برگردان به زبان ساده
ای ببالا بلای آزادان
آرزوی دلی و رنج روان
هوش مصنوعی: ای کسی که بر بلندیها و آزادگان حکومت میکنی، آرزوی قلبی و رنج روحی را برای دیگران به ارمغان میآوری.
تنم از عشق تو نوان و نزار
دلم از رنج تو نژند و نوان
هوش مصنوعی: بدن من از عشق تو ضعیف و ناتوان شده، و قلبم از رنج تو آزرده و دلگیر است.
آرزوی جوان و پیری تو
وز تو دائم بدرد پیر و جوان
هوش مصنوعی: آرزوهای جوانان و پیران، همیشه با دردهایی همراه است که از جانب تو به وجود میآید.
زین بتنبل همی ستانی دل
زان بدستان همی ستانی جان
هوش مصنوعی: از این بیحوصلگی، دل خود را میگیری و از آن دلباختگان نیز جان خود را بر میداری.
نکند بر تو کس روا تنبل
نکند بر تو کس روا دستان
هوش مصنوعی: کسی به خاطر تو نمیتواند تنبلی کند و از کار بماند.
دل من خسته زان نهفته دهن
تن من زار زان نزار میان
هوش مصنوعی: دل من به خاطر چیزی که در دل دارم خسته است و تنم نیز به خاطر وضعیت نامناسبش ضعیف و نزار به نظر میرسد.
سر آن زلف کینه خواه و سیاه
هر زمان اندر آوری بدهان
هوش مصنوعی: همیشه در دل شوق و یاد آن موهای سیاه و زیبا به سر میبرم.
آن یکیرا بسان غالیه دان
وین یکیرا بسان غالیه دان
هوش مصنوعی: یک شخص را مانند کافور (غالیه) در نظر بگیر و دیگری را نیز به مشابهت با کافور ببین.
گر نه عاشق تر از منست چرا
بر دهان تو هست بوسه زنان
هوش مصنوعی: اگر غیر از من کسی بیش از من عاشق است، پس چرا بر لبان تو بوسه میزند؟
تن من هست اسیر آن زنجیر
دل من هست گوی آن چوگان
هوش مصنوعی: بدن من در بند و زنجیر عشق است و دل من مانند گوی توپ در میدان بازی است.
در نوشته بساط صحبت من
چون زمستان بساط تابستان
هوش مصنوعی: در نوشتههای من، فضای گفتگو مانند زمستان است که در آن هیچ گرمایی وجود ندارد، بر خلاف تابستان که پر از زندگی و نشاط است.
تا زمستان بساط گستر شد
شد زمین و زمان بدیگر سان
هوش مصنوعی: زمانی که زمستان فرا میرسد، زمین و آسمان حال و هوای دیگری پیدا میکنند.
چون رخ من شده است رنگ زمین
چون دم من شده است طبع زمان
هوش مصنوعی: چهره من به رنگ خاک درآمده و حال و هوای من به مزاج زمانه دگرگون شده است.
باغ برکند پرنیان و پرند
کوه پوشید توزی و کتان
هوش مصنوعی: باغ پر از درختان سبز و زیباست و کوهها هم با گیاهان و کتانها پوشیده شدهاند.
گشت صحرا تهی ز لشگر روم
گشت پر لشگر حبش بستان
هوش مصنوعی: در اینجا توصیف میشود که در یک طرف صحرا، لشکر روم ناپدید شده و در طرف دیگر، بستان پر از لشکر حبش است. به عبارتی، در یک سو هیچ چیز نیست و در سوی دیگر، جمعیت و قدرت زیادی وجود دارد.
دشت پوشیده چادر ترسا
چرخ پوشیده جامه رهبان
هوش مصنوعی: دشت مثل چادری از پارچه سفید است که بر روی آن کشیده شده و زیبایی خاصی دارد، و ناگهان آسمان هم مانند فردی که لباسی روحانی پوشیده، جلوه میکند.
تا سردشت و کوه سیمین گشت
باد دیماه گشت چون سوهان
هوش مصنوعی: وقتی باد دیماه به سردشت و کوههای نقرهای میوزد، مانند سوهانی عمل میکند و همه چیز را میسابد.
لاجرم در میان سونش سیم
دامن کوهسار گشت نهان
هوش مصنوعی: بنابراین، در دل سون، دامن کوهستان به طرز پنهانی قرار گرفت.
بوستان پر سیاه پوشان گشت
تا بر او گشت ماه دی سلطان
هوش مصنوعی: بوستان پر از افرادی که لباسهای سیاه پوشیدهاند شد تا اینکه در ماه دی، سلطان بر آنجا سایه افکند.
ای بدل همچو قبله تازی
خیز و بفروز قبله دهقان
هوش مصنوعی: ای جانم، همچون قبلهای که مسلمانان به سمت آن میرنجد، از جا برخیز و نور خود را به سمت دهقانان افراز.
باده پیش آر و پیش من بنشین
شاخ بیجاده پیش من بنشان
هوش مصنوعی: میگوید: شراب را نزدیک من بیاور و خودت هم بنشین. همچنین بگویید که از درختان بیثمر، شاخهای برای من بیاورید تا در کنارم باشد.
چون جنان خانه زان و آن چو سقر
چون سقر طبع از این و آن چو جنان
هوش مصنوعی: بهشت به عنوان منزلت و مکانی خوشایند است، در حالی که دوزخ به خاطر احساسات و طبیعت ناخوشایند انسانها شناخته میشود. به عبارت دیگر، تبدیل شدن به چیزی که در آدمی وجود دارد، به دو صورت ممکن است: یا به سمت خوشیها و خوبیها برود یا به سمت ناخوشیها و دردها.
ای پدید آرد از ترنج عقیق
وآن برون آرد از شجر مرجان
هوش مصنوعی: تو زیباییهایی را از دل ترنج به وجود میآوری و از درخت میوههایی همچون مرجان را به تماشا میگذاری.
آن یکی آب رنگ و خواب فزای
این یکی زر خام و سیم فشان
هوش مصنوعی: یکی دارای آبی زیبا و خوابآور است و دیگری از طلا و نقرهای که闪闪 میزند، برخوردار است.
سر دیوانه زان شود هشیار
دل غمناک از این شود شادان
هوش مصنوعی: اگر ذهن دیوانهای به حالت هوشیاری برسد، دل غمگین نیز از این وضعیت شاد میشود.
آن بسرخی دهد ز یار خبر
این بزردی دهد ز رنج نشان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که رنگ قرمز که نشانه عشق و شور و شوق است، به ما خبر از محبوب میدهد و در عوض رنگ زرد که نشاندهنده رنج و ناراحتی است، وضعیت درد و افسردگی را به تصویر میکشد. در حقیقت، احساسات متفاوتی که ما در زندگی تجربه میکنیم، میتوانند از طریق رنگها به تصویر کشیده شوند.
آن یکی نار وصف و رنج شکن
این یکی رنج تف و نارنشان
هوش مصنوعی: یکی از آنها توصیفکنندهٔ زیبایی و لذتی است که دل را شاد میکند، و دیگری بیانگر رنج و زحمت است که دل را میسوزاند.
این دماند ز روی سندان گل
آن گدازد ز تف خود سندان
هوش مصنوعی: این اشعار به معنای این است که در این لحظه، زیبایی و طراوت گل به خاطر حرارت و تلاشی که در زیر فشار و سختی وجود دارد، به وجود آمده است. همچنان که حرارت آتش، برخی اجسام را ذوب میکند، در زندگی نیز میتوان به نتیجههای زیبا و ارزشمندی دست یافت که ناشی از سختیها و چالشهاست.
هرکه این خورد پرورید روان
پرورانیده را همه خورد آن
هوش مصنوعی: هر کس که این خوراک را مصرف کند، روحش به پرورش و تکامل میرسد و در حقیقت همه کسانی که به او خوراک دادهاند، از او بهرهمند میشوند.
آن یکی یادگار افریدون
وین یکی دستگاه نوشیروان
هوش مصنوعی: یکی از آنها یادگار افریدون است و دیگری متعلق به دستگاه نوشیروان میباشد.
گشته مشگین ز بوی آن مجلس
گشته رنگین ز رنگ این ایوان
هوش مصنوعی: به تازگی بوی خوش آن مجلس باعث شده که رنگ مشکی به زیبایی تغییر کند و رنگ این ایوان نیز تحت تأثیر قرار گرفته و دگرگون شده است.
آن چو خوی پناه ملک امیر
این چو دست امیر خلق جهان
هوش مصنوعی: آن شخص به مانند پناهگاه و خوی امیر است و این شخص مانند دستان امیر در دنیای مردم میباشد.
صاحب نیکبخت عالی تخت
بوالعلی بختیاربن سلمان
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی با مقام و موقعیت بالا اشاره دارد که دارای خوش شانسی و سعادت است. او به عنوان فردی برجسته و محترم شناخته میشود و نامش بوالعلی بختیار بن سلمان است.
آن وفا را تن و سخا را دل
آن خرد را مکان و تنرا جان
هوش مصنوعی: وفا به بدن وابسته است و سخاوت به دل. خرد در مکان خاصی قرار دارد و جان هم در تن وجود دارد.
خازنش نیست خالی از بخشش
مجلسش نیست خالی از مهمان
هوش مصنوعی: مجلس او همیشه مملو از مهمانان است و هیچگاه از generosity و بخشش خالی نیست.
سیم دائم ز کف او بگله
زر دائم ز دست او بفغان
هوش مصنوعی: همیشه در دست او سیم و طلا میگذرد و او از دست رفتن آنها ناله و افسوس میکند.
زائر از کف او شود خوشنود
شاعر از کلک او شود خندان
هوش مصنوعی: زائر از دست او راضی و خوشحال میشود و شاعر هم به خاطر هنر و قلم او به خنده میافتد.
هرکه زو یک حدیث نیک شنید
جاودان گشت رسته از حدثان
هوش مصنوعی: هر کسی که از او یک سخن خوب بشنود، برای همیشه از بدیها و زشتیها دور میشود.
گنج شادی از او شده گنجه
شمع شادی از او شده شروان
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی از او سرچشمه میگیرد و به مانند شمعی میدرخشد و نورانی میشود.
فضل گرد دلش کند پرواز
جود گرد کفش کند طیران
هوش مصنوعی: شایستگی و ویژگیهای خوب او باعث میشود تا دلش به شجاعت و بخشندگی پرواز کند، و استعدادهای او همچون پرندهای آزاد و پرشور در آسمانها حرکت کند.
آن گران سنگ و حلمهاش سبک
وین سبک سنگ و حملهاش گران
هوش مصنوعی: سنگین بودن فردی با ویژگیهای قوی و پر از حلم و بردباری، او را در نظر دیگران ارزشمند و بااهمیت جلوه میدهد. از سوی دیگر، اگر کسی سبکسر و بیمحتوا باشد، حتی اگر در ظاهر به نظر برسد که کارش آسان است، در واقع ارزش کمتری دارد و بارش سنگینتر است.
قسمت نیکخواه از او نصرت
بهره بدسگال از او خذلان
هوش مصنوعی: بخشی که به خیر و خوبی متمایل است، از او یاری میگیرد، و آنانی که در پی بدخواهی هستند، از او ناامیدی و شکست میخورند.
مرگ بر دشمنش گشاده کمین
چرخ بر حاسدش کشیده کمان
هوش مصنوعی: سرنوشت برای دشمن او در کمین نشسته و آسمان به حاسدش تیری تهیه کرده است.
فلک فضل را دلش خورشید
نامه جود را کفش عنوان
هوش مصنوعی: آسمان یا سرنوشت، لطف و فضیلت را به عنوان خورشیدی در دل دارد و سخاوت را به عنوان کفش و نشان خود برگزیده است.
کلک او را قضا برد طاعت
تیغ او را اجل کشد فرمان
هوش مصنوعی: قدرت و زیبایی او باعث شد که قضا و سرنوشت او را به سمت میوه دادن وادار کند، در حالی که شمشیر او فرمان قتل را به اجرا در میآورد.
آن یکی نار فعل و آب صفت
وین یکی آب طبع و نارنشان
هوش مصنوعی: یکی از آنها نار است و ویژگیهای آتش را دارد، در حالی که دیگری آرامش و لطافت آب را داراست و همچنین نشانههایی از آتش را در خود دارد.
گوهر این چو ذره خورشید
صورت آن چو عشق در هجران
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی میگوید که چون الماس درخشان و بینظیر است، زیبایی واقعی آن به اندازهٔ عشق در زمان دوری و فراق میدرخشد.
اول اینرا ز خاک بد بالین
اول آن را ز سنگ بدبنیان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آغاز و اساس هر چیزی میتواند تاثیر زیادی بر روی سرنوشت آن داشته باشد. اگر شروع کار یا پایه آن ضعیف و نامناسب باشد، نتیجهاش هم مثبت نخواهد بود. بنابراین، اهمیت توجه به شرایط اولیه و بنیان کارها را یادآوری میکند.
آن یکی دست جود را انگشت
وین یکی کام حرب را دندان
هوش مصنوعی: یکی دست بخشندگی را با انگشتش نشان میدهد و دیگری دندانهای جنگ را به نمایش میگذارد.
آن یکی رزق را همیشه مقام
وین یکی مرگ را همیشه مکان
هوش مصنوعی: یکی همیشه در مقام و موقعیت خوبی از معیشت و روزی قرار دارد، در حالی که دیگری همواره در مکانی از مرگ و پایان قرار گرفته است.
ای ز کلک تو فضل را شادی
وی ز تیغ تو خصم را احزان
هوش مصنوعی: تو با قلم خود، فضیلت را شادمانی میبخشی و با تیغ خود، دشمنان را به اندوه میاندازی.
دیده فضل را توئی دیدار
خانه جود را توئی بنیان
هوش مصنوعی: تو چشمی هستی که به زیباییها و فضیلتها نگاه میکند و خانه سخاوت و generosity را تو بنا کردهای.
ناز دشمن کنی بوهم نیاز
سود حاسد کنی بعزم زیان
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به ناز و کرشمهات ادامه دهی، شاید من هم به تو نیازمند شوم، اما اگر بخواهی بر من ضرر بگذاری، حتماً حسد ورزی بر تو خواهند داشت.
تو برادی همی دهی روزی
هرکه را جان همی دهد یزدان
هوش مصنوعی: تو همیشه به دیگران روزی میدهی، و تنها خداوند است که زندگی را به همه میبخشد.
جان خلقی که نان خلق ز تست
جان نباشد کرا نباشد نان
هوش مصنوعی: روح هر کسی که زندگیاش وابسته به توست، جان ندارد اگر که تو نانی برای او فراهم نکنی.
دست ادبار از آن شده بسته
که بمدح تو برگشاده زبان
هوش مصنوعی: دست بدیها و شانسهای بد به قدری بر تو بسته شده که زبانها به مدح و ستایش تو باز است.
گر کنی با عدو بعزم بدی
گر کنی با ولی بوهم احسان
هوش مصنوعی: اگر با دشمنان بدی کنی، دلیل بر نیت بد توست و اگر با دوستان نیکو رفتاری نکردی، نشانه ای از شک و تردید در درستی محبت توست.
سنگ در دست این شود یاقوت
مژه در چشم آن شود پیکان
هوش مصنوعی: سنگی که در دست این فرد است، به مانند یاقوت میدرخشد و مژههای فرد دیگری به اندازه تیرکمان تیز و زیبا به نظر میآید.
زآتش و آب و باد و خاک کند
چرخ طوفان پدید در کیهان
هوش مصنوعی: از ترکیب چهار عنصر اصلی طبیعت یعنی آتش، آب، باد و خاک، طوفانی در جهان به وجود میآید.
تا ندیدم ترا ندانستم
که ز زر و درم بود طوفان
هوش مصنوعی: تا وقتی تو را ندیدم، نمیدانستم که از طلا و نقره بیرحمتر است.
تا به اران توئی مدار عجب
که به اران حسد برد ایران
هوش مصنوعی: اگر تو در موضع قدرت هستی و برتری داری، تعجب نکن که دیگران از موفقیت تو حسادت کنند و به جایگاه تو غبطه بخورند.
تا نباشد گمان بسان یقین
تا نباشد خبر بسان عیان
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی به طور قطع مشخص نشود، نباید به آن گمان برد. همچنین تا زمانی که یک خبر به وضوح دیده نشود، نمیتوان به صحت آن اعتماد کرد.
تو عیان باش و دشمن تو خبر
تو یقین باش و حاسد تو گمان
هوش مصنوعی: تو به وضوح در دسترس هستی و دشمنان تو از وجودت باخبرند. حاسدانت هم تنها به گمان خودشان درباره تو قضاوت میکنند.
دوستان ترا بود شادی
دشمنان ترا بود خذلان
هوش مصنوعی: دوستان تو را شاد میکنند، اما دشمنان تو را ناامید میسازند.