برگردان به زبان ساده
ای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاه
او فرزنده ز گردون تو فروزنده ز گاه
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ و دانا و نیکویی، سپاه تو مانند خورشید درخشان است و فرزندان تو مثل نور از آسمان تابان میباشند.
او گهی تابان بر چرخ و گهی زیر زمین
تو بوی تابان بر گاه بگاه و بی گاه
هوش مصنوعی: او گاهی در آسمان درخشنده و گاهی در زیر زمین پنهان است. تو نیز در زمانهای خاص و بیزمان بوی خوشی پخش میکنی.
زو نگاریده سپهر از تو نگاریده زمین
زو درخشنده نجوم از تو درخشنده سپاه
هوش مصنوعی: از زیباییهای تو آسمان زیبا شده و زمین به خاطر تو نقش بسته است. ستارهها به درخشش تو میدرخشند و سپاه نیز به خاطر تو شکوهمند شده است.
زو بود تازه بتابستان اشجار و نبات
از تو تازه دل احرار همه ساله بجاه
هوش مصنوعی: از تو بهار و شکوفایی درختان و گیاهان تازه میشود و هر ساله دل آزادگان به خاطر تو تازه و شاداب میگردد.
هست شاهانه کلاه تو فرازان همه وقت
او ببرج حمل افرازد هر سال کلاه
هوش مصنوعی: کلاه تو همیشه در اوج و با شکوه است و هر سال به بالاترین نقطه میرسد.
بهنر زو بگذشتی ببقا زو بگذر
که تو از فر اللهی و وی از فر الاه
هوش مصنوعی: بهتر است که از او بگذری، زیرا تو دارای مقام و فرّ الهی هستی و او فاقد این مقام است.
ماه در خانه خورشید شبی یادو بود
باز خورشید بود ماهی در خانه ماه
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که ماه در کنار خورشید است، یادآور آن است که در آسمان همواره نور و روشنی وجود دارد. همچنین، زمانی که خورشید در بالاست، به نوعی میتوان ماه را در کنار خودش تصور کرد. این تصویر معنای پیوند و همزیستی نورانی دو موجود آسمانی را به نمایش میگذارد.
نرسد هزمان خورشید سوی خانه خویش
تو سوی خانه خویش آی و می سرخ بخواه
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید به خانه خود نمیرسد، تو هم به سوی خانهات بیا و یک جام می سرخ بخواه.
که ز دیر آمدنت نیک سگالان ترا
هست رخ همچو زریر و دل جان جامه سیاه
هوش مصنوعی: بیت اشاره به این دارد که به خاطر تأخیر در آمدنت، ستایشگران تو همچنان منتظرند و چهرهای زیبا و دلنشین مانند زریر داری، اما لباس سیاه میپوشی، که نشاندهندهی غم یا اندوه است.
جان من ریش و نژند است و تنم زار و نزار
جان چو گندم ز بر تابه و رخ زرد چو کاه
هوش مصنوعی: روح من پژمرده و ضعیف است و بدنم بیحال و ناتوان. جانم مانند گندم از تابه بیرون آمده و صورتم زرد و بیرمق چون کاه میباشد.
راهم ار بودی سوی تو بسر تاختمی
آه کامسال چو هر سال تنم بودی آه
هوش مصنوعی: اگر راهی به سوی تو داشتم، با شتاب بهسوی تو میرفتم. مثل هر سال، حسرت و افسوس بر دل داشتم که تنم با من نبود و نتوانستم به تو برسم.
رهی و بنده آنم که مرا مژده دهد
که به پیروزی پیمود خداوند تو راه
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که اگر به من خبر خوشی بدهند که خداوند تو را به سوی پیروزی راهنمایی میکند، به آن راه میروم.
تا تو آنجایی من حال تباهم شب و روز
چون تو باز آئی یک شب نبود حال تباه
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو دوری، من در شب و روز در حال بیقراری و آشفتهام، اما وقتی که تو برگردی، دیگر حال و روزم خراب نخواهد بود.
تو پناه همه خلقی بگه شادی و غم
بگه شادی و غم باد ترا چرخ پناه
هوش مصنوعی: تو پناهگاه همه انسانها هستی، چه در زمان شادمانی و چه در زمان غم. زندگی تو را در چرخش خود میگذراند.
باد نوروزت فرخنده و پیروزت روز
تو بشادی ز بر گاه و عدو در ته چاه
هوش مصنوعی: باد بهاری ات خوش و مبارک باشد و روزت سرشار از شادی. دشمنان تو در عمیقترین چاهها باشند.