برگردان به زبان ساده
ای جان من از آرزوی زلف تو پیچان
بنمای یکی روی و ببخشای یکی جان
هوش مصنوعی: ای جان من، به خاطر زیبایی و زلف تو، هر بار که میخواهم یک بار دیگر به چهرهات نگاه کنم و یک جان تازه از تو بگیرم.
زهره بدو رخسار تو داده همه زیور
هاروت بدو چشم تو داده همه دستان
هوش مصنوعی: زهره زیبایی چهره تو را به تو هدیه کرده و تمام زیورهای هاروت را به تو داده است. همچنین چشمان تو همه زیباییها و دستان تو همه دلربایی را به ارمغان آورده است.
از دو رخ تو نور برد چشمه خورشید
وز دو لب تو طعم برد چشمه حیوان
هوش مصنوعی: از دو سمت چهرهات روشنی میگیرد مانند نور خورشید و از دو لبت طعمی میچشد مانند طعم آب حیات.
کردی تن من خسته بدو نرگس مفتون
کردی دل من بسته بدو سنبل فتان
هوش مصنوعی: تو با زیباییات به بدن خستهام زندگی بخشیدی و با چشمان درخشان و دلربایت قلب من را اسیر خود کردی.
این دل چه گنه کرده که زلفین تو او را
در چاه زنخدان تو کرده است بزندان
هوش مصنوعی: این دل چه تقصیری دارد که موهای تو او را در چهرهٔ زیبایت به اسارت گرفته است؟
از دو لب چون نوش دوای دل من کن
یا چاره کن و برکشش از چاه زنخدان
هوش مصنوعی: از لبهای تو مثل نوشیدن، دل مرا درمان کن یا راه حلی پیدا کن و مرا از عمق چاه زیباییات نجات بده.
چون ابروی تو گوژ مرا دائم قامت
چون قامت من گوژ ترا دائم پیمان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلفریبی عشق اشاره دارد. شبیهسازی ابروی جذاب محبوب و قامت او به توصیف حال و روز عاشق پرداخته است. به طور کلی میتوان گفت که هر طرف در زیبایی و جاذبه نقش دارد و دائماً به دیگری وابسته است. عشق آنها به نوعی در هم تنیده شده و هرکدام از ویژگیهای روحی و جسمی یکدیگر تأثیر میپذیرند.
مانند دو سیاره دو رخساره روشنت
بر طرف دو سیاره دو جراره نگهبان
هوش مصنوعی: شما مانند دو سیاره، چهرهای روشن و زیبا دارید. در طرف دیگر نیز، مانند دو نگهبان، مراقبت و حراست از یکدیگر را انجام میدهید.
آرایش دل باشد پیدا شدن این
آرامش جان باشد پنهان شدن آن
هوش مصنوعی: آرامش درون انسان ممکن است به خوبی نمایان شود، ولی در حقیقت، عمق احساسات و آرامش واقعی او در درونش پنهان است.
دشوار نمائی رخ و دشوار دهی بوس
آسان بربائی دل و آسان ببری جان
هوش مصنوعی: چهرهات را به سختی نشان میدهی و سختی میکنی تا بوسهای بگیری، اما دل را به آسانی میربایی و جان را به سادگی میگیری.
نزدیک من آسانی تو باشد دشوار
نزدیک تو دشواری من باشد آسان
هوش مصنوعی: در کنار من، آرامش و آسانی برای تو وجود دارد، اما وقتی به تو نزدیک میشوم، آنچه برای من سخت و دشوار است، برای تو ساده و آسان است.
چندانکه ز نادیدن تو هست زیانم
از دیدن شاهست مرا سود دو چندان
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر از دیدنت دورم، از جداییام آسیب میبینم، اما از دیدن پادشاهی که به خاطرش دلم پر میشود، خوشبختیام دو برابر میشود.
سردار بزرگان ملک عالم ابونصر
سالار امیران ملک گیتی مملان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیت مهم و برجستهای به نام ابونصر میپردازد که به عنوان سردار و سالار امیران در دنیا شناخته میشود. او رهبری بزرگ و معتبر در میان دیگران دارد و بر تمام مملکتها تسلط و نفوذ دارد.
هم قوت دین آمد و هم زینت دنیا
هم مایه انس آمد و هم سایه یزدان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هم چیزهایی که به تحکیم و تقویت دین کمک میکند، و هم زیباییهای دنیوی، به انسان داده شدهاند. همچنین، هم چیزهایی که باعث نزدیکی و آرامش انسان میشود، و هم حمایت و موهبت الهی، به او عطا شده است.
خدمت کن او را همه احرار بخدمت
فرمان ببر او را همه آفاق بفرمان
هوش مصنوعی: همه انسانهای آزاده را به خدمت او درآورید و از او اطاعت کنید؛ تمامی موجودات جهان را به فرمان او درآورید.
ای کف تو گفتار کریمی را معنی
وی طبع تو دعوی حکیمی را برهان
هوش مصنوعی: ای دست تو، بیان کننده سخنان بزرگمردان است و طبیعت تو، دلیل بر ادعای حکمت توست.
مدحی که بنام تو بود گرچه بود بد
آن را نکند هیچ کسی فرق ز فرقان
هوش مصنوعی: مدح و ستایشی که به نام توست، هرچند که ممکن است ناپسند باشد، کسی نمیتواند آن را از مدح و ستایش واقعی تمییز دهد.
از بخشش بسیار تو شد دانش بسیار
از جود فراوان تو شد فضل فراوان
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو باعث افزایش علم و دانش دیگران شده و سخاوت تو سبب شده که فضیلت و خوبی های زیادی نیز به وجود آید.
ملکت بتو پاینده تر از خانه به بنیاد
شاهی بتو معروف تر از نامه بعنوان
هوش مصنوعی: ملکت تو پایدارتر از خانهای است که بر اساس قدرت پادشاهی ساخته شده و اعتبار تو بیشتر از نوشتهها و اسناد است.
آنرا که دل از طلعت تو گردد خرم
وانرا که لب از نعمت تو گردد خندان
هوش مصنوعی: کسی که از زیبایی تو خوشحال شود، و کسی که از نعمتهای تو شاداب و خوشحرکت گردد.
روزی بهمه عمر نبینندش غمگین
ماهی بهمه عمر نیابندش گریان
هوش مصنوعی: در طول زندگی کسی هیچگاه نباید غمگین به نظر بیاید، همانطور که هیچ ماهی در طول عمرش هرگز نمیتواند همیشه گریان باشد.
با تیغ تو از آب روان گرد برآید
با دست تو از خشک زمین خیزد طوفان
هوش مصنوعی: با شمشیر تو، آب روان به دور میآید و با دستان تو، از زمین خشک طوفانی برمیخیزد.
از شاعر و زائر خبر آرد بتو حاجب
از قاصد و سائل خبر آرد بتو دربان
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از شاعر یا زائر خبری به شما برساند، دربان و نگهبان میتوانند از فرستندهها و درخواستکنندگان خبر را به شما برسانند.
گوئی که همه نعمت گیتی بتو داد این
گوئی که همه ملکت عالم بتو داد آن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تمام خوشبختیها و نعمتهای جهان تنها برای تو فراهم شده است، انگار که تمامی سلطنت و زیباییهای عالم به تو اختصاص یافته است.
کین تو مغیلان کند از برگ بنفشه
مهر تو بنفشه کند از خار مغیلان
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و مهرت میتوانی غمها و ناراحتیها را به شادی و عشق تبدیل کنی، درست مانند اینکه یک گل بنفشه میتواند بر روی خارهای تیز و زبر رشد کند و زیبایی خود را حفظ کند.
هرچند بگیلان همه شب باران بارد
هرچند نبینند بمصر اندر باران
هوش مصنوعی: هرچند در بگیلان باران میبارد و شبها آسمان پر از باران است، اما مردم مصر این باران را نمیبینند.
گر ابر سخای تو سوی مصر برآید
ور آتش خشم تو بیابند بگیلان
هوش مصنوعی: اگر ابر generosity تو به سمت مصر برود و یا اگر خشم تو مانند آتش در بیابانها گسترش یابد، میتوان اثرات آن را دید.
یکروز بده ساله بگیلان نبودنم
در مصر بخیزد بشبی ده ره سیلان
هوش مصنوعی: روزی نبودم در بگیلان، حالا میخواهم در مصر بروم و شب را به سفر بگذرانم.
آید ملک و حور بمیدان بنظاره
چون گوی زنی با حشم خویش بمیدان
هوش مصنوعی: ملک و حوری به صحنه میآیند تا تماشا کنند، همچنان که تو با اسبها و همراهانت به میدان میروی.
در آرزوی آنکه تو چوگان کنی آن را
هر ماه شود ماه بسان سر چوگان
هوش مصنوعی: در آرزوی این هستم که تو آن را به عنوان بازی کنید، هر ماه همانند سر چوبی که برای بازی گلف استفاده میشود، ماهی را ببینی.
در طاعت تو دارد یزدان همه کسرا
زیرا دل تو نگذرد از طاعت یزدان
هوش مصنوعی: همه کسراها در اطاعت و بندگی تو هستند، چرا که دل تو از بندگی یزدان منحرف نمیشود.
شد در سخن را دل رخشنده تو بحر
شد زر سخا را کف بخشنده توکان
هوش مصنوعی: در کلامت، دل روشن تو به مانند دریایی عمیق شده است و تو مانند دست بخشندهای هستی که نیکی و generosity را پراکنده میکنی.
مه کهتر حسان نسزیدم بگه شعر
احسان تو کرده است مرامهتر حسان
هوش مصنوعی: من در وصف مه (چهرهی زیبای تو) داستانی نسرودهام، بلکه شعر و احسان توست که مرا به این کلام واداشته است.
خاصه که ز تبریزم فرمائی اجری
خاصه که بتبریزم فرمائی دیوان
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی اشاره به زیبایی و جذابیت زبانی دارد که در آن شخصی در انتظار پیامی یا نامهای از کسی خاص است. شاعر از عشق و محبت خود سخن میگوید و به تبریز، شهری که نمادی از زیبایی و فرهنگ است، اشاره میکند. احساسات شاعر بهویژه در انتظار کلمات معشوقش، تاثیر عمیقی بر روح و دلبستگی او دارد.
تا پاره آهن نشود رخنه بناخن
تا پاره سندان نشود سوده بدندان
هوش مصنوعی: تا زمانی که ناخن بر روی آهن نرود و آن را سوراخ نکند، سندان هم نمیتواند به دندان آسیب برساند.
از تیغ تو رخنه شود آن پاره آهن
وز تیر تو سوده شود آن پاره سندان
هوش مصنوعی: تیغ تو آنقدر برنده است که میتواند به راحتی فلز را پاره کند و تیر تو به قدری دقیق و قوی است که میتواند سندان را نیز تضعیف کند.