برگردان به زبان ساده
مهر جانان چون روان اندر تن من شد روان
از تنم بیرون نیامد مهر او جز با روان
هوش مصنوعی: عشق محبوبم مانند روحی در بدن من جاری شد و از وجودم جدا نگردید. علاقهام به او هرگز از وجودم جدا نمیشود.
گر بکشمر بود قبله چند گه سرو سهی
شاید ار من دل نهم جاوید بر سرو روان
هوش مصنوعی: اگر درختان بلند و زیبا را بکشید، این احتمال وجود دارد که دل من همیشه برای این سروهای زیبا بزند.
کاروان بر کاروان آید ز مهرش بر دلم
همچو بر چهرش ز خوبی کاروان بر کاروان
هوش مصنوعی: کاروانی از عشق و محبت به قلبم میآید، مانند نیکی و زیبایی که بر چهرهاش میتابد.
لاله و گلنار دارد بار سیمین نارون
لؤلؤ شهوار دارد زیر رنگین ارغوان
هوش مصنوعی: گل لاله و گل نرگس درخت نارون را با بار نقرهای میپوشانند و درخت لؤلؤ در زیر رنگهای زیبای ارغوانی، جلوهگری میکند.
دیده من نار کفته کرد گلنار رخانش
ناردان دو لبش دارد دلم را ناردان
هوش مصنوعی: چشمان من مانند آتش سوزان است، و چهره زیبایش شبیه به گل است. لبهایش همچون میوه نرگس خوشرنگ، قلب من را تحت تأثیر قرار داده است.
نافه مشگ سیاهش هست دائم لاله رنگ
معدن مشگ سیاهش هست دائم پرنیان؟
هوش مصنوعی: هرگز شمایل زیبای آن دختر را فراموش نمیکنم، که مانند گلهای لاله به رنگ خاصی درخشان است و زیباییاش چون پارچهای ظریف و لطیف میدرخشد.
در خزان از بوی این مغزم پر از بوی بهار
در بهار از رنگ آن رویم پر از رنگ خزان
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، ذهنم پر از عطر بهار است و در فصل بهار، چهرهام سرشار از رنگهای پاییز میشود.
هر که او دارد لب جام و لب جانان بهم
تازه باشد طبع او جاوید و جاویدان جوان
هوش مصنوعی: هر کسی که به شراب و عشق معشوق دسترسی داشته باشد، ذوق و طبع او همیشه نو و جوان خواهد ماند.
خوردن آن دور دارد خم ز پشت و نم ز رخ
دیدن این دور دارد نم ز چشم و غم ز جان
هوش مصنوعی: به هنگام خوردن، خمی در پشت و نگاهی زیبا در چهره او مشخص میشود. دیدن او، اشک در چشم و اندوهی در دل ایجاد میکند.
تا بود نیروی جانم کف ندارم دور از این
تا بود نیروی جسمم جان ندارم دور از آن
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح من فعال است، نمیتوانم از اینجا دور شوم. و تا زمانی که جسم من قوی است، نمیتوانم از آن جدا شوم.
تازه گردد دل از او هرگه که گیرد جام می
تازه گردد جان ز مهر آن نگار دلستان
هوش مصنوعی: دل هر بار که جام می نوشد، تازه میشود و جان نیز با عشق آن معشوق زیبا دوباره جوان میگردد.
کاخ از آن خندان چو از گلنار کفته جویبار
بزم از این تازه چو از ماه دو هفته آسمان
هوش مصنوعی: کاخی که شاد و پر از سرزندگی است، همانند درختان گلنار، و جویبار بزم هم از این تازگی و زیبایی مانند ماهی که دو هفته از شروع نورش گذشته، سرشار از جلوه و روشنایی است.
راست همچون زهره باشد برده مه را پیش مهر
چون ستاند جام می را زو خداوند جهان
هوش مصنوعی: آن کس که همچون زهره (زیبا و درخشان) است، در برابر خورشید (مهر) به خوبی میدرخشد و جدای از آن، زمانی که مینوشد (جام می) به یاد خداوند جهان است.
تاج میران جلیل آرام گیتی بوالخلیل
جعفر آنکو کرد زر جعفری را رایگان
هوش مصنوعی: تاج بزرگان باعث آرامش دنیا شده و آن شخص معروف که به بوالخلیل جعفر شناخته میشود، زر جعفری را به صورت رایگان در اختیار دیگران قرار داده است.
گر بواجب کار بودی شاه گیتی خواندمش
عیب دانم خواندن او را شاه آذربایگان
هوش مصنوعی: اگر کار به واجب بودن باشد، من او را شاه گیتی میخوانم، ولی میدانم که خواندن او را شاه آذربایجان، ایراد دارد.
گر بجود و جنگ و دانش یافت شاید مملکت
کو همه گیتی بگیرد کی شود همداستان؟
هوش مصنوعی: اگر در جنگ و تلاش و دانش به دست بیاید که سرزمینِ همه جهان را در اختیار بگیرد، آیا زمانی خواهد رسید که همه با هم همنظر شوند؟
گر نبودی آفت ترکان بگیتی در پدید
بستدی گیتی همه چون خسروان باستان
هوش مصنوعی: اگر آفت ترکان در دنیا وجود نداشت، جهان همچون خسروان باستان زیبا و پربار میبود.
زو شدندی گاه کوشیدن بصف اندر ستوه
زو زدندی گاه بخشیدن بمردی داستان
هوش مصنوعی: گاهی انسان از تلاش و کوشش خسته میشود و در عین حال، میتواند با مردانگی و بزرگواری نیز به دیگران کمک کند و آمادهی بخشش باشد.
از رخ شاهان برون آرد بهیبت شنبلید
وز تن شیران برون آرد بضربت ارغوان
هوش مصنوعی: نزدیک شدن به زیبایی و قدرت، باعث میشود که احساس آرامش و نفوذ در میان مردم ایجاد شود. به طوری که وقتی نمایشی از آن زیبایی و قدرت در برابر چشمها قرار میگیرد، تأثیر عمیقی بر دلها میگذارد و سنگینی حضورش را حس میکنند.
از کمان او تن ناصح ببالا چون خدنگ
از خدنگ او تن حاسد بچفتد چون کمان
هوش مصنوعی: بانگ او مانند تیر است که از کمان رسته و از خود دور میشود. بدن ناصح به سمت بالا میرود و بدن حاسد به سوی پایین جلب میشود، درست همانطور که تیر از کمان خارج میشود و به سمت هدف میرود.
جود او بیش از شمار و عدل او بیش از عدد
عقل او بیش از قیاس و فضل او بیش از گمان
هوش مصنوعی: خداوند بخشندگیاش بیحد و مرز است و عدالتش فراتر از شمارش و عقل او از هر تخمینی بالاتر است. فضلی که دارد نیز بیشتر از آنچه که بتوان به آن فکر کرد، است.
هرکه باشد دشمن او عیب دان باشد چو دیو
او بتن بی عیب چون یزدان و چون او غیبدان
هوش مصنوعی: هر کسی که دشمن او باشد، به عیبجویی میپردازد، و در حالی که او مانند یزدان بیعیب است، دشمنانش او را به بدی میشناسند و عیبهای او را میبینند.
گرچه مردم را سپرده است این زمانه بر زمین
او همی کوشد بمردی با زمین و با زمان
هوش مصنوعی: این زمانه به انسانها اهمیت میدهد و آنها را در میان مشکلات و چالشهای زندگی قرار داده است، اما او هم تلاش میکند که با این شرایط و با واقعیتها کنار بیاید.
او بکردار شبانست و دگر شاهان رمه
از بد گرگان نگه دار رمه باشد شبان
هوش مصنوعی: او مانند یک شبان است که از رمه خود مراقبت میکند و در مقابل گرگهای خطرناک از آنها محافظت میکند، در حالی که شاهان دیگر به فکر رمههای خود نیستند.
مردمان گویند شاهنشه ندارد دوست می
این نداند جز می پیر و نگار نوجوان
هوش مصنوعی: مردم میگویند که شاهنشاه دوستی ندارد. این تنها میداند که نه از شراب پیر خبر دارد و نه از عشق نوجوان.
نیست او چونانکه شاید همتش را رسم بزم
نیست او چونانکه شاید همتش را ساز خوان
هوش مصنوعی: او مانند کسی نیست که برای میهمانی و خوشگذرانی تلاش کند، او به گونهای نیست که تنها به آواز و نوازی بپردازد.
او همی خواهد بهر بزمی فشاند گنج نور
او بهر خوانی همی خواهد نهادن نان جان
هوش مصنوعی: او میخواهد برای برگزاری مهمانی، گنجی درخشان را به نمایش بگذارد و برای پذیرایی از مهمانان، نانی که زندگیبخش است، آماده کند.
این مثل شاهنشه دانا بجا آرد همی
کز نهادن گنج بی آلت تهی گردد دهان؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مانند یک شاهنشاه دانا، باید در زمان مناسب و به جا عمل کرد؛ زیرا اگر گنجینهای ارزشمند را بدون ابزار و امکانات مناسب و بیفکری در معرض قرار دهی، بیفایده و بیاستفاده میشود.
گر کنونش نیست چونان دارم از یزدان امید
کو همی گیتی بگیرد زین کران تا آن کران
هوش مصنوعی: اگر اکنون به این صورت نیست، از خداوند امید دارم که جهان را از این سوی به آن سوی فرا گیرد.
ور کند در بخشش و رامش کجا بهرام گور
داد اوگردد جهان را بهتر از نوشیروان
هوش مصنوعی: اگر کسی در بخشش و خوشی به اندازه بهرام گور عمل کند، دنیا را از نوشیروان هم بهتر میکند.
با همه عیبی که شاهان جهان را اوفتاد
زین نمونه روزگار و گیتی نامهربان
هوش مصنوعی: با وجود تمام کاستیهایی که بر سرنوشت پادشاهان دنیا آمده، همچنان این دوران و جهان بیرحم است.
از همه میران کنون او را فزون بینم عطا
وز همه شاهان کنون او را فزون بینم توان
هوش مصنوعی: اکنون میبینم که او از همه مردم بیشتر بخشش دارد و از همه پادشاهان نیز بیشتر توانایی و قدرت دارد.
زو زنند اکنون بگاه لشگر افروزی مثل
زود هند اکنون بگاه خواسته بخشی نشان
هوش مصنوعی: اکنون زمان جنگ و نبرد است و مانند آتش افروزی در میدان مبارزه، آماده هستند. اکنون باید نشانی از اراده و قدرت را نشان دهند.
هیچ گنجی روز بزم او نباشد پایدار
هیچ شاهی روز رزم او نباشد کامران
هوش مصنوعی: هیچ ثروتی در روز جشن و شادی او دوام نمیآورد و هیچ سلطنتی در روز جنگ و نبرد او موفق نمیشود.
از یکی دائم همی گیرد بمردی تاج و تخت
بر یکی دائم همی پاشد برادی گنج و کان
هوش مصنوعی: انسانها به طور مداوم از یکدیگر تأثیر میپذیرند؛ برخی به قدرت و مقام دست مییابند و برخی دیگر به ثروت و دارایی.
گر شود با جام خندان خواسته گریان شود
گر شود با تیغ پیدا اژدها گردد نهان
هوش مصنوعی: اگر با جام خوشحالی به سراغ کسی بروی، درخواستش را با شادابی میپذیرد، اما اگر با تیغ و تهدید روبرش شوی، به موجودی خطرناک و پنهان تبدیل میشود.
ای خداوند زمین ای پادشاه راستین
از تو شاهان را و شیران را غریو است و فغان
هوش مصنوعی: ای خدای زمین و پادشاه واقعی، صدای ناله و فریاد شاهان و دلیران به سوی توست.
دوستداران را نوازانی چو بتر ابرهمن
نیکخواهان را فروزانی چو آتش را مغان
هوش مصنوعی: دوستداران را به نرمی و محبت رفتار کن، همانطور که ابر بارانزا برای زمین میبارد. و نیکخواهان را مانند آتش روشنایی ببخش، چون آتش برای مغان (آتشپرستان) نور و گرما به همراه دارد.
آن زمینی کو گران تر پیش حلم تو سبک
آن هوائی کو سبک تر پیش طبع تو گران
هوش مصنوعی: زمینی که در برابر صبر و بردباری تو سنگینتر است، و هوایی که در مقایسه با سلیقه تو سبکتر است، به واقع برعکس هستند؛ یعنی آنچه که تو را به چالش میکشد، در نظر دیگران ممکن است آسان به نظر آید.
آنکه ورزد مهر تو وانکو پرستد چهر تو
ناز بیند بی نیاز و سود بیند بی زیان
هوش مصنوعی: کسی که عشق تو را ورزید و زیبایی چهرهات را ستایش کرد، در عشق تو همیشه بینیاز و بیضرر خواهد بود و از جمال تو لذت خواهد برد.
تا تن مردم نوان باشد ز بیداد و ستم
تا دل مردم بود تازه ز داد و شادمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدن مردم از ظلم و ستم رنج میبرد، دل آنها از شادی و عدل شاد و سرزنده خواهد بود.
دوستانت را همیشه باد شاد و تازه دل
دشمنانت را همیشه باد تن زار و نوان
هوش مصنوعی: دوستانت همیشه خوشحال و سرزنده باشند و دشمنانت همیشه در رنج و ناراحتی به سر ببرند.