسی، و این فقط یک گمان است.
نکو داردم هرکه نیکوم داند
تو نیکو نداری و نیکوم دانی
هوش مصنوعی: من هر کسی را که نیکو میشناسم، ارجمند میدارم؛ اما تو که نیکو نمیدانی، در واقع نیکو را نمیشناسی.
نخواهم شدن بر کسی بار گردن
توانی مگر بیش از این ناتوانی
هوش مصنوعی: نمیخواهم برای کسی مسئولیت ایجاد کنم، مگر اینکه توانمندیام بیش از این ضعف باشد.
الا تا به آذر جهان پیر گردد
الا تا به آزار یابد جوانی
هوش مصنوعی: به زودی دوران جوانی تمام میشود و زندگی فراز و نشیبهای خود را دارد و انسانها با گذشت زمان با مشکلات و چالشهایی روبرو خواهند شد.
در این ملکت باستانی بزی تو
بشادی دو رخ چون گل بوستانی
هوش مصنوعی: در این سرزمین قدیمی، تو مانند یک بز شاداب هستی که دو چهره دارد و همچون گلی در باغ سرشار از خوشبویی میدرخشد.
طرب کن به آواز چنگ مغنی
طلب کن ز خوبان نبیذ معانی
هوش مصنوعی: با ساز و آواز شاد، خوش باش و از دلرباها هنر و معانی زیبا را بخواه.